غزل شمارهٔ ۲۵۲۹
هوش مصنوعی: این شعر به شکایت و دلنوشتهای از شاعر میپردازد که در آن به معشوقش میگوید که با وجود دوری و جدایی، همچنان به او عشق میورزد. شاعر از رنج و تحملی که به خاطر عشق به معشوق میکشد، میگوید و اعتراض میکند که چگونه میتواند در این حال، این گونه از او دور باشد. او با واژههای فلسفی و نمادین ویژگیهای معشوقش را توصیف کرده و در عین حال به تناقضهایی اشاره میکند که در عشق و ارتباطشان وجود دارد. شاعر از ضعف و ناتوانی خود در تحمل این جدایی صحبت میکند و از معشوق میخواهد که به حال او رحم کند.
ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داریبه جانی کز وصالت زاد مهجوری روا داری
هوش مصنوعی: آیا میتوانی اینقدر دوری را تحمل کنی، در حالی که دل و جانم به تو وابسته است؟ آیا میتوانی به کسی که از وصال تو رنج میکشد، اینگونه بیتوجهی کنی؟
گرفتم دانه تلخم نشاید کشت و خوردن راتو با آن لطف شیرین کار این شوری روا داری
هوش مصنوعی: من دانهای تلخ و ناخواستنی را در دست دارم که نمیتوان آن را کاشت و خورد. با این حال، تو با مهربانی و لطفی که داری، اجازه میدهی با این تلخی کنار بیایم.
تو آن نوری که دوزخ را به آب خود بمیرانیمرا در دل چنین سوزی و محروری روا داری
هوش مصنوعی: تو نوری هستی که با روشنیات آتش جهنم را خاموش میکنی. با وجود این همه غم و درد در دل من، باز هم جایز میدانی این حال را بر من تحمیل کنی.
اگر در جنت وصلت چو آدم گندمی خوردممرا بیحله وصلت بدین عوری روا داری
هوش مصنوعی: اگر در بهشت مانند آدم، گندم را تناول کنم، آیا میتوانی من را با چنین وضعی در بیحجابی بپذیری؟
مرا در معرکه هجران میان خون و زخم جانمثال لشکر خوارزم با غوری روا داری
هوش مصنوعی: در میانه دوری و فراق، من شبیه سربازی هستم که در میدان جنگ با زخمها و دردها دست و پنجه نرم میکند. احساس میکنم که در سرزمین خوارزم، غوری را به من روا میداری، یعنی به من اجازه میدهی با این شرایط مواجه شوم.
مرا گفتی تو مغفوری قبول قبله نوریچنین تعذیب بعد از عفو و مغفوری روا داری
هوش مصنوعی: تو به من گفتی که بخشیدهشدهام، اما آیا شایسته است که بعد از بخشش، باز هم مرا آزاری بدهی؟
مها چشمی که او روزی بدید آن چشم پرنورتبه زخم چشم بدخواهان در او کوری روا داری
هوش مصنوعی: چشمی که روزی به تو نگاه کرده و نورش روشنایی بخشیده، حالا به خاطر زخمهایی که از بدخواهان دیده، چشمش از بین رفته. آیا تو اجازه میدهی این کوری به او تحمیل شود؟
جهان عشق را اکنون سلیمان بن داوودیمعاذالله که آزار یکی موری روا داری
هوش مصنوعی: عشق جهانی است که حتی سلیمان، پیامبر بزرگ، هم اجازه نمیدهد که به ظلم و آزار کوچکی به موری روا داشته شود.
تو آن شمسی که نور تو محیط نورها گشتهستسوی تبریز واگردی و مستوری روا داری
هوش مصنوعی: تو مثل خورشیدی که نور تو همه جا را روشن کرده است، اگر به تبریز برگردی و خود را پنهان کنی، این کار قابل قبول است.