هوش مصنوعی: این متن داستانی است درباره قصاب و یک کودکی که بر دکان او نوشتن میکرد. داستان به تدریج به موضوعاتی مانند مرگ، ایمان و رحمت الهی میپردازد، از جمله روایت شهادت حمزه و وحشی که او را کشته بود. وحشی به شدت از این کار خود پشیمان است و به دنبال آمرزش میگردد. آیات قرآن به او امید میدهد که رحمت الهی همیشه شامل حال بندگان میشود. وحشی پس از شنیدن این آیات از رحمت خدا شاد میشود و به پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله وسلم مراجعه میکند. در این داستان، ایمان و توبه و رحمت الهی به عنوان موضوعات اصلی مطرح میشود و نشان میدهد که حتی بزرگترین گناهان نیز میتوانند با توبه و جستجوی رحمت الهی بخشیده شوند. در نهایت، وحشی به خاطر توبهاش مورد عفو قرار میگیرد و نشان داده میشود که رحمت خداوند برتر از هرگونه گناه است.
هوش مصنوعی: روزی قصابی به کسی گوشت وام داده بود و یک بچهنویسنده در دکانش بود. او به بچه گفت که بنویسد فلان مقدار گوشت پیش فلانی به نسیه است. یک روز، مرغی از هوا پایین آمد و مقداری از گوشت را برد. قصاب به بچه گفت که بنویسد ما فلان مقدار گوشت پیش این مرغ داریم. در روزی دیگر، مرغ مردارخوار برای گرفتن گوشت آمد. قصاب که تدبیر کرده بود، مرغ را گرفت و سرش را برید و آن را به نمایش گذاشت تا دیگر مردارخواران عبرت بگیرند. بچه به استادش گفت: استاد! من آنچه را که مربوط به توست پیش مرغ نوشتم، حالا چه چیزی برای تو بنویسم؟ استاد گفت: من چه کاری میتوانم بکنم در حالی که اگر آنها به دنبال سر هستند، کار گوشت ساده بود. او به بچه گفت که نباید از رحمت خدا ناامید شوند، حتی اگر در شرایط سختی قرار داشته باشند.
هوش مصنوعی: برخی از مفسران معتقدند که این آیات در مورد «وحشی» نازل شده است که حمزه، عموی پیامبر را به قتل رسانده بود. او زمانی شیر دل و شجاع عرب بود و در نهایت به مقام شیر خدا رسید. در ابتدا برادر و خویش بود و سپس به فرزندش تبدیل شد. بعد از اینکه مسلمان شد، وقتی به جنگ رفت، زره نپوشید. دیگران به او گفتند: ای شیر عرب! زمانی که جوان و نیرومند بودی، زره میپوشیدی، اما اکنون که سنات بالا رفته و ضعیف شدهای، چرا برهنه به میدان میآیی؟ او پاسخ داد: آن زمان دلیری و شجاعت طبیعی داشتم، مانند شیر که به خاطر حس زندگی هرگز نمیترسد. اما حالا که به ایمان رسیدهام، تاریکی طبیعت را از دل و چشمانم کنار زدم و دیدم که چه زندگیهای بعد از مرگ وجود دارد. روحها در میان هم، راحتی و خوشی را تجربه میکنند. آنان بدون دست و دهان، شراب را از عالم غیب مینوشند و در شادی به سر میبرند. آنها به نومیدان میگویند که نگران نباشید، زیرا اگر این بدن خاکی از بین برود، از زندگی و لذتها محروم نمیشوید. چه کسانی که فقط به گور نگاه میکنند، نمیتوانند به راحتی و نوری که در آن سو وجود دارد، پی ببرند. در واقع، کسانی که فقط به خاک و گور مینگرند، از دیدن نور حقیقت غافلند.
3
«آدمیدیدهاست،باقیگوشتوپوست»
هوش مصنوعی: انسان فقط ظواهر و بیرونیات یکدیگر را میبیند و در عمق وجود آنها نمیتواند نفوذ کند.
هوش مصنوعی: آنچه میکنی و میدانی، همان هویت توست. اگر خود را از نظر اخلاقی کمارزش میدانی، در حقیقت بیارزش هستی؛ اما اگر خود را پاک و پاکیزه میپنداری، در واقع چنین هستی.
هوش مصنوعی: حمزه به آنها پاسخ داد که در زمان جنگ زره میپوشیدم، چون به سمت مرگ و جراحت میرفتم. عقل نمیپسندید که بدون زره و حفاظ به سوی مرگ بروم. اما در حال حاضر با نور ایمان میبینم که وقتی در جنگ میآیم، به سمت زندگی میروم. عقل نمیپذیرد که به سمت زندگی و حیات، با زره و پوشش بروم.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به آن بزرگوار نزدیک شود و هیچ دل آرزومندی نمیتواند با چنین چهره زیبایی آرام بگیرد و هیچکس با آن لباس زیبا نمیتواند در آرامش باشد.
هوش مصنوعی: وحشی غلامی بود متعلق به زنی از بزرگان عرب. حمزه، یکی از بستگان آن زن، در جنگ کشته شده بود و این مسئله در دل زن کینهای نسبت به حمزه ایجاد کرده بود. او به وحشی که غلامش بود میگفت که اگر بتوانی حمزه را به قتل برسانی، او را آزاد میکند و همچنین به او ثروتهای زیادی خواهد داد. دیگران هم که به خاطر خونخواهی خویشانشان از حمزه کینه داشتند، به وحشی وعده میدادند که اگر او این کار را انجام دهد، به او اسب و کنیزک خواهند داد.
هوش مصنوعی: پول و ثروت میتواند انسان را به طرز عجیبی فریب دهد و او را از درک حقیقت بازدارد. قاضی یا حاکمی که به دقت و با علم و هنر امور را بررسی میکند، اگر به وسوسهٔ مال و رشوه بیفتد، نمیتواند به وضوح بین ظالم و مظلوم تمایز قائل شود. به همین خاطر، علی (علیهالسلام) در خطبهاش دربارهٔ دنیا هشدار داده و آن را فریبنده و مکار توصیف کرده است.
