غزل شمارهٔ ۳۰۴۷
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و اشتیاق معشوق اشاره دارد و از او دعوت میکند که نزد عاشق بیاید. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که با لبخند و محبتش دل عاشق را شاد کند. همچنین، شاعر از نعمتهای دوستی و عشق سخن میگوید و به زیباییهای جهان اشاره کرده و از معشوق میخواهد که خوشی و سرمستی را به زندگی بیاورد. در نهایت، شاعر بر اهمیت عشق و ارتباط عاطفی تأکید میکند و از معشوق میخواهد تا با محبتش زندگی را رنگین کند.
به جان تو ای طایی که سوی ما بازآییتو هر چه میفرمایی همه شکر میخایی
هوش مصنوعی: ای طایی، به خاطر تو که به سوی ما بازمیگردی، هر چه که بگویی را با کمال میل و قدردانی میپذیریم.
برآ به بام ای خوش خو به بام ما آور رودو سه قدم نه این سو رضای این مستان جو
هوش مصنوعی: بیایید به بام بیا و با خوشرویی، به بام ما بیایید. دو یا سه قدم به جلو بردار و دنبال رضایت این مستان باش.
اگر ملولی بستان قنینهای از مستانکه راحت جانست آن بدار دست از دستان
هوش مصنوعی: اگر غمگین هستی، چیزی از شراب خوشطعم بگیر که آرامشبخش جان است و آن را از دستان دیگران بگیر.
ایا بت جان افزا نه وعده کردی ما راکه من بیایم فردا زهی فریب و سودا
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا، آیا به ما وعده ندادی که فردا به ملاقات ما خواهی آمد؟ چه بسا که این وعدهات تنها فریب و فریبکاری بوده است.
ایا بت ناموسی لب مرا گر بوسیرها کنی سالوسی جلا کنی طاووسی
هوش مصنوعی: ای معشوق، اگر لبان من را ببوسی، آیا مرا رها خواهی کرد و به کس دیگری محبت خواهی ورزید؟ تو که همچون طاووس زیبا و فریبندهای، آیا میتوانی به من وفادار بمانی یا به دلیلی دیگر از من فاصله خواهی گرفت؟
سری ز روزن درکن وثاق پرشکر کنجهان پر از گوهر کن بیا ز ما باور کن
هوش مصنوعی: از نگاه کوچک خود بیرون بیا و لحظهای به دنیای شیرین و خرم فکر کن. دنیای ما پر از زیبایی و ارزش است؛ بیایید به یکدیگر ایمان بیاوریم و این زیباییها را با هم تجربه کنیم.
نهال نیکی بنشان درخت گل را بفشانبیا به نزد خویشان دغل مکن با ایشان
هوش مصنوعی: بهتر است کارهای خوب را آغاز کنی و از گل و زیبایی در زندگی خود بهرهمند شوی. همچنین در ارتباط با خانوادهات صادق باش و به آنها دروغ نگو.
دو دیده را خوابی ده زمانه را تابی دهبه تشنگان آبی ده به غوره دوشابی ده
هوش مصنوعی: چشمانت را خواب کن و به دنیا نگاهی جدید بده. به تشنگان آب برسان و از سرما و تلخی زندگی بکاه.
بگیر چنگ و تنتن دل از جدایی برکنبیار باده روشن خمار ما را بشکن
هوش مصنوعی: اوقات را غنیمت بشمار و از جدایی رهایی یاب. بیا و می نوش به ما تا کمحالی و غمگساریم.
از این ملولی بگذر به سوی روزن منگرشراب با یاران خور میان یاران خوشتر
هوش مصنوعی: از این اندوه و ناراحتی عبور کن و به روزنهای که به زندگی امید میدهد نگاه نکن. شراب را با دوستانت بنوش، زیرا در کنار آنها، زندگی لذتبخشتر است.
ز بیخودی آشفتم به دلبر خود گفتمکه با غمت من جفتم به هر سوی که افتم
هوش مصنوعی: در حالتی که از خود بیخود شدهام، به معشوقهام گفتم که من با غم تو در یک مسیر هستم و هر کجا که بیفتم، همواره با تو همراه خواهم بود.
به ضرب دستش بنگر به چشم مستش بنگربه زلف شستش بنگر به هر چه هستش بنگر
هوش مصنوعی: به حرکات و رفتار او توجه کن، به چشمان جذابش نگاه کن، به شانهها و موهایش دقت کن، و به هر چیزی که به او مربوط میشود، نگاه کن.
چو دامن او گیرم عظیم باتوفیرمچو انگبین و شیرم به پیش لطفش میرم
هوش مصنوعی: وقتی که دست او را میگیرم، احساس بزرگی و توانمندی میکنم. مانند عسل و شیر که شیرین و خوشمزه هستند، در برابر محبت او پای میگذارم.
مزن نگارا بربط به پیش مشتی خربطمران تو کشتی بیشط بگیر راه اوسط
هوش مصنوعی: خودت را در برابر زیباییها غرق نکن و از مسئولیتها فرار نکن. موقعیت خود را بشناس و در میانه راهی که پیش رو داری، مسیر درست را پیدا کن.
بکار تخم زیبا که سبز گردد فرداکه هر چه کاری این جا تو را بروید ده تا
هوش مصنوعی: باید بذری که زیباست بکاری تا فردا سبز شود، چون هر کاری که امروز انجام دهی، نتیجهاش را فردا خواهی دید.
اگر تو تخمی کشتی چرا پشیمان گشتیاگر به کوه و دشتی برو که زرین طشتی
هوش مصنوعی: اگر تو بذری کاشتی، چرا حالا پشیمان هستی؟ اگر به دشت و کوه بروی، میتوانی به ثروت و خوشبختی دست پیدا کنی.
ملول گشتیای کش بخسب و رو اندرکشز عالم پرآتش گریز پنهان خوش خوش
هوش مصنوعی: ای دل، خسته و دلآزرده شدی، پس آرام بگیر و از این دنیا که پر از درد و آتش است دوری کن و به جایی خلوت و آرام برو.
ببند از این سو دیده برو ره دزدیدهبه غیب آرامیده به پر جان پریده
هوش مصنوعی: چشمانت را از این طرف ببند و راهی را در دل تیره و پنهان جستجو کن که در آن آرامشی وجود دارد و جان تو را به پرواز درآورده است.
نشسته خسبد عاشق که هست صبرش لایقبود خفیف و سابق برای عذرا وامق
هوش مصنوعی: عاشق به خواب رفته است، زیرا صبر او به اندازهای است که در دل میگنجاند حالت ضعف و اندوه برای معشوقش.
مگو دگر کوته کن سکوت را همره کننظر به شاهنشه کن نظاره آن مه کن
هوش مصنوعی: حرفی نزن، فقط سکوت را کوتاه کن و نگاهت را به شاهنشاه بیفکن و به تماشای آن ماه زیبا مشغول شو.