غزل شمارهٔ ۲۳۹۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و شیدایی است. شاعر به معشوقه خود اشاره میکند و از شدت عشق و جذابیت او سخن میگوید. او تصاویری زیبا و نمادین از عشق و زیبایی معشوق را به تصویر میکشد، از حالتی در حال تعلیق به خاطر عشق و از درد و لذت ناشی از اشتیاق یاد میکند. همچنین، شاعر به خواب و بیداری و تاثیرات زیبای چهره معشوق اشاره میکند و از احوال خود به عنوان عاشقی دلسوخته سخن میگوید. به طور کلی، این شعر شعف و درد عشق را به تصویر میکشد.
ای گرد عاشقانت از رشک تخته بستهوی جمله عاشقانت از تخت و تخته رسته
هوش مصنوعی: ای عشق تو باعث حسادت دیگران شدهای، اما همه عاشقان از قید و بندهای مادی آزاد هستند.
صد مطرقه کشیده در یک قدح بکردهصد زین قدح کشیده چون عاقلان نشسته
هوش مصنوعی: در یک ظرف صد بار چکش زده شده، و از آن ظرف صد بار به اندازهای نوشیدهاند که عاقلانه به نظر میرسد.
یک ریسمان فکندی بردیم بر بلندیمن در هوا معلق و آن ریسمان گسسته
هوش مصنوعی: تو یک ریسمان را به جایی باری من انداختی، و من در هوا معلق ماندم، اما آن ریسمان پاره شد.
از آهوان چشمت ای بس که شیر عشقتهم پوست بردریده هم استخوان شکسته
هوش مصنوعی: از زیبایی چشمانت، عشقت به قدری قوی است که شیر را هم به زانو درآورده و آسیبپذیر کرده است؛ هم پوستش را کنده و هم استخوانش را شکسته.
دیدن به خواب در شب ماه تو را مبارکوز بامداد رویت دیدن زهی خجسته
هوش مصنوعی: دیدن تو در خواب در شب که ماه هستی، برای من خوشیمن است، و صبحگاهی که چهرهات را میبینم، بسیار خوشحالکننده است.
ای بنده کمینت گشته چو آبگینهبشکسته آبگینه صد دست و پا بخسته
هوش مصنوعی: ای بندۀ من، چون شیشهای شکسته، در کمین نشستهای و به مانند شیشهی تکهتکه، دست و پاهایت بسته شده است.
در حسن شمس تبریز دزدیده بنگریدمزه گفتم و ز غیرت تیر از کمان بجسته
هوش مصنوعی: در زیبایی شمس تبریز نگاهی دزدانه انداختم؛ به گونهای که از حرف زدنم و حسادت، تیر از کمان رها شد.