هوش مصنوعی: رابعه، رضی الله عنها، روزی خدمتکارش دو درم به او داد. او یکی را در دست راست و دیگری را در دست چپ گرفت و وقتی زمان خوراک بود، به او گفتند که بخورد. رابعه پاسخ داد که لقمه را در دهانش بگذارند چون دستش مشغول است. وقتی به او گفتند که میتواند دو درم را با یک دست بگیرد، او با تعجب گفت: "هر کدام از این درمها جادو هستند و من این دو جادو را به هم جمع نخواهم کرد. چون اگر این دو کنار هم قرار بگیرند، ممکن است در دلشان فکری بد ایجاد شود و یکدیگر را فریب دهند." او به این نکته اشاره کرد که ممکن است باعث جدایی میان مرد و زن یا بین روح و جسم شود، زیرا این دو جهان به هم وابستهاند و جداکنندهها میتوانند مفاسدی ایجاد کنند.
10
« آنطاقکهنیستجفتشاندرآفاقبابندهبباختجفتوطاقیبوفاق
هوش مصنوعی: آن طاقی که در جهان همتا ندارد، با من همراه شده و جفت و جورهای برابری را به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: هرچیزی که با چیز دیگری همراه شود، به یک وحدت تبدیل میشود. این یک حقیقت است که وقتی با آن چیز باشی، احساس یکی بودن میکنی، اما وقتی از آن جدا شوی، به حالتی متفرق و متعدد درمیآیی. مثال این موضوع روح و بدن است؛ تا زمانی که روح در بدن است، تمام اجزای بدن به یک روح واحد تبدیل میشوند. اما به محض اینکه روح از بدن جدا شود، این یک موجود به هزار چیز مختلف تبدیل میشود. چشم به سمتهای مختلف مینگرد، گوشها به صداهای گوناگون پاسخ میدهند، و بخشهای بدن به صورت جداگانه عمل میکنند. چرا که آنها دیگر در یک نفس متحد نیستند. وقتی که این اجزا به خاک تبدیل میشوند، بخشی از آن را به شکل کوزه، بخشی به شکل کاسه و بخشی به شکل خمره درمیآورند. هر یک به سرنوشت و کارکرد خاص خود درمیآید.
هوش مصنوعی: آنها از یکدیگر دور شدند و احساس کردند که بیگانه شدهاند. گفتند: ما که زمانی یکی بودیم، چرا حالا فاصله گرفتهایم؟ زیرا در گذشته با هم به گفتگو و تبادل روح و احساس پرداخته بودیم.
14
«ثقلتزجاجاتاتتنافرغاحتیاذاملئتبصِرْفالرّاح
هوش مصنوعی: بطریها به قدری سنگین شدند که وقتی با شراب خالص پر شدند، دیگر نمیتوانستیم آنها را بلند کنیم.
15
خفتوکادتاَنْتطیَربماحَوْتوکذاالجسومتخفبالارواح»
هوش مصنوعی: این جمله به ارتباط بین جسم و روح اشاره دارد. به نوعی میگوید که جسمها میتوانند از طریق روحها سبکتر و آسانتر شوند، و همچنین میتوانند تحت تأثیر محیط و چیزهایی که دورشان است قرار بگیرند. این مفهوم ممکن است به نشان دادن تأثیرات و تغییرات ناشی از شرایط محیطی و روحی بر روی وجود مادی افراد اشاره داشته باشد.
هوش مصنوعی: وحشی که به داراییها فریفته شده بود، در نبرد اُحد، حمزه را به قتل رساند. او در آن زمان فرصت را غنیمت شمرد، در حالی که لشکر پیامبر اسلام در آغاز حمله، به دشمنان ضربهای سخت زدند. پیامبر به تیراندازان دستور داده بود که در نقطه مشخصی بمانند و از آنجا حرکت نکنند. اما وقتی تیراندازان دیدند که لشکر اسلامی بر دشمنان پیروز شده و مسلمانان به سمت غنیمتها هجوم بردند، آنها نیز به جمعآوری غنایم از شتران، اسبان و بردگان پرداختند، در حالی که لشکر دشمن در حال فرار بود.
17
گفتند:مابهچهایستادهایم؟وقتغنیمتستدناست.
هوش مصنوعی: گفتند: ما برای چه منتظریم؟ این زمان فرصتی ارزشمند است که باید از آن استفاده کنیم.
هوش مصنوعی: گروهی گفتند که هدف از این اشاره این بود که هنوز جنگ ادامه دارد و در این زمان جنگی وجود ندارد. این طایفه اعلام کردند که ما نمیتوانیم با این منطق، سخنان پیامبر را تفسیر و تبیین کنیم. آنها به مخالفت پرداختند و بیشتر تیراندازان به سمت غنیمت و کمینگاهها رفتند و بندها را رها کردند. ابوسفیان با لشکرش در کمین بود. وقتی دید که بند خالی شده، حمله کرد و به مسلمانان حملهور شد. مسلمانان مشغول جمعآوری غنیمت بودند و یکی از صحابه که سلاح به دوش داشت و بر اسب نشسته بود، کسی نمیتوانست او را از پیامبر تشخیص دهد و در خلال این درگیری به شکلی به شدت آسیب دید. هر کس از اهل اسلام او را میدید، گمان میکرد که آن زخم به پیامبر وارد شده و به همین دلیل از میدان میگریختند. پیامبر نیز در پی آنها فریاد میزد که بایستید، من در اینجا هستم و به یادآوری میکرد که: «در حالی که فرار میکنید، نه به کسی توجه نمیکنید و پیامبر شما شما را صدا میزند.»
هوش مصنوعی: راویان نقل کردهاند که در آن واقعه عمر را دیدیم که در کنار اردوگاه، سلاحهایش را به زمین انداخته و نشسته بود. از او پرسیدیم چرا فرار نمیکند؟ او پاسخ داد: "کجا باید فرار کنم؟ کسی که جانم و زندگیام را برای او فدای او کردهام، چنین حالتی دارد." سپس به سمت حمزه رفتیم که در کنار اردوگاه، مانند شتری مست و خاکستری رنگ نشسته بود. هر کسی از کافران که به او میرسید، در حالی که مؤمنان در حال فرار بودند، با یک ضربه او را از پای در میآورد.
هوش مصنوعی: راویان سوگند خوردند که یکی از مبارزان به حمزه نزدیک شد. حمزه شمشیرش را به کار گرفت و ما همه فکر کردیم که او اشتباه کرده و ضربهاش از بالای سر آن مبارز عبور کرده است. اما وقتی نگاه کردیم، دیدیم که سر آن مبارز در مقابل حمزه افتاده و چندین سر از کافران در جلوی او جمع شده بود. در این حین که حمزه مشغول کشتن کافران بود، شخصی که در پشت حمزه پنهان شده بود، فرصتی برای حمله نمییافت و هر لحظه که حمزه به شدت مشغول بود، او نیز سرش را بیرون میآورد. ناگهان گروهی از کافران به میدان رسیدند.
