هوش مصنوعی: در این متن، شاعر به ستایش خداوند و پیامبر اسلام (ص) میپردازد و از رحمت و بخشندگی خداوند صحبت میکند. او به توحید و وحدت الهی اشاره میکند و از نعمتها و لطفهای الهی از قبیل شفاعت پیامبر برای بندگان یاد میکند. شاعر به ضعف انسانها در برابر وسوسههای شیطانی و معصیتها اشاره کرده و درخواست میکند که خداوند آنها را از عذاب محفوظ بدارد. همچنین از جایگاه علم و عالم صحبت میکند و بیان میکند که علم حیات قلبها و عمل صالح گناهان را میپوشاند. در نهایت، شاعر به اهمیت ترک دنیا و توجه به آخرت میپردازد و بر لزوم پیروی از سیرت انبیاء و سالکان حقیقت تأکید میکند. متن به صورت کلی سخنانی در مورد اعتقادات اسلامی و تقویت ایمان بدون تکیه بر مادیات را در بر میگیرد.
هوش مصنوعی: ای خداوندی که ذاتت همیشگی و پایدار است و ملکت و حکومتی که به تو تعلق دارد همیشگی و دائمی است، تو برای ما ملکه توحید را بدون هیچ سابقهای از خدمت و طاعت عطا کردهای. بر سر ما تاج کرامت نهادهای، حال آنکه ما ناشکری کردهایم و به دلیل کوتاهیهای خود، از قهر تو در امان نیستیم. ابلیس به ما دشمنی میورزد و به تکاپو افتاده است تا لباس آشنایی و نور را از ما بگیرد. ای خالق دشمن و دوست! این بندگان را به دشمنی ابلیس تبدیل نکن. پیامبر ما که شفیع و نور رفیع است، خود را برای شفاعت آماده کرده و در کنار صراط ایستاده تا پیروانش را از آتش عذاب نجات دهد. ای خالق عالم، رحمت خود را بر ما نازل کن و ما را از خجالت نسبت به خودت در فضیلت و رحمتت محفوظ بدار. تو هیچ زیانی از پاداش دادن به بندگان مطیع نداری و از عذاب کردن گناهکاران نیز سودی نمیبری. به خاطر دلهای دردمند ما، که در آتش عشق به تو سوختهاست، ما را در آتش فراق معذب مکن. هر چه بخواهی، توانایی انجام آن را داری و ما سزاوار هرگونه عتابی هستیم. ای چارهساز بیچارهها و پناه آوارگان! سایه لطف ابدیات را بر سر ما فرود آر و انعام خود را که دلهای دوستان را با نور توحید آراسته است، بر ما نازل کن. دل ما را از عذاب خود دور نگهدار و ما را در پیش اهل زمان خود رسوا نکن. چرا که جهان به دستان توست و آسمان و زمین زیر سلطه تو هستند. از چنین دولتی که ما را آگاه کردهای، ما را محروم مگردان و ما را از خود بیخود کن.
2
بادۀعشقدردهایساقیتاشودلافعقلدرباقی
هوش مصنوعی: ای ساقی، جامی از عشق به من بده تا عقل و اندیشهام ناپدید شود و فقط شور و شوق باقی بماند.
هوش مصنوعی: این متن به توصیف شخصیت بزرگی میپردازد که به عنوان رحمت برای جهان و فخر انسانها شناخته میشود. او پیش از ظهورش، نورش عالم را روشن کرده بود. در زمانی که قحطی، دچار مکه شده بود، کافران به عبدالمطلب مراجعه کردند و به دنبال راه حلی برای این مشکل بودند. عبدالمطلب در جواب گفت که او نزد خداوند مقامی ندارد، اما نوری در وجودش هست که از نسلش میآید و میتواند به حل مشکلات کمک کند. او به اهمیت آن نور اشاره کرد و گفت که اکنون زمان ظهور آن نور فرا رسیده است و باید او را به نزد خود بیاورند تا با دعا از خداوند باران بخواهند و شاید بدین وسیله معجزاتی رخ دهد.
هوش مصنوعی: گفت: بله، هرچند من در جایگاه بالا نشستهام، اما از جایی که معنی و مفهوم در آنجا هست، صدای بلندی میشنوم که او به این مقام از تو شایستهتر است. سپس عبدالمطلب با مهربانی او را نوازش کرد، به گونهای که پادشاهان با فرزندان خود رفتار میکنند و او را به در خانه کعبه آورد. با او بازی میکرد و او را پایین میانداخت، مانند بازیهایی که معمولاً با کودکان انجام میشود و گفت: ای خدا، این بنده توست محمد و سپس بر روی زمین افتاد و گریه کرد.
