غزل شمارهٔ ۲۲۷۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد فراق است. شاعر از عذاب دل و آتش عشق سخن میگوید و به محبوبش خطاب میکند که اگر او را ترک کند، چگونه میتواند خود را اصلاح کند. او از سختیهای قلبیاش و بیتابی ناشی از دوری صحبت میکند و به محبوبش میگوید که بدون او زندگیاش به سختی میگذرد. او به درد و رنجی که تحمل میکند اشاره میکند و در نهایت از محبوبش میخواهد که وقتی دلش شکست، تعداد قطرات اشکش را بشمارد. شعر نشاندهنده حس عمیق عشق و اندوه ناشی از فراق است.
امسی و اصبح بالجوی اتعذبقلبی علی نار الهوی یتقلب
هوش مصنوعی: دل عاشق من در آتش عشق به خواب و بیداری دچار نوسان شده و به شدت عذاب میکشد.
ان کنت تهجرنی تهذبنی بهانت النهی و بلاک لا اتهذب
هوش مصنوعی: اگر تو با من رفتار سردی کنی، من به خاطر تو خود را اصلاح میکنم، اما بدون تو نمیتوانم خود را تغییر دهم.
ما بال قلبک قد قسا فالی متیابکی و مما قد جری اتعتب
هوش مصنوعی: چرا قلبت این قدر سخت و بیرحم شده است؟ تا کی باید بگریی و از چه چیزی ناراحت باشی؟
مما احب بان اقول فدیتکماحیی بکم و قتیلکم اتلقب
هوش مصنوعی: من دوست دارم بگویم که جانم فدای شماست، من با وجود شما زندگی میکنم و اگر شما را از دست بدهم، دلم به شدت میشکند.
و اشرتم بالصبر لی متسلیاما هکذی عشقی به لا تحسبوا
هوش مصنوعی: به من آموختند که با صبر آرامش خود را حفظ کنم، اما عشق من اینطور نیست که فکر میکنید.
ما عشت فی هذا الفراق سویعهلو لا لقائک کل یوم ارقب
هوش مصنوعی: من در این جدایی جز لحظهای زندگی نمیکنم، اگر نبود که هر روز به دیدارت امیدوارم.
انی اتوب مناجیا و منادیافانا المسیء بسیدی و المذنب
هوش مصنوعی: من با ناله و صدای ندا به درگاه تو میطلبم، زیرا من گنهکار و خطاکار در پیشگاه تو هستم.
تبریز جل به شمس دین سیدیابکی دما مما جنیت و اشرب
هوش مصنوعی: تبریز شاهد زیباییهای شمسالدین سیدی ابکی است. میگوید از آنچه که به دست آوردهام و نوشیدهام خو شحال هستم.