هوش مصنوعی: حمزه به کشتن دشمنان مشغول بود. در این میان، وحشی فرصتی پیدا کرد و در حالی که حمزه بیسلاح بود، نیشترش را به سمت او پرتاب کرد. نیشتر به کمر حمزه برخورد کرد و او با تمام زورش آن را گرفت و از بدنش خارج کرد. در این حین، خون زیادی از حمزه خارج شد و او خواست به دنبال وحشی برود، اما چون خون زیادی از او رفته بود، توانش کم شده بود. در حالی که به دنبال او میرفت، سه بار گفت: «شکر خدا بر دین اسلام»، و اعلام کرد که دنیا و ثروتش را رها کرده و از دیدار ما خوشنود است. سپس از این دنیای فانی گذشت و گفت: «ما از خداییم و به سوی او باز میگردیم».
هوش مصنوعی: بعد از آنکه مصطفی علیه السلام از شهادت حمزه و زخمی که بر پایش بود آگاه شد، و همچنین از شکسته شدن دندانهای آن حضرت توسط کافران و کشته شدن چندین یار دیگرش متاثر گشت، تمامی این دردها را فراموش کرد. او سر حمزه را کنار گذاشت و با آستین خود بر روی آن را پاک کرد و قسم خورد که به جای او، دشمنان را به شدت مجازات کند و آنها را نابود کند. اما آیهای نازل شد که به او یادآوری کرد که نباید انتقام بگیرد و باید در مسیر لطف و عفو گام بردارد.
هوش مصنوعی: طبق روایتها، هر قوم به یاد کشتههای خود سوگواری و گریه میکردند. پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، دربارهی حمزه خود، عمویش، اعلام کرد که کسی نباید برای او نوحه کند؛ چرا که سزاوارتر از آن است که بر او گریه کنند. بعد از آن، با حالتی غمگین به مسجد رفت و زنان به پای مسجد آمده و برای حمزه نوحه کردند. پیامبر به شدت گریه کرد و سپس دعا کرد و برای زنانی که نوحه کردند، دعا کرد. همچنین برای هر شهید یک بار و برای حمزه هفتاد بار نماز خواند. در این بین، وحشی که قبلاً حمزه را کشته بود، احساس ناامیدی کرد. او فکر میکرد که با توجه به گناهش، هرگز توبهاش قبول نخواهد شد، و با غم عمیقی میگفت که حتی اگر عمر طولانی داشته باشد و صبر کند، نمیتواند بر گناهش فائق آید. او با اندوه هر جا که نوحهای برای مردهای در مکه برگزار میشد، حاضر میشد و بر سر قبر آن مرده خاک میریخت و اشک میریخت. وقتی او را میدیدند و از او میپرسیدند که آیا این مرده آشناست، او با تأسف جواب میداد که برای خود غمش بیشتر از تمام تعزیتهای دیگران سنگینتر است.
هوش مصنوعی: پس از آن آیات رحمت نازل شد که بیان میکند: «خداوند به کسی که برای او شریک قرار دهد، نمیبخشد و اما غیر از آن را به هر کس که بخواهد میبخشد.» یعنی هر کسی که خداوند، پادشاه بیهمسر و فرزندی را شریک بداند، آمرزش نخواهد داشت، در حالی که سایر گناهانش ممکن است بخشیده شوند. به وحشی خبر رسید که چنین وعدهای داده شده است. وحشی گفت: «پروردگارا! تو میفرمایی که هر کسی تو را یگانه بداند و شریک قرار ندهد، هر گناهی که کرده باشد را میبخشی، به هر کس که بخواهی. اما میدانم که تو مرا نخواهی بخشید.» این را گفت و اشک از چشمانش جاری شد.
هوش مصنوعی: دریای رحمت به جوش آمده است و جویهای بهشت از شیر رحمت پر شدهاند. فرشتگان در آسمانها پرهای خود را گشودهاند تا آثار رحمت را ببینند و ظهور رحمت را احساس کنند. در این حال، خداوند رحمت و بخشش را بر محبوب خود، پیامبر اسلام، نازل کرد و به او میگوید که به بندگانش بگوید: «ای بندگان من که به خود ستم کردهاید، ناامید نشوید از رحمت خداوند. او همه گناهان را میبخشد.» این پیام خطاب به کسانی است که در درد و رنج به سر میبرند و به خاطر اشتباهاتشان احساس پشیمانی میکنند، تا بدانند که رحمت الهی بیپایان است و هیچ گناهی جز کفر نیست که بخشیده نشود. این پیام به طور خاص به کسانی است که در درد و عذاب و ناامیدی به سر میبرند و به آنها امید میدهد که رحمت خداوند همیشه شامل حال آنهاست، حتی اگر در گناه به شدت غرق شده باشند. اگرچه فرد ممکن است گناهان بزرگی داشته باشد، اما خداوند همیشه راهی برای بخشش قرار داده است.
27
« باخودیازاثیرچونگذری؟هیزمیازسعیرچونگذری؟»
هوش مصنوعی: «چگونه میتوانی از خودت به آسانی عبور کنی؟ و چگونه میتوانی مانند هیزم از آتش بگذری؟»
هوش مصنوعی: لطف و رحمت خداوند رحیم، چشمهای انسان را بهسوی خندقهای پرآتش شگفتی میکشاند، خندقهایی که با کلمه «اگر» شعلهور شده بودند. ولی این آتش تبدیل به گل و گیاه و خوشبوئی شد، همچون آتش ابراهیم که هیچ آسیبی به او نرساند. خداوند میفرماید که: «خداوند بدیها را به نیکی تبدیل میکند» و بدین ترتیب، آتش سوزان جهنم را از میان برد و زمین و آسمان را لبریز از رحمت خود کرد.
هوش مصنوعی: وحشی وقتی خبر آمرزش را شنید که همهٔ گناهان را بدون هیچ قید و شرطی میبخشم، از شدت شوق و هیجان لباس صبرش را پاره کرد و با حالتی از شوق و سجده، به سوی پیامبر رفت و صورتش را بر خاک گذاشت.
32
«گرمیبکشیبکشکهدرمذهبمنازکشتندوستزندگانیخیزد»
هوش مصنوعی: اگر میخواهی بکش، بکش؛ چون در آیین من، از کشته شدن دوست، زندگی و حیات زنده میشود.