هوش مصنوعی: مادری که محبت و لطفش بینظیر است، با شوق و عشق به جوش آمده، دریای رحمت و بخشش آغاز شده است. بخاری از زمین برخاسته و بر ابرها نشسته، باران شروع به باریدن کرده و اطراف را سیراب کرده است. چاهها و گردابها پر شده و گیاهان به زندگی دوباره برگشتهاند. جهان مرده زنده شده است. او که با وجود خود در دوران کودکی کافران پرستشکننده بت را از عذاب نجات داده، در روز قیامت که شفیع بزرگ الشفاعت مشغول شفاعت است، آیا رحمت بیپایانش بر مومنان مانند عذاب خواهد شد؟ این بزرگوار که تنها بخشی از فضایلش را شنیدهای، چنین میگوید:
هوش مصنوعی: علم، زندگی دلهاست و عمل، جبرانکننده گناهان است. مردم به دو گروه تقسیم میشوند: عالم ربانی و متعلمان که در مسیر نجات هستند؛ و دیگران که مانند دامها در باغهای بهشت سیر میکنند. پرسیده شد باغهای بهشت چیست؟ پاسخ داده شد: حلقههای ذکر. سپس پرسیدند: و دامها چه هستند؟ گفت: اشتیاق به دعا. کسی که علم و عالم را دوست داشته باشد، هرگز گناهش نوشته نخواهد شد.
هوش مصنوعی: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند: علم، زندگی بخش دلهاست، زیرا علم موجب آگاهی دل است. آگاهی، زندگی است و بیخبری، مردگی. اگر دست آدمی از سرما و گرما بیخبر باشد یا از زخمها، گویی که دستش مرده است. حال اگر دل او به دست اشاره کند و بخواهد که چیزی را بردارد، اما دست به این اشاره عمل نکند، در این صورت، آن دست مرده نیست زیرا که دل از آن خواسته و منتظر است که اقدامی کند. اما اگر دست هیچ خبری از اشاره دل نداشته باشد و هیچ عمل نکند، همچون دست مرده خواهد بود.
این موضوع درباره آدمها نیز صادق است؛ اگر فردی نداند که اثر گرمای تبعیت چیست و تأثیر سرمای معصیت کدام است یا نتواند زخمهای عتاب را درک کند، مانند دستی مرده خواهد بود. ظاهری دارد اما معنایی در آن نیست. مانند ساختن مجسمهای در یک باغ که به عنوان نگهبان به نظر میرسد، ولی در واقع وجود ندارد. افراد صبح که به آن نگاه میکنند، متوجه میشوند که هیچکس آنجا نیست. اگر از تاریکی نفس و شهوات بیرون بیایی و در نور دل قرار بگیری، افرادی را در باغ دین مانند آن مجسمه میبینی.
13
میدانفراخومردمیدانینیحوالجهانچنانکهمیدانینی
هوش مصنوعی: فضا وسیع است و انسان در میدان زندگی، همانطور که میدانی، بر اساس تجربیات و آگاهیهای خود عمل میکند.
14
ظاهرهاشانبهاولیاماندلیکدرباطنشانبویمسلمانینی
هوش مصنوعی: ظاهرشان شبیه اولیا میماند، اما در درونشان بوی مسلمانی یافت نمیشود.
هوش مصنوعی: نعوذبالله. چیزی که پیامبر عزیز میفرماید این است که «عمل صالح، گناهان را میپوشاند و پاک میکند». مثلاً ممکن است فکر کنی که یکی در حق تو بدی کرده و از این رو خشمگین شوی و بخواهی او را مجازات کنی. اما سپس به یاد میآوری که او در گذشته کارهای نیکی برای تو انجام داده و بنابراین تصمیم میگیری که به خاطر دوستیتان او را نیازی به آزار نداشته باشی و از خطای او هم عذر خواهی میکنی. همچنین خداوند به بندگانش آموخته است که از اعمال نیک خود بهرهبرداری کنند تا اثرات بدی را از میان ببرند. به همین ترتیب که داروها برای درمان بیماریها ساخته شدهاند، اقداماتی مثل توبه نیز میتوانند زخمهای ناشی از گناهان را التیام دهند. به یاد داشته باش که شناخت و علم مثل سپری عمل میکند و توبه و نیکیها نیز همچون زرهای هستند که ما را در برابر آسیبهای شیطان و افتهای نفس محافظت میکنند. ای برادر، نباید به سوی چاقو بروی بدون اینکه از توبه و عمل صالح بهرهمند باشی.
