غزل شمارهٔ ۲۱۹۷
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عمق احساسات عاشقانه اشاره دارد. شاعر از اسرار و زیباییهای معشوق خود سخن میگوید و تأثیر عمیق عشق بر زندگیاش را توصیف میکند. او از حسرت و دوری، و همچنین از حالت بیتابی ناشی از عشق میگوید. شاعر به تأثیر معشوق بر روح و جان خود اشاره کرده و به عواطف و احساسات قویاش میبالد. در نهایت، او به مقام و جایگاه ویژه معشوق خود به عنوان منبع نور و شادی اشاره میکند و به اهمیت عشق در زندگیاش تأکید میکند.
ای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تونقشهایی دیدم از گلزار تو گلزار تو
هوش مصنوعی: من در حال و هوای رازهای وجودت غرق شدم و از زیباییهایی که در باغ تو نهفته است، تصاویری را تجربه کردهام.
کشته عشق توام ور ز آنک تو منکر شویخطهایی دارم از اقرار تو اقرار تو
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق تو جان دادهام، حتی اگر تو منکر این عشق شوی. من شواهدی دارم که از اعتراف و بیان عشق تو حکایت میکند.
میگدازم میگدازم هر زمان همچون شکرای شکرها رسته از گفتار تو گفتار تو
هوش مصنوعی: هر لحظه مثل شکر ذوب میشوم، همانطور که شکر از شکرهای دیگر جدا میشود، به خاطر گفتار تو.
شب همه خلقان بخفته چشم من بیدار و بازهمچو بخت و طالع بیدار تو بیدار تو
هوش مصنوعی: در شب وقتی همه مردم خوابند، چشمان من بیدار است و همچنان که سرنوشت تو بیدار است، تو نیز بیدار هستی.
چند گویی مر مرا کز کار چون کاهل شدیراست گویم ای صنم از کار تو از کار تو
هوش مصنوعی: چند بار میگویی که چرا در کارها مانند یک آدم تنبل عمل کردی؟ ای محبوب، راست بگو دربارهی رفتارهایی که از تو سر زده.
ای طبیب عاشقان این جمله بیماریمهست زان دو نرگس بیمار تو بیمار تو
هوش مصنوعی: ای پزشک عاشقان، ما به این بیماری دچار هستیم که ناشی از عشق به دو نرگس زیبای توست.
ای دم هشیاریم بیهوش هشیاری توای دم بیهوشیم هشیار تو هشیار تو
هوش مصنوعی: بیداری ما وابسته به آگاهی و هشیاری توست، و در حالتی که بیهوشیم، تو هشیاری ما را به عهده داری.
چشمهها بر دل بجوشد هر دم از دریای توچشم دل پرک زن انوار تو انوار تو
هوش مصنوعی: چشمهها هر لحظه از دل من به خاطر عظمت تو میجوشند و چشم دل من پر از نور توست.
شمس تبریزی که عالم اندک اندک بوداز عطا و بخشش بسیار تو بسیار تو
هوش مصنوعی: شمس تبریزی که آرامآرام علم و دانایی را به دست میآورد، به خاطر سخاوت و generosity بیپایان تو، توانسته است این علم را به دست آورد.