هوش مصنوعی: ای بهترین مخلوقات و ای سلطان حقیقتها! ای شفیع اول و آخر! ای نمونهٔ آسمان و زمین! مدتی است که از شوق تو به خودم فشار میآورم و دلم در آتش عشق به تو میسوزد. اما نمیدانم چگونه میتوانم به حضور تو بیایم تا تو کمند رحمتت را بر گردنم بیفکنی و مرا به سمت خودت بکشانی. تو بهترین مخلوقی و من بدترین مخلوقات هستم.
34
«دردولتتوسیهگلیمیگرسودکند،زیانندارد»
هوش مصنوعی: «در حکومت تو اگر کسی به نفع خود بهرهبرداری کند، آسیبی به وجود نمیآید.»
هوش مصنوعی: این جرم بزرگ را جز رحمت خاص خدا نمیتواند بخشید و چنین جنایتی را نمیتوان جز با عنایت الهی جبران کرد. زنده کردن مردگان تنها از نفس عیسی امکانپذیر است و نرم کردن آهن تنها در دستان داوود است. فرمانبرداری دیوها تنها به دست سلیمان میسر است. ای برترین سلیمان و داوود! ای روشنایی جان تمامی موجودات! روح من در حال پرواز است تا قفس جسم را بشکند و از آن بیرون آید. به حرمت خدایی که تو را بر جوامع آسمانی و زمینی و تمامی انسانها برگزیده و کلمهی پاک و حیات بخش را به تو عطا کرده است، آن کلمهی گرانقدر که از هر دانه گیاهی زیباتر و از عرش و کرسی شریفتر است، به من ارزانیدار تا قبل از آنکه جانم از بدن خارج شود، به این کلمه آراسته شوم و در برابر صدها خجالت و نیازی که دارم، این کلمه را به عنوان گواهی در زندگیام مطرح کنم که: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله».
هوش مصنوعی: وقتی مصطفی صلوات الله علیه آن کلمه را به او عرضه کرد، او میگفت که مانند مرغی است که دانه را در دهان بچهاش میگذارد. او نیز آن کلمه را به آرامی در دهان وحشی قرار میداد. از شوق دریافت آن دانه، بچهمرغ گردن خود را دراز میکرد تا دانههای دوم و سوم را نیز به یک لقمه بگیرد. اما از شدت حرص و گردن دراز کردن، گاه بیم آن میرفت که بچهمرغ از آشیانهاش و سقف وجودش به عرصه عدم سقوط کند.
37
«چونروبهمنشدی،توازشیرمترسچوندولتتومنم،زادبیرمترس
هوش مصنوعی: «زمانی که به من نگاه کردی، از من نترس، زیرا قدرت تو در دستان من است، از نادانی نترس.»
38
ازچرخچوآنماهبهتوهمراهاستگرروزبگاهاستوگردیر،مترس»
هوش مصنوعی: هر زمان که آن ماه در کنار توست، چه صبح باشد و چه شب، نگران نباش.
هوش مصنوعی: خصوصاً آن جوجههایی که در آشیانه ماندهاند و مادرشان رفته است تا غذا بیاورد. این جوجهها در حال انتظار هستند و وقتی که مادر به آنها خوراک میآورد، نگران میشوند که ممکن است زیر آن دانه، تلهای وجود داشته باشد و اگر به سمت دانه بروند، ممکن است در دام گرفتار شوند.
40
«ماراهمهرنجازطمعخامافتدوزفتنهٔنفسوخارشکامافتد
هوش مصنوعی: تمامی درد و رنجهای ما ناشی از طمعهای بیپایه و همچنین از وسوسههای نفس و خواستههای ناپخته است.
41
مرغیکهبرایدانهدردامافتداندرقفستنگوسربامافتد»
هوش مصنوعی: مرغی که به خاطر غذا به دام میافتد، در قفس کوچک و در ارتفاعی نامناسب گرفتار میشود.
هوش مصنوعی: ای نفس حریص! تو مانند پرندهای هستی که بخاطر دانهای به زحمت نمیافتد و حتی در حال گرسنگی هم به دنبال آن نمیرود. عقل آن پرنده به او میگوید که این درد گرسنگی بهتر از گرفتار شدن در دام است. او دانهای را رها میکند و به جستجوی غذایی میپردازد که خطرناک نباشد و در امان باشد. وقتی بر دانهای مینشیند که خطرش کمتر است، همواره مراقب است تا مبادا دزد یا گربهای در کمین او باشد. دزدی که آرزوی او را دارد میخواهد که او را غافلگیر نکنند و هیچکس که احمق است را نمیخواهد، بلکه کسانی که زیرک هستند را ترجیح میدهد تا بر او بخندند.
43
«برسردانهمرغکیصدباربنگردپیشوپسیمینویسار
هوش مصنوعی: یک مرغ کوچک بر روی دانهاش صد بار مینگرد، هم به جلو و هم به عقب، به سمت راست و به سمت چپ.
44
جاناوبهرآنبداندیشاستکشغمجانزعشقنانبیشاست»
هوش مصنوعی: زندگی او به خاطر تفکرات منفی دچار مشکل است؛ زیرا درد قلبی به خاطر عشق، اهمیت بیشتری از نان و روزی دارد.
هوش مصنوعی: آیا کسی را میشناسی که وقتی بر روی لقمهای که به دست آورده نشسته، به چپ و راست نگاه نکند؟ او باید متوجه باشد که آیا در این لقمه، نفسش به خطر نیفتاده یا اینکه آیا وسوسههای شیطانی در کمین نیستند. وقتی به چهره زن بیگانهای مینگرد، باید مراقب باشد که گردنش در دام نیفتد. او به چشمهای پر از راز و رمز او نگاه میکند و نگران است که مبادا چیزی در درونش او را در تنگنا قرار دهد.
46
«منگراندربتانکهآخرکارنگرستن،گرستنآردبار
هوش مصنوعی: به بتها نگاه نکن که در پایان، نگاه کردن به آنها، بار غم و اندوهی برایت خواهد آورد.
47
اولآنیکنظرنمایدخردبعدازآنمرغجست،دانهببرد»
هوش مصنوعی: ابتدا باید با دقت و هوشمندی فکر کنیم و سپس اقدام کنیم تا نتیجهی مناسبی بدست آوریم.
هوش مصنوعی: در میان بنیاسرائیل، عابدی به نام صیصا وجود داشت که معروفیتش به خاطر زهد و پرهیزگاریاش به دورترین نقاط رسیده بود. هر زمان کسی بیمار میشد، آب را به او میفرستادند تا با دم کردن آن آب، بیمار بتواند نوش جان کند و بهبودی یابد. به همین دلیل همه متوجه شده بودند که اثر بهبودی ناشی از دم اوست. به زودی مردم تصور کردند که بهبودی ناشی از دارویی خاص است و پزشکان آن زمان بیکار شدند.
