غزل شمارهٔ ۲۷۲۴
هوش مصنوعی: این شعر به حضور مکرر و تاثیرگذار معشوق بر زندگی انسان اشاره دارد. شاعر میگوید که معشوق به مانند بهار هر بار میآید و حیات و شادابی را به ارمغان میآورد. عاشقان به عشق او شبیه حلوا شدهاند و او در زندگیشان مخدر و اختیار را به دست میگیرد. همچنین، نشان میدهد که معشوق از دیگران کنارهگیری میکند و تنها برای انسانی خاص حاضر میشود. شاعر با بیانی شاعرانه از جذبه و قدرت معشوق میگوید، به گونهای که او را با تصویرهایی مانند مرغی در عرش و دریایی پرجوش و خروش توصیف میکند. در نهایت، این شعر به عمق و شدت احساساتی اشاره دارد که حضور معشوق در دل انسانها برمیانگیزد.
روز ار دو هزار بار میآییهر بار چو جان به کار میآیی
هوش مصنوعی: اگر هزار بار در روز بیایی، هر بار به اندازه جانم برایم ارزشمند خواهی بود.
از بهر حیات و زنده کردن تودر عالم چون بهار میآیی
هوش مصنوعی: تو به مانند بهاری میرسی که برای زندگی و زنده کردن موجودات در این دنیا میآیی.
عشاق همه شدند حلواییچون شکر قندوار میآیی
هوش مصنوعی: عاشقان مانند شیرینیهای خوشمزه و نرم شدهاند و تو مانند قند شیرین به ما نزدیک میشوی.
می درده و اختیار ما بستانکز مجلس اختیار میآیی
هوش مصنوعی: مینوشی و تمام قدرت و انتخاب ما را از ما میگیری، چون تو خود از مکانی میآیی که انتخاب در آن وجود ندارد.
از خلق جهان کناره میگیردآن را که تو در کنار میآیی
هوش مصنوعی: آن کس که تو در کنارش هستی، از مردم دنیا فاصله میگیرد.
خاموش به حضرت تو اولیترکز حضرت کردگار میآیی
هوش مصنوعی: نزد تو خاموش ماندن بهتر است تا اینکه از جانب خداوند سخن بگویم.
دیدیم تو را ز دست ما رفتیمکز عالم پایدار میآیی
هوش مصنوعی: ما تو را دیدیم و از دست تو رفتیم، زیرا تو از دنیای پایدار به سوی ما میآیی.
ای مرغ ز طاق عرش میپریوی شیر ز مرغزار میآیی
هوش مصنوعی: ای پرندهای که از ارتفاع آسمان فرود میآیی و ای شیری که از دشتها میآیی.
ای بحر محیط سخت میجوشیوی موج چه بیقرار میآیی
هوش مصنوعی: ای دریا که به شدت در حال تلاطم هستی و ای موجی که با چه هیجانی به سمت ما میآیی.