تناجی
جلال الدین محمد مولوی

غزل شمارهٔ ۲۴۲۱

مطرب جان‌های دل بردهتا به شب تا به شب همین پرده
جان‌هایی که مست و مخمورندبر سر باده باده‌ای خورده
در خرابات مفردان رفتهخرقه آب و گل گرو کرده