هوش مصنوعی: شیطان بدجنس، که همیشه در کمین حسد بوده و دشمن قدیمی ماست، در حال ناامیدی به سر میبرد. یک شب، او به فرزندانش نگاه کرده و گفت: هیچکدام از شما نیستید که بتوانید مرا از این نگرانی نجات دهید و این آدم را در دام بیخودیش بیندازید؟ یکی از فرزندانش به پا خاست و گفت: این کار را به من واگذار کن و من میتوانم دل تو را از او آرام کنم.
50
گفت:لاجرمفرزندراستینمنباشیوروشناییچشمکورمنباشی.
هوش مصنوعی: او گفت: پس لابد تو فرزند واقعی من خواهی بود و نور چشمان بینا و روشن من خواهی شد.
هوش مصنوعی: آن دیو بچه در فکر خود به سفری اندیشید و گفت: هیچ دامی برای انسانها فراتر از زیبایی زنان جوان وجود ندارد، چون آرزو برای ثروت و نان از یک طرف است. تو عاشق زری هستی، ولی ثروت عاشق تو نیست. نان هم جان ندارد که تو را بخواهد یا با تو سخن بگوید، اما عشق به زیبایی زنان جوان از هر دو طرف وجود دارد. تو عاشق او هستی و او هم تو را میخواهد. تو با فریب به دنبال آن هستی تا او را به چنگ آوری و او هم از طرف دیگر با ترفندهای خود میکوشد تا به تو نزدیک شود. دیواری که از یک طرف خراب شود، به سادگی سوراخ نمیشود؛ در حالی که هر دو طرف به سمت هم در حال کارند. یکی از یک طرف تلاش میکند و دیگری از طرف دیگر با تبرهای تیز به سمت این دیوار میآید. به زودی سرهای دو تبر به هم میرسند. اکنون حجاب یا مانعی که بین تو و آن زن وجود دارد، حجاب ترس از دشمنان و ملامت بیگانگان است. این حجاب مانند دیواری بین شماست؛ به طوری که از یک طرف تو با فریب به عشق آن زن نزدیک میشوی و او هم از طرف دیگر همین دیوار را با ترفندهایش سوراخ میکند. در نتیجه، به زودی به هم میرسید. دزدی که از بیرون میخواهد به داخل برود، در نیمه شب با حیله تلاش میکند تا در را باز کند؛ اما از درون ممکن است کسی باشد که در را برای او باز کند. این چیزی نیست جز این که دزدی از بیرون طالب ثروت است. ثروت یا لباس ارزشمندی نمیتواند در را بگشاید.
هوش مصنوعی: یک موجودی مانند دیو بود که در جستجوی زنانی زیبا و باهوش و شایسته میگشت و با وجود داشتن حسد، از نظارت بر زیبایی و نجابت آنها لذت میبرد. او از خانهای به خانه دیگر و از شهری به شهر دیگر میرفت و در این جستجو فراموش کرده بود که خود را در قید و بند میگذارد. کسی که چیزی را میجوید باید ارزش آن را نیز درک کند، زیرا جستجوی نادرست میتواند منجر به تلف شدن وقت و انرژی شود. مانند شکارچیای که برای شکار خوک تلاش میکند اما در این راه خسته شده و وقت خود را هدر میدهد، در نهایت ممکن است چیزی به دست نیاورد و به هیچ نتیجهای نرسد. به این ترتیب، برای به دست آوردن چیزی بیارزش، عمرش را تلف کرده و تلاشهایش به هدر رفتهاست.
53
«باریبهکرایخربیرزیدیبارباریبهغمدلمبیرزیدییار»
هوش مصنوعی: تویی که برای تحمل بار سنگین، بر پشت خر نشستهای، به یاد غم دل من هم هستی، ای محبوب.
هوش مصنوعی: عاقل به دنبال چیزی است که اگر نتواند به آن دست یابد، برایش مایه ننگ نباشد و اگر به آن نرسد، با خود درگیری نداشته باشد. نظرتش به آن هدف هر روز روشنتر میشود و اشتیاقش به آن زیبایی بیشتر میشود. چشمش به گلزار زیباییها خیره است و دلش از آن گنجینهای که دارد شاد میشود. نسیم خوشبو او را مست میکند و رفتار و شیوهاش او را مجذوب میکند. هیچ ترسی از مرگ، جدایی یا پیری ندارد و مزاحمتهای غیرت او را اذیت نمیکند. حق تعالی میفرماید که هیچ کس نمیداند چه نعمتهایی برایشان پنهان شده، به عنوان پاداش اعمالشان. در دلش، روحی منتظر نشسته که مثل بلقیس و هدهد، هر لحظه پیامی از نیازش را به گوش کسی میرساند و او را به سمت آب زنده میکشاند. عجیب است این خوشی که چه پایان غمانگیزی خواهد داشت؟ کدام پایگاهی در دنیا را در این خوشی دارد و کدام قدم در عالم بالا، این را دنبال میکند؟ کدام گوش است که آن را میشنود؟ و کدام هوش است که بتواند این لذت را تجربه کند؟ به خداوند بزرگ قسم، در همین زمانی که من این را میگویم و شما میشنوید، فرشتگان در آسمان، همه چیز را میشنوند و در بین خود میگویند: "عجب است."
هوش مصنوعی: وجودی که این سخن را میگوید و آن کسی که نفس میکشد، چطور نمیتواند بر آسمان پرواز کند؟ و چطور پردههای هستی را نمیدرد؟ چشمان خود را میمالند و فکر میکنند: عجب! این آدمی است که چنین سخنی میگوید! چه رسد به آنکه اگر نسیم این سخن به کوه بوزد، مانند پارههای کاه در باد پراکنده شود. پارههای آن کوه در فضای محبت الهی مانند ذرهها معلق خواهند شد، چنانکه در قرآن آمده که اگر این کتاب بر کوه نازل میشد، آن را خاشع و متصدع میدیدیم از ترس خدا. این وجود، نمیتواند پارهپاره شود. خدایا چه چیزی مانع از این است که این وجود انسانی که چنین عجایبی بر زبان و دل او جاری میشود، یا در گوش او مینشیند، یا به قلم مینویسد، وقتی میرود، باز هم باقی بماند؟ ندا و پیام عزت میآید که آنچه مانع از زوال است، حجاب شک میباشد.
