غزل شمارهٔ ۲۳۲۰
هوش مصنوعی: این شعر غمگینی از دوری و فقدان است. شاعر به بستانی اشاره میکند که در آن خوبان رفتهاند و بستان به گورستانی تبدیل شده است. به نظر میرسد که زیبایی و شادابی باغ تحت تاثیر غیبت معشوقانش زرد شده و فضای خنک و سرسبز به یادآوری خاطرات گذشته تبدیل شده است. ترکان زیبا در حال سفر هستند و به نظر نمیرسد که به زودی به این باغ برگردند. شاعر به خیال بازگشت مستان و پر شدن دوباره پیمانهها از شادی و سرزندگی اشاره میکند، اما در عین حال میداند که این آرزوها ممکن است محقق نشود. در نهایت، به رابطه بین انبار و پیمانهها اشاره میکند و میگوید که زمانی که پیمانه خالی میشود، باید به دنبال پر کردن آن بود.
بیبرگی بستان بین کآمد دی دیوانهخوبان چمن رفتند از باغ سوی خانه
هوش مصنوعی: درختان بیبرگ شدهاند و در این روز دیوانگان بهخاطر زیبایی خوبان به میدان آمدهاند، در حالی که گلها به سمت خانههای خود رفتهاند.
زردی رخ بستان کز فرقت آن خوبانبستان شده گورستان زندان شده کاشانه
هوش مصنوعی: رنگ زرد به چهره باغ آمده و به خاطر دوری از آن زیبایانی که در دل باغ بودن، اینجا تبدیل به قبرستان و زندانی برای زندگی شده است.
ترکان پری چهره نک عزم سفر کردندیک یک به سوی قشلق از غارت بیگانه
هوش مصنوعی: دختران زیبای ترک به سوی محل سکونتشان به راه افتادند، یکی پس از دیگری، تا از دست دشمنان دور شوند.
کی باشد کاین ترکان از قشلق بازآیندچون گنج بدید آید زین گوشه ویرانه
هوش مصنوعی: کی وقت آن میرسد که این ترکها از پناهگاه خود بیرون بیایند؟ چون گنجی ارزشمند را ببینند، از این گوشهی ویرانه به سوی آن خواهند آمد.
کی باشد کاین مستان آیند سوی بستانسرسبز و خوش و حیران رقصان شده مستانه
هوش مصنوعی: چه زمانی آن مستان به سوی باغ سبز و دلنشین خواهند آمد و در حالتی شاداب و گیج، به رقص میپردازند؟
ز انبار تهی گردد پر گردد پیمانهآن عالم انبار است وین عالم پیمانه
هوش مصنوعی: وقتی انبار خالی میشود، پیمانه پر میشود. آن عالم مانند انباری است و این عالم مانند پیمانهای است که از آن مایه میگیریم.
پیمانه چو شد خالی ز انبار بباید جستز انبار نهان کان جا پوسیده نشد دانه
هوش مصنوعی: وقتی پیمانه خالی میشود، باید به دنبال منبعی جدید بگردی. در جایی که هنوز دانهای خراب نشده است، میتوان امید به پیدا کردن خوراک تازه داشت.