غزل شمارهٔ ۳۱۵۳
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به حالت مستی و شگفتی شاعر اشاره دارد. شاعر از آغاز صبح تا سحر در نوشیدن باده بوده و به شوری خوشایند آن اشاره میکند. او به زیباییهای محبوبش میپردازد و میگوید که نشانههای خوشحالی و سرمستی در چهره و چشم او نمایان است. شاعر از دوستانش میخواهد که با وجود مستی و بیخیالی، نان و محبت را به یکدیگر برسانند. همچنین به خطرهایی که در مسیر عاشقانه وجود دارد اشاره دارد و میگوید برای در امان ماندن از گرفتاریها، باید به محافظت عاشقانه توجه کرد. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که بهتر است از سخنان بیمورد دوری کنیم تا در دام حرفها نیفتیم.
ز اول بامداد سر مستیورنه دستار کژ چرا بستی؟!
هوش مصنوعی: از صبح زود در حال شادی و مستی هستی، پس چرا دستار را به طور نادرستی بستهای؟
به خدا دوش تا سحر همه شبباده بیصرفه، صرف خوردستی
هوش مصنوعی: دیشب تا صبح به خدا، تمام شب را بیدلیل مشغول نوشیدن بودی.
در رخ و رنگ و چشم تو پیداستکه ازان بازی و ازان دستی
هوش مصنوعی: در چهره و رنگ و چشمانت نمایانی است از بازی و لطافت دستانت.
نانچ خوردی بده به مخمورانای ولی نعمت همه هستی
هوش مصنوعی: ای ولی نعمت وجود، اگر نانی خوردی، آن را به کسانی که در حال مستیاند بده.
شیر امروز در شکار آمدلرزه در که فتاد در پستی
هوش مصنوعی: امروز شیر در شکار ظاهر شد و لرزشی در دشت به وجود آورد.
بدویدن ازو نخواهی رستسر بند عاشقانه و رستی
هوش مصنوعی: برای رهایی از عشق، نمیتوانی به سادگی خود را از بند آن رها کنی.
تا که پیوسته در امان باشیچون بدار الامانش پیوستی
هوش مصنوعی: برای اینکه همیشه در امنیت باشی، باید به آن چیزی که تو را در امان نگه میدارد، چنگ بزنی و به آن پیوند برقرار کنی.
شصت فرسنگ از سخن بگریزکه ز دام سخن درین شستی
هوش مصنوعی: باید از پرگویی دوری کنی، زیرا در دام کلمات و صحبتهای زیاد، ممکن است دچار مشکلات و سختیهایی شوی.