هوش مصنوعی: انسانها به دو دسته تقسیم میشوند: عالم و متعلم. عالم مانند راهنمایی است که به مسافران کمک میکند. کسی که به سفر آخرت فکر نمیکند، هرگز ارزش راهنما را درک نخواهد کرد. عالم مانند طبیبی است که به درمان دردهای سخت میپردازد. بیمار به خوبی ارزش طبیب را میداند و برای درمان خود حاضر است هر چیزی را فدای سلامتیاش کند، اما مردهای که احساس درد ندارد، چگونه میتواند ارزش طبیب را بفهمد؟ دارو تنها به کسی کمک میکند که درد دارد. کسی که درد چشم ندارد، نمیتواند داروی چشم را درک کند؛ اما برای چشمدردی، حتی یک پول نقرهای برای داروی چشم ارزش زیادی دارد.
17
آنشنیدیکهرفتنادانیبهعیادتبهدرددندانی
هوش مصنوعی: روزی فردی نادان به عیادت کسی رفت که به درد دندان مبتلا بود.
18
گفت:بادستازینمباشحزینگفت:آریولیبهنزدتواین
هوش مصنوعی: گفت: با دلی شاد و بیناراحتی رفتار نکن. گفت: درست است، اما وقتی نزد تو هستم، این کار برایم سخت است.
19
برمناینغمچوکوهپولادستچونتوزینفارغی،ترابادست
هوش مصنوعی: این غم همچون کوهی از پولاد بر دوش من سنگینی میکند. اما تو از این غم بیخبر و آزاد هستی.
هوش مصنوعی: حالا کسی میتواند به درستی راه دین و روشهای دوری از فریب نفس و شناخت نور دل و دین را درک کند که روزگاری روشنایی چشم را تجربه کرده باشد و روحش نیز طعم خوشبختی را چشیده باشد. اما در روزهای سخت زندگی، از میان باغها و گلستانها و سرزمینهای شیرین به تاریکی و بدبختی افتاده باشد، همانطور که آدم و حوا از بهشت به زمین سقوط کردند. آنها نعمتهای بهشت را میدانستند و به خاطر وسوسههای نفس و فریب شیطان، به گناهی مبتلا شدند و از آن باغ زیبا به چنین زندانی رسیدهاند. به همین خاطر، سالها در حسرت روزهای گذشته به سر میبرند و اشک میریزند. این نگرانی و اندوه به قدری عمیق است که منجر به به وجود آمدن داروها و درمانهای معنوی در دلهایی مانند زمین هند میشود. اشک گناهکاران در این دنیا و آن دنیا داروست.
هوش مصنوعی: برخی بر این باورند که شمع به خاطر این میگردد که آتش در خانهاش قرار دارد و برخی دیگر معتقدند که دلیل گریهاش این است که شهد شیرینی از خانهاش رفته است. شمع به نوعی در حال بیان این احساسات است.
هوش مصنوعی: هر شب که ستارههای زحل بر دنیای آسمانی میدرخشیدند، پرندگان گرداگرد دنیای آسمانی پرواز میکردند. مشتری در آسمان مانند لالهای که از دامن باغ بیرون آمده، میدرخشید و زهرهٔ زیبا نزد شمع جوزا، در کارگاه ثریا، پارچهای زیبا میبافت. هر شب که این زنجیرهٔ تاریکی گسترده میشد، حبیب مسافر از محل عبادت خود به خانه میآمد. همسر و فرزندانش تمام روز منتظر بودند که پدر شب هنگام به خانه برگردد و چیزی به آنها بیاورد. وقتی حبیب بعد از نماز شام وارد خانه شد، با دستان خالی و عرق بر پیشانیاش، در خود میفشرد و نمیدانست با همسر و فرزندانش چه بگوید. همسرش از او پرسید: «هیچ چیزی آوردهای؟»
هوش مصنوعی: حبیب گفت که استاد و کارفرمایش پول را برای روز جمعه ارسال کرده است. در طول آن هفته، همسر و فرزندانش منتظر بودند. وقتی روز جمعه فرا رسید و خورشید از افق طلوع کرد، حبیب به خاطر خجالت به گوشهای رفت و با ناله گفت: ای کسی که به درماندگان کمک میکنی، حبیب را شرمنده نکن.
