غزل شمارهٔ ۲۵۴۱
هوش مصنوعی: در این شعر، گویا شاعر مخاطب را به جستجوی حقیقت و عمق وجود دعوت میکند. او از مخاطب میخواهد تا از شبهات و ترسها فراتر رود و به جوهره هستی دست یابد. شاعر اشاره میکند که باید به جای وابستگی به ظواهر و دستهبندیها، به ذات واقعی خود و ارتباط با حقیقت الهی پرداخته شود. بهعبارتی، او از مخاطب میخواهد که از قید و بندهای فکری و نظری رها شود و به شناختی عمیقتر دست یابد.
الا ای جان جان جان چو میبینی چه میپرسیالا ای کان کان کان چو با مایی چه میترسی
هوش مصنوعی: ای جان، وقتی که میبینی چه سوالی میکنی؟ ای موجودی که در عین وجود داری، وقتی با ما هستی چرا میترسی؟
ز لا و لم مسلم شو به هر سو کت کشم میروبه قدوست کشم آخر که خانه زاده قدسی
هوش مصنوعی: هر کاری که میکنم و به هر طرف که میروم، به خاطر عشق و شوق به تو است. در نهایت، دلم میخواهد که به خانهات برسم، زیرا تو از نسل پاکان و عشقهای آسمانی هستی.
چه در بحث اصولی تو چه دربند فصولی توچه جنس و نوع میجویی کز این نوعی و زین جنسی
هوش مصنوعی: در هر بحث و گفتوگو، چه در مورد اصول و قواعد و چه در مورد جزئیات و فصول، تو به دنبال چه چیزی هستی که از این نوع و جنس باشد؟
اگر دامان جان گیری به ترک این و آن گیریکه از جمله مبرایی نه از جنی نه از انسی
هوش مصنوعی: اگر به جان خود دل ببندی و از این و آن کنارهگیری، بدان که تو از دستهی رها شدهها هستی و نه وابسته به موجودات جن و انسان.