هوش مصنوعی: نقش تو در افکار دیگران و تصورات آنها دربارهات به یاد توست، اما خودت از این تصورات بیخبر هستی. نام تو بر زبانهاست، در حالی که تو از این موضوع اطلاعی نداری.
هوش مصنوعی: داستان برصیصا از یک شیطان شرور و دشمن در کمین آغاز میشود که پس از تلاشهای بسیار، دختر پادشاه آن سرزمین را انتخاب میکند. این دختر که زیبایی خیرهکنندهای داشت، گرفتار شیطان میشود و دیوانه و بیمار میگردد. پادشاه که از درمان او ناامید شده بود، پزشکان و حکیمان را جمع میکند، اما هیچکدام نمیتوانند او را درمان کنند. سپس شیطان در قالب یک زاهد ظاهر میشود و پیشنهاد میدهد که اگر دختر را به برصیصا ببرند، او میتواند با دعا و افسون، او را از رنج نجات دهد. پادشاه و اطرافیانش چارهای جز پذیرفتن این پیشنهاد نمیبینند و دختر را به نزد برصیصا میبرند. با دعا کردن برصیصا، دختر به حالت اول خود بازمیگردد و پادشاه به این فرد زاهد اعتماد میکند و به خوشحالی میپردازد.
هوش مصنوعی: مدتی گذشت و او دوباره به شدت آزارش داد. آنها به شدت ناتوان شدند. دیو همانطور که قبلاً بود، گفت: این را به برصیصا بیاورید، اما به سرعت برنگردید، تا زمانی که او خبر ندهد که بهبود یافته است، نبرید.
هوش مصنوعی: دختر را به آنجا آوردند و به برصیصا گفتند که او مدتی پیش تو خواهد بود تا به بهبودی کامل برسد، چرا که اینگونه به ما گفته شده و چنین کاری انجام دادهاند. سپس دختر را در صومعه زاهد قرار دادند و خودشان برگشتند.
هوش مصنوعی: اگر آن زاهد عارف و دانا بود، هرگز در صومعه یک دختر را به تنهایی نمیپذیرفت. پیامبر فرمودند: "هرگاه زن جوانی با مردی در مکانی خلوت جمع شوند، شیطان سومین آنها خواهد بود."
هوش مصنوعی: داستان به قدری طولانی شد که برصیصا به دختر علاقهمند شد و با او صحبت کرد. دختر باردار شد. سپس شیطان به شکل انسانی پیش برصیصا آمد و او را در حال تفکر دید و پرسید: چه چیزی باعث این تفکر تو شده است؟
68
برصیصا،قصهبااوبازگفتکهدخترحاملهشدهاست.
هوش مصنوعی: برصیصا، داستان را برای او تعریف کرد که دختری باردار شده است.
69
گفت:تدبیرآناستکهدختررابکشیوگوییکهمُردودفنشکردم.
هوش مصنوعی: او گفت: نقشه این است که دختر را بکشی و طوری وانمود کنی که مرده و او را دفن کردهای.
70
برصیصاچارهنیافت،چنانکرد.
هوش مصنوعی: برصیصا نتوانست راهی پیدا کند و این کار را انجام داد.
71
شیطانبیامدبهصورتیکهدخترصحتبیافت،بیاییدوببرید.
هوش مصنوعی: شیطان به شکلی ظاهر شد که دختر بیمار به حالت بهبودی درآمد، سپس خواست تا او را ببرد.
72
خادمانپادشاهوحاجبانبیامدندودخترراطلبکردند.
هوش مصنوعی: خادمان و خدمتگزاران پادشاه آمدند و خواستند دختر را بیاورند.
73
برصیصاگفت:دخترمُردودفنشکردم.بازگشتندوتعزیتنهادند.
هوش مصنوعی: برصیصا گفت: دختر فوت کرده و او را دفن کردهام. سپس بازگشتند و تسلیت گفتند.
74
شیطانبهصورتدیگررفتپیشپادشاهوگفتکه:دخترکو؟
هوش مصنوعی: شیطان به شکل دیگری به پیش پادشاه رفت و پرسید: دختر کجاست؟
75
پادشاهگفت:پیشبرصیصابردیم،آنجاوفاتیافت.
هوش مصنوعی: پادشاه گفت: ما او را به برصیصا بردیم و در آنجا درگذشت.
هوش مصنوعی: پادشاه دستور داد تا تحقیقات بیشتری درباره آن مقام انجام دهند. دختر را بیرون آوردند و او را کشته بودند. برصیصا را دستها بسته و ریسمانی به دور گردنش انداختند و مردم زیادی جمع شدند. برصیصا با خود فکر کرد: ای نفس شوم! تو خوشحال بودی از اینکه دعایت مستجاب شده و به این فکر میکردی که در نظر مردم شخصیتی عزیز و بزرگ هستی و از تحسین و تشویق آنها خرسند بودی، اما نگران بودی که مبادا این موقعیت از دست برود. در واقع، همه آن زهرمارها و کژدمها در دل او بودند. پذیرش مردم برای او مانند زهر بود. او با خود آه میکشید و این حالش بیفایده بود. سپس او را به بالای دار بردند و نردبانی گذاشتند و طنابی آویزان کردند. در لحظهای که طناب را به گردنش میانداختند، شیطان به شکل خود به او ظاهر شد و گفت: من همه این کارها را برای تو کردهام و هنوز هم میتوانم. سرنوشت تو در دست من است. اگر مرا سجده کنی، نجاتت میدهم.
88
گفت:اینچهمقامسجوداست،گردنمندرطناباست!
هوش مصنوعی: گفت: این چه جایگاهی برای پرستش است، که گردن من در بند است!
هوش مصنوعی: گفت: به سر اشارهای کن که نشانه نیّت سجده باشد، «و انسان دانا با یک اشاره کافی است». برصیصا از خوشی و لذت جان سجده کرد. طناب به شدت دور گردنش پیچید.
هوش مصنوعی: شیطان گفت: «من از تو بیزارم.» خداوند به مردم میفرماید: ای مؤمنان! هنگامی که یک دوست بد شما را به کارهای نادرست دعوت کند و وعده دهد که از این کار بهرهمند خواهید شد، باید توجه کنید که او به شما میگوید: «ما با هم هستیم، در زندگی و مرگ کنار هم هستیم.» اما نباید به این وعدهها دلخوش کنید، زیرا آنها فقط میخواهند شما را به فساد و گمراهی بکشند. وقتی که شما آلوده به فساد شوید، دیگر نه دوست شما هستند و نه یار شما. آنها از شما دور میشوند و از شما بیزار خواهند شد، درست مانند شیطانی که در ابتدا به شما نزدیک میشود ولی بعد از اینکه شما را به دام میاندازد، به شما پشت میکند و از شما دور میشود.
