بخش ۸۴ - قصهٔ بازرگان کی طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت
این داستان در خصوص یک سالک راه عرفان است که در شعر همان طوطی است که دوست و یار بازرگانی دارد. این جوینده عرفان در بند صفات انسانی گرفتار است که یکی از آنها شیرین سخنی و زیبایی ظاهری است که برای دیگران نمایش میدهد. از طرفی این خوشچهره شیرین سخن (طوطی) میخواهد در راه عرفان رشد بیشتری کند و دوستش میخواهد به هندوستان سفر کند از او می خواهد از عارفان هندوستان ( طوطیان هند) راز موفقیت را برایش بپرسد که راه موفقیت را به او می گویند که بمیر یعنی مدام خوبیها و دانش و ظاهرت را به نمایش نگذار و به جای نمایش به هدف فکر کن و از بندهای انسانی خود را راه کن و این بندهای ضعیف را پاره کن.
بود بازرگان و او را طوطییدر قفس محبوس زیبا طوطیی
هوش مصنوعی: یک بازرگان بود که در قفسش طوطی زیبا و خوشصحبتی داشت که آنجا نگهداری میشد.
چونک بازرگان سفر را ساز کردسوی هندستان شدن آغاز کرد
هوش مصنوعی: زمانی که بازرگان سفر خود را آماده کرد، راهی به سوی هند آغاز نمود.
هر غلام و هر کنیزک را ز جودگفت بهر تو چه آرم گوی زود
هوش مصنوعی: هر خدمتکار و کنیز به خاطر بزرگواری تو میگوید: "برای تو چه چیزی بیارم؟ سریع بگو!"
هر یکی از وی مرادی خواست کردجمله را وعده بداد آن نیک مرد
هوش مصنوعی: هر یک از آنها خواستهای داشتند و آن مرد خوب به همه آنها وعده داد.
گفت طوطی را چه خواهی ارمغانکهآرَمَت از خطهٔ هندوستان
هوش مصنوعی: در مورد چیزی که از هندوستان میخواهی، طوطی گفت که هدیهای برای تو دارم.
گفتش آن طوطی که آنجا طوطیانچون ببینی کن ز حال من بیان
هوش مصنوعی: طوطی گفت: وقتی از حال من باخبر شوید، طوطیهای آنجا را خواهید دید و متوجه خواهید شد که چه احوالی دارم.
کهآن فلان طوطی که مشتاق شماستاز قضای آسمان در حبس ماست
هوش مصنوعی: طوطیای که به شدت به شما علاقهمند است، به دلیل قضا و قدر آسمانی در زندان ما قرار دارد.
بر شما کرد او سلام و داد خواستوز شما چاره و ره ارشاد خواست
هوش مصنوعی: او به شما سلام کرد و درخواست کمک و راهنمایی داشت.
گفت میشاید که من در اشتیاقجان دهم اینجا بمیرم در فراق
هوش مصنوعی: او میگوید که ممکن است من از شدت اشتیاق جانم را در اینجا از دست بدهم و در غم جدایی بمیرم.
این روا باشد که من در بند سختگه شما بر سبزه گاهی بر درخت
هوش مصنوعی: این درست نیست که من در سختی و عذابی به سر برم در حالی که شما در آرامش و راحتی زندگی میکنید، گویی من در دلدادگی شما مثل درختی در باغ سبز هستم.
این چنین باشد وفای دوستانمن درین حبس و شما در گلستان
هوش مصنوعی: دوستان من در این زندانی که هستم، به این شکل وفادارند، در حالی که شما در باغ و خوشی به سر میبرید.
یاد آرید ای مهان زین مرغِ زاریک صبوحی در میان مرغزار
هوش مصنوعی: ای بزرگواران، به یاد بیاورید آن پرندهی آواره را؛ یک جام می در میانهی دشت پر از مرغزار.
