غزل شمارهٔ ۲۵۷۲
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر ایرانی، بیانگر احساس غربت و longing (دلتنگی) است. شاعر از شخصی که به نظر میرسد دور شده و در غم و پریشانی است، میخواهد که به زودی بازگردد. او اشاره میکند که با وجود فرستادن نامهها و نشان دادن راه، هنوز خبری از طرف مقابل نیست. شاعر میگوید که باید به خود اعتماد کند و از دنیای مادی فاصله بگیرد. او همچنین به زیباییها و ویژگیهای خاص شخص مورد نظرش اشاره میکند و نهایتاً از او میخواهد که بازگردد، زیرا زندگی بدون او تلخ و دشوار است. در کل، شعر به بررسی احساسات عمیق عشق و غم و نیاز به وصال میپردازد.
جانا به غریبستان چندین به چه میمانیبازآ تو از این غربت تا چند پریشانی
هوش مصنوعی: ای محبوب، چرا در دیاری غریب و دور بی آنکه برگردی، میمانی؟ تا چه زمانی میخواهی در این تنهایی و بیقراری باقی بمانی؟
صد نامه فرستادم صد راه نشان دادمیا راه نمیدانی یا نامه نمیخوانی
هوش مصنوعی: من صد نامه برایت فرستادم و صد راه را هم به تو نشان دادم، اما یا تو نمیدانی کجا بروی یا نامههایم را نمیخوانی.
گر نامه نمیخوانی خود نامه تو را خواندور راه نمیدانی در پنجهٔ ره-دانی
هوش مصنوعی: اگر نامه را نخوانی، نامه خود به خود خوانده میشود و اگر راه را نمیدانی، در دستان کسی که به راه آگاه است، قرار داری.
بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کسبا سنگ دلان منشین چون گوهر این کانی
هوش مصنوعی: برگرد و به آن دنیای تاریک و محبوس نرو، چرا که ارزش و جایگاه تو را کسی درک نمیکند. با دلهای سنگی و بیاحساس نشین، چرا که تو همچون گوهر درون این معدن هستی.
ای از دل و جان رسته دست از دل و جان شستهاز دام جهان جسته بازآ که ز بازانی
هوش مصنوعی: ای کسی که از دل و جان خود جدا شدهای و از دغدغههای دنیوی رهایی یافتهای، برگرد که تو از همچنین آزادگان هستی.
هم آبی و هم جویی هم آب همیجوییهم شیر و هم آهویی هم بهتر از ایشانی
هوش مصنوعی: تو هم آبی و هم جویی، هم آب را میجویی و هم شیر و هم آهو. تو بهتر از همه اینها هستی.
چند است ز تو تا جان تو طرفه تری یا جانآمیختهای با جان یا پرتو جانانی
هوش مصنوعی: چقدر فاصله است بین تو و جان تو؟ آیا تو چیزی جدا و شگفتانگیز هستی یا جان تو با جان دیگری آمیخته شده است، یا اینکه تو فقط نوری از وجود جانان هستی؟
نور قمری در شب قند و شکری در لبیا رب چه کسی یا رب اعجوبه ربانی
هوش مصنوعی: نور ماه در دل شب مانند قند و شکر بر لبان است. ای پروردگار، چه کسی است که مانند این اعجوبههای الهی وجود دارد؟
هر دم ز تو زیب و فر از ما دل و جان و سربازار چنین خوشتر خوش بدهی و بستانی
هوش مصنوعی: هر لحظه از تو زیبایی و زیباییهای ظاهری ما زیاد میشود، دل و جان ما نیز در این دنیای زیبا معاملههای دلپذیری را تجربه میکنند و این تبادل و جابهجایی از نظر ما خوشایندتر و خوشتر است.
از عشق تو جان بردن وز ما چو شکر مردنزهر از کف تو خوردن سرچشمه حیوانی
هوش مصنوعی: از عشق تو به مرگ نزدیک شدن و از ما مانند شکر جان دادن، زهر را از دستان تو خوردن، این همه نشانهای از زندگی است.