هوش مصنوعی: عشق را در قلبت قرار ده و با دست خود آن را به دست آور. در مواقعی که به شوخی به تو نزدیک میشوند، میفهمی که چه زخمهایی بر دل دارند و در کمر آنها چه دردی نهفته است.
هوش مصنوعی: این افراد از نعمت برادری و دوستی الهی برخوردارند، به طوری که خداوند فرموده است: «تنها مؤمنان برادرند». این برادری و دوستیای است که خداوند میان آنها ایجاد کرده و هر چیز که خداوند به هم پیوند دهد، هیچگاه نمیتواند جدا شود.
100
مردمازعاقلاندژمنشودمهرکزعقلبود،کمنشود
هوش مصنوعی: مردم احساس نکنند که از فرزانگان دورند، چرا که عشق و محبت ناشی از عقل هرگز کاهش نمییابد.
هوش مصنوعی: محبت و عواطفی که زودگذر و دنیوی هستند، مانند ریسمان پوسیدهای هستند که به راحتی پاره میشوند. اما محبت واقعی که هدفی فراتر از دنیای مادی دارد، پیوسته و استوار است و مانند ریسمان محکم الهی است که هرگز قطع نمیشود. در شرایط سخت، همه افراد، چه عالم باشند یا جاهل، یکسان رفتار میکنند و به این ریسمان محکم چنگ میزنند و از هر نوع شیطنت دور میشوند. اما در این بین، آن کسی که در نهایت میداند چه سرنوشتی در انتظارش است، در صدر تمامی افراد قرار دارد، زیرا او از ابتدا به عاقبت کار آگاهی دارد. آیا هیچ فرعونی وجود داشت که در اوج خطر مرگ، به صدق ایمان خود اعتراف نکرده باشد و نگفته باشد که من به خدای بنیاسرائیل ایمان آوردم و از مسلمانان هستم؟
هوش مصنوعی: پادشاه دستور داد که خانهای بسازید. فصل بهار گذشت و کار انجام نشد، تابستان هم گذشت و همچنان کاری نکردید و فصل پاییز هم گذشت بدون اینکه ساختوسازی انجام شود. حالا که همه چیز یخ زده و سرد شده است، آیا میخواهید فقط از کاه و گل استفاده کنید؟ صدایی به گوش میرسد که میگوید: «اکنون که پیش از این نافرمانی کردید،».
هوش مصنوعی: اگر مرغی را ببینی که ناگهانی آواز میخواند، در این صورت باید آن را سر ببری، زیرا آوازخوانی ناگهانی مرغ نشانهای از حضورش در وقت نادرست است.
هوش مصنوعی: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودهاند که کسی که قبل از رسیدن به مرگ توبه کند، خداوند او را میبخشد. اما مسأله این است که در شرایطی که فرد به مرگ نزدیک میشود، توبه کردن او به معنای واقعی فاصله دارد و تنها به ظاهر میرسد. در آن لحظه، جدایی و دوری از حقیقت باید کاهش یابد. اما اگر فردی، نه در ظاهر و نه در باطن، شایستهٔ توبه باشد و از ریشه و اصل خود منحرف شده باشد، در آن صورت نمیتوان او را به آسانی به مسیر درست هدایت کرد.
106
«ازبرفتوانکوزهبرآوردولیککیفربردآنکس،بهگَهِپرکردن»
هوش مصنوعی: از برف میتوان گنجایش کوزه را پر کرد، اما در عوض آن کسی که این کار را انجام میدهد، باید عذاب و مجازات آن را بپذیرد.
هوش مصنوعی: ایمان یک احساس و باور عمیق در دل انسان است. جایی که ایمان شکل میگیرد قلب است، زیرا در قرآن اشاره شده که ایمان در قلوب انسانها قرار دارد. اما ارتباطی بین زبان و دل وجود دارد. زمانی که ایمان در دل وجود داشته باشد، زبان خود به بیان تسبیح و تهلیل میپردازد و این باعث تقویت ایمان میشود. مانند گیاهی که وقتی آن را فوت میکنیم، رشد میکند و شعلهٔ آتش در آن به وجود میآید. همچنین اگر دل انسان آکنده از نور هدایت و کلمات خوب باشد، این نور بیشتر میشود و ایمان قویتری به وجود میآورد. اما اگر در دل چیز قابل توجهی نباشد و فقط خاکستر باشد، هیچ چیزی از آن برنمیخیزد و نشاندهندهٔ حضور واقعی ایمان نیست. در چنین حالتی، افراد فقط خود را به تظاهر میپردازند و ممکن است دیگران تصور کنند که آنها مؤمن و پرنشاط هستند، در حالی که در واقع در دلشان چیزی وجود ندارد. در واقع، بیانات و ادعاهای آنها صرفاً از زبانشان بیرون میآید و نه از عمق دلشان.
108
«بهنزدعقلهردانندهایهستکهباگردنده،گردانندهایهست»
هوش مصنوعی: هر فردی که دانا باشد، به خوبی میداند که وجودی هست که همه چیز را به حرکت در میآورد.
هوش مصنوعی: اینکه کسی بدون داشتن دلایل محکم و واقعی از خداوند طلب کند، امری نادر است. این نادر بودن به این دلیل است که هر کسی که در طاعت و بندگی خود است، باید از این بترسد که بدون خوف از خداوند، به نتیجه مطلوب نرسد. بزرگان گفتهاند که ترس و امید با هم ترکیب میشوند و این ترکیب باعث میشود که بندگان به سوی کارهای نیک بروند. ترس مانند تاریکی و امید مانند روشنی است. به ظاهر، ترس تاریک و نومیدکننده است، ولی در واقع، امید به انسان کمک میکند تا در مسیر درست قدم بردارد. هر گونه فساد و سستی در اعمال انسان ناشی از بیتوجهی اوست و هرگونه صلاح و خوبی از جانب خداوند است.
هوش مصنوعی: سوال در سخن، به معنای پاسخگویی به همه پرسشها است، زیرا این سخن مانند آینهای است که تجلی تمام وجود را نشان میدهد. وقتی به این آینه نگاه میکنی، میتوانی تمام ویژگیهای خود را ببینی: چهرهات، چشمانت، پیشانیات و گوشهایت. اما اگر حواست را از آینه پرت کنی و به چیز دیگری مشغول شوی، متوجه نمیشوی که آن آینه چقدر اهمیت دارد. به همین دلیل گفته شده که وقتی پیامبر قرآن میخواند، باید به شنیدن و سکوت بپردازید و سوال نپرسید تا از برکت این گوش دادن، رحمت حق شامل حالتان شود و شما را از تمام مشکلات نجات دهد. این رحمت تنها از طریق سکوت و توجه به حقیقت قابل دستیابی است، نه از طریق بحث و جدل.