یاد یاران یار را میمون بودخاصه کهآن لیلی و این مجنون بود
خداوند به خاطر آوردن دوستان را دوست دارد به خصوص اگر این به خاطر آوردن از روی عشق همانند عشق لیلی و مجنون باشد
ای حریفانِ بت موزون خودمن قدحها میخورم پر خون خود
ای عارفانی که بت تن انسانی خود را شکسته اید من با سختی زیاد که به جسمم می دهم باز نمیتوانم رها شوم
یک قدح می نوش کن بر یاد منگر نمیخواهی که بدهی داد من
یک راز از راههای شکست بت جسم را برای من بگو حتی لگر نمیخواهی که جواب مشکلات من را بدهی
یا به یاد این فتادهی خاکبیزچونک خوردی جرعهای بر خاک ریز
هوش مصنوعی: به یاد این خاکی که از آن آمدهای، وقتی نوشیدنیای مینوشی، کمی از آن را بر زمین بریز.
ای عجب آن عهد و آن سوگند کووعدههای آن لب چون قند کو
هوش مصنوعی: عجب است که آن عهد و سوگند کجا رفت؟ چه شده است آن وعدههایی که از آن لب مانند قند شیرین مینمود؟
گر فراق بنده از بدبندگیستچون تو با بد، بد کنی پس فرق چیست؟
در اینجا شاهر با خدا از زبان طوطی صحبت میکند. اگر دوری من از تو ای خدا بخاطر این است که بنده بدی هستم و تو بخواهی بدی را با دوری که بد است پاسخ دهی پس فرق من که انسانم و تو که خدایی چیست.
ای بدی که تو کنی در خشم و جنگبا طربتر از سماع و بانگ چنگ
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این موضوع پرداخته است که اگر کسی به بدی و خشم اقدام کند، این کار او حتی در میان سر و صدای شادی و موسیقی نیز تاثیرگذارتر و دردناکتر خواهد بود. اشاره به این دارد که رفتار بد و خصمانه به اندازهای قوی و دلخراش است که میتواند فضای خوشایند و شاداب را تحتتأثیر قرار دهد.
ای جفای تو ز دولت خوبترو انتقام تو ز جان محبوبتر
هوش مصنوعی: ای بیمهری تو از خوبیِ سرنوشت بهتر است و انتقام تو از جان محبوبتر.
نار تو اینست نورت چون بودماتم این، تا خود که سورت چون بود
هوش مصنوعی: چرا که غم تو مانند روشناییات است، زیرا وقتی که غم وجود دارد، نور چگونه خواهد بود؟ پس خودت را چگونه میسازید؟
از حلاوتها که دارد جور تووز لطافت کس نیابد غور تو
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت عشق و محبت اشاره دارد. شاعر میگوید که شیرینی و لذتهایی که از محبت و زیبایی تو ناشی میشود، بسیار فراوان است و هیچکس نمیتواند به عمق و لطافت این احساسات دست پیدا کند. به عبارت دیگر، عشق تو چنان دلانگیز و پر از لطافت است که دیگران نمیتوانند به خوبی آن را درک کنند.
نالم و ترسم که او باور کندوز کرم آن جور را کمتر کند
هوش مصنوعی: من گلایه میکنم و نگرانم که او حرفهای من را باور کند و از روی مهربانی، بدرفتاریاش را کم کند.
عاشقم بر قهر و بر لطفش به جدبوالعجب من عاشق این هر دو ضد
هوش مصنوعی: من به شدت به قهر و لطف او عاشق هستم، واقعاً جالب است که به هر دو این احساسات متضاد علاقه دارم.
والله ار زین خار در بستان شومهمچو بلبل زین سبب نالان شوم
هوش مصنوعی: به خدا قسم، اگر در باغ بیدمشک زین خار زیبا شوم، مانند بلبل از این دلیل غمگین و نالان میشوم.
این عجب بلبل که بگشاید دهانتا خورد او خار را با گلستان
هوش مصنوعی: عجب است که بلبل با وجود عشق و زیبایی گلستان، دهانش را بگشاید و خار را بخورد.
این چه بلبل این نهنگ آتشیستجمله ناخوشها ز عشق او را خَوشیست
هوش مصنوعی: این چه نوع عشقی است که مانند بلبل و نهنگ شعلهور است، در حالی که همه کسانی که از عشق او رنج میبرند، به نوعی از آن لذت میبرند.
عاشق کلست و خود کلست اوعاشق خویشست و عشق خویشجو
عارف حقیقی عاشق همه چیز است ، چون در همه خدا را میبیند. این عاشق دنبال خویش است اما نه خویش ظاهری بلکه خویش الهی و حقیقی .