هوش مصنوعی: ملک بزرگ و محترم، خواب عجیبی دید و به او خبر داد که حبیب با خانوادهاش به مدت یک هفته به امید لطف و مهربانی او، وعدهای برای روز جمعه داده است. آن بزرگ صنایع و داراییهای زیادی مانند طلا، گندم، گوسفند، تخت و لباس و چیزهای دیگر به خانه حبیب فرستاد که در خانهاش جا نمیشد. همسایگان و مردم در حیرت ماندند که این همه نعمت و برکت از کجا آمده است؟
هوش مصنوعی: گفتند: چه شگفتانگیز! حبیب، برای کدام بخشنده و مهربانی کار کرده است که اینگونه از نعمتها و ثروتها بهرهمند شده است؟ این مقدار بزرگواری از انسانها خارج است و جز اینکه برای خداوند، که بهترین بخشنده است، خدمت کرده باشد، نمیتواند باشد.
34
لطفتبهکدامذرهپیوستدمیکانذرهبهازهزارخورشیدنشد؟
هوش مصنوعی: کدام ذره به مهربانی تو متصل شد که آن ذره از هزاران خورشید نیز برتر است؟
هوش مصنوعی: شبانگاه، حبیب از عبادتگاه خود به خانه برگشت و با هزار شرم به این فکر میکرد که امروز چه عذری بیاورد. وقتی به نزدیک خانه رسید، اعضای خانواده و فرزندانش به سمت او دویدند و به پا و دستان او آویزان شدند. همسایگان هم به او احترام میگذاشتند و سجده میکردند. او به خودش میگفت که چقدر بخشنده است که چنین خدماتی از او کرده و خانهاش را مانند اناری پر از گوهر کرده است. اما در این لحظه، او به این فکر افتاد که شاید خانهاش از محبت و نعمتهایی که دارد، تحمل نکند و باید به فکر خانهای دیگر باشد. او این مسائل را در ذهنش مرور میکرد و احساس میکرد که دیگران بر او افسوس میخورند و حتی مسخرهاش میکنند به خاطر اینکه وعده داده بود و حالا بعد از یک هفته، بازگشته است. در همین افکار، صدایی از گوشهای به گوشش رسید، صدایی که همه موجودات عالم، اعم از انسان و پری و فرشته، به گونهای پرشور نعره میزدند و دعا میکردند. در این صدا همچنان آمده بود که: ای حبیب! آنچه را که تو به عنوان کرامت دریافت کردی، اینها از فضل خدای قدوس است و نه به خاطر مسخره کردن تو. تمام آن ثروتها و هدایا که برای تو فرستادهایم، مزد خدمت تو نیست. بلکه اینها همچون استخوانی است که برای سگان نفس آنها انداختیم تا آنها را مشغول کند و از تو درخواستهای سختی نداشته باشند. و او در ادامه به یاد گاوی میافتد که از شش هزار سال پیش آفریده شده و در هر شب که خورشید در میآید، از خواب بیدار میشود و در صحرا به چرا میپردازد و تا شب به قدری گیاه میخورد که دیگر چیزی برایش باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: آن گاو با خود فکر میکند: امروز چندین گیاه خوردم و سیر شدم. حالا شکمم پر است، اما آه، فردا چه میخورم؟ او آنقدر نگران و غمگین میشود که دوباره لاغر میگردد و فراموش میکند که بارها اینگونه نگران آینده بوده و در نهایت، خداوند برخلاف گمان او، صحرا را در طول این چندین سال پر از گیاهان سبز و تازه کرده است.
هوش مصنوعی: خداوند پاک و قادری که نشانههای نصرت خود را بر دوستانش نمایان کرد، و آنکه بر دشمنانش نشانه حجت را مشخص ساخت. او کریمی است که به دوستدارانش لباس مقام و خوشبختی پوشاند و عادلی است که بر دشمنانش باران ذلت و خاری نازل کرد. او وحی فرستاد به پیامبرش محمد رسول الله، صلی الله علیه و سلم و به او فرمود: ای محمد! من خالق شما هستم، و در عالم غیب در هر گوشهای صدها هزار گنجینه وجود دارد که خاطر هر کس غیر از من نمیتواند به آن دسترسی پیدا کند.