هوش مصنوعی: بنگر که بسیاری از متکلمان در پاسخ به سوالات و مسائل به تفاسیر پیچیدهای پرداختهاند و به حدی پیچیده شدهاند که از میان هزاران نفر زبده، تنها یکی میتواند از این پیچیدگی عبور کند. هنوز هم بسیاری از این افراد در تاریکی شبهات و ابهامات باقی ماندهاند و به این نکته توجه دارند که رحمت خداوند لازم است تا بندهای از این ابهامات خارج شود. از سوی دیگر، افرادی هستند که به مباحث و گفتوگوهای عمیق توجهی ندارند و تنها به شنیدن سخنان حکیمانه گوش میدهند و از تمامی شبهات رهایی مییابند. اما برخی تنها به دنبال ادامه دادن این بحثها هستند و هدفشان این نیست که از ابهامات رها شوند بلکه نفعشان در لذت بردن از بحث و جدل است؛ درست مانند کسی که خود را میخارد نه به این امید که خارش برطرف شود، بلکه برای لذت از خارش خود.
هوش مصنوعی: حکیم میگوید: از این خارش، هیچ درمانی به دست نمیآید، مگر اینکه من دارو بزنم. تو خارش نکن و دارو را از محل خود برندار، حتی اگر خارش ادامه پیدا کند تا جایی که دیگر برنگردد. حالا سخن عارف کامل داروی خارشهایی است که از سؤال و جواب و بحثهای بیپایان برمیخیزد، چه در شرق و چه در غرب. زیرا سخن مورد نظر، عمق و جوهر دارد و نه ظاهری و سطحی. از این سخن است که میتوان به درمان خارشهای سؤال، شک، شبهه و انکار دست یافت و تاریکیهای درون را ریشهکن کرد تا در دل انسان، ایمان و صحت دینی به وجود آید. لذا فرمودهاند: «ما از قرآن چیزی نازل میکنیم که برای مؤمنان شفا و رحمت است». پس وقتی وحی نازل میشود و قرآن خوانده میشود، باید سکوت کرد و مسلم است که صحابه در زمان خواندن قرآن پیامبر، با یکدیگر گفتگو نمیکردند، بلکه فقط سؤال میکردند. بنابراین وقتی گفته میشود «خاموش کنید»، منظور این است که در حین سخنگویی او سؤال نکنید.
هوش مصنوعی: بعد از آن صحابه گفتند: وقتی که پیغامبر علیه السلام صحبت میکردند، ما احساس میکردیم که گویی پرندگان بر روی سرهای ما نشستهاند. مانند اینکه یک پرنده لطیف بر سر کسی نشسته باشد و آن فرد از ترس این که پرنده پرواز کند، نمیتواند دست یا سر خود را تکان دهد و یا صحبت کند. این احساس به خاطر این بود که آن پرنده، هدف بلند پروازانهای بود که از کوه قاف به ما نزدیک شده بود و به همین دلیل، شنوندگان در سکوت کامل حضور داشتند تا از سایه او بهرهمند شوند و به راحتی مشکلاتشان حل شود.
هوش مصنوعی: شکار آن چیزی نیست که به دنبالش میروی؛ بلکه آن، خیال است. حتی اگر دیگران به تو بگویند که این خیال است، تو از این گفتهها پذیرا نخواهی بود و فکر خواهی کرد که آن خیال حقیقی است و تو از حقیقت محرومی. درست مثل وقتی که کودکی بودی و با دیگر بچهها به سوی بازیها میدویدی. این بازیها نباید برای تو مهم میبود، اما هرچه به تو میگفتند که این بازیها خیالی بیش نیستند و هیچ سودی برای تو ندارد، تو هیچگاه به این حرفها گوش نمیدادی و حتی ممکن بود آنها را دشمن خود بدانی و از آنها دور شوی. اما وقتی بزرگتر شدی و عقل درونیات روشن شد، کمکم فهمیدی که آنچه در گذشته میدویدی واقعاً خیال بود و نصیحتهای دیگران صحیح بوده است. این نشان میدهد که اگر کسی درونش روشنی نداشته باشد، نصیحتهای بیرونی به او فایدهای نخواهد داشت. اما اگر درون کسی روشنایی باشد، آن وقت کلام عارفان به او میرسد و با آن نور درونیاش پیوند میخورد؛ همانطور که وقتی در چشم روشنایی باشد، نور آفتاب به آن چشم فایده دارد. لذا نور به نور میپیوندد.
115
«نوراگرصدهزارمیبیندجزکهبراصلخویشننشیند»
هوش مصنوعی: نور اگرچه میتواند به صد هزار چیز بنگرد، اما هیچگاه نمیتواند از ذات و واقعیت خود دور شود.
هوش مصنوعی: ای پادشاه و فرمانروا! چشمها را به سمت راه راست هدایت کن. دلها را با اندیشه دربارهٔ عاقبت کار زیبا کن. محبت و نیکی خود را به دلها ببخش. هر یک از ما را از دشمنانی که ظاهرشان کفر و معصیت است، حفظ کن و از دشمنان پنهان مانند ریا، شک، نفاق، حسد و کینه دور نگهدار. پاسداران دین را از خواب و غفلت بیدار نگهدار تا دشمنان نتوانند به این قلعه آسیب برسانند. آنهایی که دچار حوایج دنیوی شدهاند و به فریب شیطان دچارهاند، از زهر دنیا دور کن و به آب کوثر و شیرینی شریعت پیامبر برسان. عابدان ملت که شب و روز در خدمت تو هستند را از خودپرستی دور نگهدار تا مانند عبادت دیگران به بیراهه نروند. بشارت نصرت خود را برای لشکریان فرستاده و آنها را به قوت و پایداری راهنمایی کن. ترس در دل جویندگان حق را به وسیلهٔ کمک خود برطرف کن و دولت جهل و نفس اماره را به دست عقل و ایمان شکست بده. ای مالک دو جهان، مملکتهای ضعیف خود را از آفت دشمنان دور نگهدار. ما عاجزانه دعای خود را به سوی تو ارسال میکنیم و از رحمت بیپایان تو طلب یاری داریم. ای خدای جهانیان و بهترین یاریدهندگان!