غزل شمارهٔ ۲۸۹۱
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر به بیان تجربهای معنوی و روحانی میپردازد. او میگوید هر کسی که از حالت عدم و نیستی به سوی خداوند بیاید، نشانهای از بشریت را در خود نشان میدهد. تاکید بر این است که اگر توجه و همت انسان به علل و عوامل دنیوی باشد، او نمیتواند به عمق حقیقت برسد. تنها کسی که خود را از قید خودی جدا کرده و به حقیقت واقعی نگریسته، میتواند جوهر pure و صفای روحانی را ببیند. شاعر از شنونده میخواهد که به ظاهر قناعت نکند و به دنبال حقیقت عمیقتری باشد که در سیر و سلوک به دست میآید. او همچنین به شکر و سپاسگزاری از لطف و حلاوت الهی اشاره میکند.
هر که از نیستی آید به سوی او خبریاندر او از بشریت بنماند اثری
هوش مصنوعی: هر کس که از عدم و هیچ به سوی او بیاید، نشانهای از انسانیت را در وجود او نمایان میکند.
التفاتی نبود همت او را به عللگر علل گیرد جمله ز علی تا به ثری
هوش مصنوعی: او هیچ توجهی به دلایل ندارد، زیرا اگر به آنها توجه کند، تمامی چیزها از علی تا پایینترین سطح میافتند.
هر کسی کاو متلاشی شود و محو ز خویشبه سوی او کند از عین حقیقت نظری
هوش مصنوعی: هر شخصی که از خود بگذرد و به سمت او متوجه شود، از ذات واقعی او نگاهی به دست میآورد.
جوهری بیند صافی متحلی به حللمتمکن شده در کالبد جانوری
هوش مصنوعی: درخشش جواهر صاف و زرق و برقدار به خوبی قابل مشاهده است و آن در موجود زندهای که در آن قرار دارد، نمایان شده.
تو به صورت چه قناعت کنی از صحبت اورو دگر شو تو به تحقیق که او شد دگری
هوش مصنوعی: چرا با ظاهر کسی راضی باشی وقتی میتوانی با او صحبت کنی؟ به حقیقت پی ببر که او به فرد دیگری تبدیل شده است.
بشنو شکر وی از من که به جان و سر توکه بدان لطف و حلاوت نچشیدم شکری
هوش مصنوعی: به من گوش کن که من برای تو از شکر میگویم، زیرا من به خاطر لطف و شیرینیات آن را تجربه نکردم.