هوش مصنوعی: کسانی را که میخواهیم انتخاب میکنیم و قلب آنها را به کلید گنجینههای پنهان تبدیل میکنیم و انوار بیشماری بر آنها نازل میسازیم و نعمتهای بیشماری بر آنها ارزانی میداریم و تقوا را زینت وجود آنان قرار میدهیم تا کلامی ناخلوق از آنها خبر دهد: «هدیً للمتقین الذین یؤمنون بالغیب». دستشان به گنجینههای نعمتهای پنهان میرسد و در دریای نعمتها غرق میشوند، در سایهی محبت، قدم بر بساط فضل میگذارند و از کاسهی محبت، شراب دوستی مینوشند و مقام ایشان به اوج میرسد و قلم و لوح نام آنان را در تاریخ ثبت میکند: «ان الابرار لفی نعیم». در انتخاب این افراد هیچ اعتراضی بر من نیست. هر کس را که بخواهم برمیدارم و هر کس را که بخواهم رها میکنم، تا یکی از آنها را به عیباش شناسانده و سرمهی ناآگاهی را در دیدگانش بگذاریم تا از شرابخانهی ابلیس، عسلی تلخ بنوشد و بداند که «و ان الفجار لفی جحیم».
هوش مصنوعی: فتح دروازهای که طالبان شریعت و سالکان طریقت را به هم میآورد، هرگز برای آنان آسان نیست. این فتح واقعی نه از جهان غیب ناشی میشود و نه در دنیای شک و تردید قرار دارد. از دنیای غیب، تنها سالکی یا عاشقی میتواند به این دروازه برسد. در این زمینه، باید راه را راست و مستقیم طی کند تا از دریای بیپایان خودخواهی و نفس سرکش خود دور شود و از وسوسههای خطرناک بگریزد. او باید به ریسمان محکم خداوند چنگ بزند و این نکته را همواره به یاد داشته باشد. اگر او بخواهد به حرفهای دیگران متکی باشد، خود را از نعمتها محروم کرده و ممکن است به نتایج ناگوار دچار شود. بسیاری از انسانها، به واسطه سهلانگاری و عدم شفافیت در حلال و حرام، به دنیایی پر از لذتهای زودگذر و مادیات گرفتار شدهاند و در نتیجه، خود را به آتش دوزخوار میافکنند و به آسانی به هلاکت نزدیک میشوند.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، کسانی که به خدا ایمان نداشتهاند، آرزو میکنند که کاش مانند خاک میبودند و هیچگاه به دنیا روی نیاورده بودند. برخی از افراد، از گناه دوری کرده و دنیا را رها کردهاند، اما نه به خاطر خدا، بلکه برای اینکه به عنوان انسانهای زاهد و عابد شناخته شوند. این افراد از حقیقت این موضوع بیخبرند و به خاطر ریاکاری خود، به دنیا وابسته شدهاند. آنها به مانند سگی شدهاند که تنها دنبال منافع خود هستند و توجهی به تعالیم شرع ندارند. در روز قیامت، تمام اطاعتکنندگان پاداش میگیرند، در حالی که این افراد در تاریکی به سر خواهند برد و نه در دنیا و نه در آخرت به تفضلی نخواهند رسید. کسانی که در آخرت به مخلصان میپیوندند و تقاضای نور از آنها را دارند، با این پاسخ مواجه میشوند که به عقب برگردند و خود نوری برای خود پیدا کنند. این افراد خودپرست هستند و قرآن بوضوح به آنها هشدار داده است که هوای نفس خود را به جای خدا قرار دادهاند و از راه راست منحرف شدهاند.
هوش مصنوعی: گروهی از انسانها که درک عمیقی از جهان داشتند و به صداقت اهمیت میدادند، بر خواستههای نفسانی خود غلبه کردند و به سوی هدف جاودانگی و بهشت حرکت کردند. این امید و نوید از قرآن برای آنها روشن بود که در آن وعدههایی درباره آرزوهای انسانها داده شده است. این افراد از خواستههای نفسانی خود گذشتند، اما در عوض، به وراثتی بیفایده گرفتار شدند که پیامبران اشاره کرده بودند که بیشتر اهل بهشت افراد سادهلوح هستند. گروه دیگری نیز از آرزوهای نفسانی خود پیشی گرفتند و لذات دنیوی را ترک کردند تا به پاداشی ابدی دست یابند. این افراد حقیقت راه را درک کرده و در نور الهی غرق شدند. آنها در لحظاتی از جمال یکتایی بهرهمند میشوند و در لحظاتی دیگر به کمال زندگی جاودانه میرسند. در وجود و عدم، در لطف و قهر، همیشه ثابت و پابرجا هستند. این گروه همان پیامبران الهی هستند.