بخش ۱۲۳ - حقیر و بیخصم دیدن دیدههای حس صالح و ناقهٔ صالح علیهالسلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا
هوش مصنوعی: این متن درباره داستان حضرت صالح و ناقه اوست که به زبان شاعرانه روایت شده است. قوم صالح از جهل و حسد به ناقه او آسیب رساندند و از آب این حیوان دریغ کردند، در حالی که ناقه به فرمان خداوند و برای نجات آنها فرستاده شده بود. صالح به قوم خود هشدار میدهد که اگر به ظلم و حسد ادامه دهند، عذاب الهی بر آنها نازل خواهد شد.
سه نشانه از عذاب به آنها اعلام میشود: تغییر رنگ صورتشان در سه روز که اول زرد، سپس قرمز و در نهایت سیاه میشود. به محض این که قوم به عذاب نزدیک میشوند، صالح به آنها پند میدهد و نالههای ایشان را میشنود که همچون نوحه است.
سلطان از بدیهای قوم رحمتی نازل کرده و آنها را به عذاب و خواری مبتلا میکند. صالح در نهایت به قوم خود میگوید که آنها از طریق بدی و ستم خود به این وضعیت رسیدهاند و هیچ کس نمیتواند از عذاب الهی فرار کند.
نکته اصلی این داستان را میتوان در پیام عبرتآمیز آن دانست که نشانههای عذاب از ظلم و جهل انسانهاست و رحمت و عذابی از سوی خداوند بر اساس اعمال بندگان نازل میشود.
ناقهٔ صالح بصورت بد شترپی بریدندش ز جهل آن قوم مر
هوش مصنوعی: ناقهٔ صالح که شتری خاص و نیکو بود، به خاطر نادانی و ناآگاهی آن قوم به شکل زشتی بریده و آسیب دید.
از برای آب چون خصمش شدندنانکور و آبکور ایشان بدند
هوش مصنوعی: وقتی که آب و نان به مشکل برخوردند، نان و آب آنها بیکیفیت و ناپاک شد.
ناقة الله آب خورد از جوی و میغآب حق را داشتند از حق دریغ
هوش مصنوعی: شتر خدا از جوی آب نوشید، اما ابرها از بارش آب حق را دریغ داشتند.
ناقهٔ صالح چو جسم صالحانشد کمینی در هلاک طالحان
هوش مصنوعی: وقتی که شتر صالح به جسم صالحان تبدیل شد، کمینی برای نابودی نیکوکاران به وجود آمد.
تا بر آن امت ز حکم مرگ و دردناقةالله و سقیاها چه کرد
هوش مصنوعی: باید ببینیم که خداوند با آن قوم چه کرد در برابر حکم مرگ و رنجهای ناقةالله و سیراب شدنهای آنها.
شحنهٔ قهر خدا زیشان بجستخونبهای اشتری شهری درست
هوش مصنوعی: خداوند خشمگین بر اینان بود و به خاطر ناشایستیشان، از آنها انتقام میگرفت. در پی آن، بهای خون شتران زحمتکش در شهری که شایسته بود، به درستی پرداخت میشد.
روح همچون صالح و تن ناقه استروح اندر وصل و تن در فاقه است
هوش مصنوعی: روح مانند یک انسان نیکو و شایسته است و بدن مانند یک شتر است. روح در حالت اتصال و نزدیکی به معشوق قرار دارد، در حالی که بدن در حال جدایی و دوری است.
روح صالح قابل آفات نیستزخم بر ناقه بود بر ذات نیست
هوش مصنوعی: روح پاک و صالح نمیتواند آسیبپذیر باشد؛ مانند این است که زخم بر شتر هیچ تأثیری بر ذات او ندارد.
روح صالح قابل آزار نیستنور یزدان سغبهٔ کفار نیست
هوش مصنوعی: روح پاک و نیکو آسیبپذیر نیست و نور الهی از دست معاندان و دشمنان نمیتواند خدشهدار شود.
حق از آن پیوست با جسمی نهانتاش آزارند و بینند امتحان
هوش مصنوعی: حق همیشه در جسمی که ناپیداست حضور دارد، تا اینکه آزمایش شود و آزارهایی را تحمل کند.
بیخبر کآزار این آزار اوستآب این خم متصل با آب جوست
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این است که فردی بیخبر از اینکه در حقیقت آزار و رنجی که میکشد، ناشی از خود اوست. مانند آبی که در یک خم، به طور دائم در حال اتصال و جریان با آب چشمه است و در واقع، ادامه و پیوستگی آن به هم مرتبط میشود. این جمله به نوعی بیانگر این است که بیمار در پی درد و رنج خود، خبر ندارد که آن از درون خود او نشأت میگیرد.
زان تعلق کرد با جسمی الهتا که گردد جمله عالم را پناه
هوش مصنوعی: به خاطر وابستگی به جسمی مقدس، همه موجودات عالم به آن پناه میآورند و از آن حمایت میگیرند.
ناقهٔ جسم ولی را بنده باشتا شوی با روح صالح خواجهتاش
هوش مصنوعی: به خودت توجه کن و در کنار جسم خود، روحی پاک و نیکو پیدا کن تا به مقامای والا برسی و محبتی عمیق نسبت به مولایت بیابی.
گفت صالح چونک کردید این حسدبعد سه روز از خدا نقمت رسد
هوش مصنوعی: صالح گفت: چون شما دچار حسد شدید، بعد از سه روز از سوی خدا عذاب و کیفر خواهید دید.
بعد سه روز دگر از جانستانآفتی آید که دارد سه نشان
هوش مصنوعی: بعد از سه روز دیگر، نوعی بلای خطرناک از سرزمین جانها میآید که سه نشانه دارد.
رنگ روی جملهتان گردد دگررنگ رنگ مختلف اندر نظر
هوش مصنوعی: ظاهر شما تغییر خواهد کرد و هر یک از رنگها به شکلی متفاوت جلوه خواهد کرد.
روز اول رویتان چون زعفراندر دوم رو سرخ همچون ارغوان
هوش مصنوعی: در روز اول، چهرهتان همانند رنگ زعفران زیبا و روشن بود و در روز دوم، چشمانتان سرخی و زیبایی خاصی چون گل ارغوان پیدا کرد.
در سوم گردد همه روها سیاهبعد از آن اندر رسد قهر اله
هوش مصنوعی: در روز سوم، تمام راهها تیره و تار میشود و پس از آن، خشم خداوند بر مردم نازل میگردد.
گر نشان خواهید از من زین وعیدکرهٔ ناقه به سوی کُه دوید
هوش مصنوعی: اگر نشانهای از من میخواهید، به مانندمایهٔ یک شتر، که به سمت کوه در حال دویدنش است.
گر توانیدش گرفتن چاره هستورنه خود مرغ امید از دام جست
هوش مصنوعی: اگر بتوانید او را به دست آورید، راه حلی وجود دارد، وگرنه خود پرنده امید از دام میگریزد.
کس نتانست اندر آن کره رسیدرفت در کهسارها شد ناپدید
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانست به آن سیاره برسد، پس به کوهها رفت و ناپدید شد.
گفت دیدیت آن قضا معلن شدستصورت اومید را گردن زدست
هوش مصنوعی: گفتید دیدید که تقدیر اعلام شده و امید به جایی نرسیده و شکست خورده است.
کرهٔ ناقه چه باشد خاطرشکه بجا آرید ز احسان و برش
هوش مصنوعی: چگونه میتوان انتظار داشت که دل یک شتر بر اثر نیکی و محبت شما به یاد شما بیفتد؟
گر بجا آید دلش رستید از آنورنه نومیدیت و ساعد را گزان
هوش مصنوعی: اگر دلش در جایی آرام بگیرد، از آن رنج و مشکلات رهایی خواهد یافت، وگرنه ناامیدی و دست یاری را از او دور میکند.
چون شنیدند این وعید منکدرچشم بنهادند و آن را منتظر
هوش مصنوعی: وقتی این تهدید را شنیدند، چشمانشان پر از نگرانی شد و به آن فکر کردند.
روز اول روی خود دیدند زردمیزدند از ناامیدی آه سرد
هوش مصنوعی: در روز اول، وقتی به چهره خود نگاه کردند، ناامیدی باعث شد که رنگ چهرهشان زرد شود و با حسرت عمیق، آهی سرد کشیدند.
سرخ شد روی همه روز دومنوبت اومید و توبه گشت گم
هوش مصنوعی: در روز دوم، رنگ رخسار همه سرخ شد و امید و توبه به فراموشی سپرده شد.
شد سیه روز سیم روی همهحکم صالح راست شد بی ملحمه
هوش مصنوعی: روزگار تار و سیاه شد و سیمای زیبای همه زشت گردید. حکم درست و عادلانه صادر شد بدون هیچ گونه ملاطفت و اجحاف.
چون همه در ناامیدی سر زدندهمچو مرغان در دو زانو آمدند
هوش مصنوعی: وقتی همه در ناامیدی فرو رفتند، مثل پرندگان که بر روی دو پا میایستند، در کنار هم جمع شدند.
در نبی آورد جبریل امینشرح این زانو زدن را جاثمین
هوش مصنوعی: جبریل امین، فرشته وحی، معنی و توضیح این حالت زانو زدن را برای پیامبر آورد.
زانو آن دم زن که تعلیمت کنندوز چنین زانو زدن بیمت کنند
هوش مصنوعی: در آن لحظهای که به تو آموزش میدهند، فرزند باید زانو بزند و از این کار نترسد.
منتظر گشتند زخم قهر راقهر آمد نیست کرد آن شهر را
هوش مصنوعی: آنها منتظر ماندند تا زخم قهری که به دل داشتند بهبود یابد، اما قهر آنها را ترک نکرد و به همان حال باقی ماند.
صالح از خلوت بسوی شهر رفتشهر دید اندر میان دود و نفت
هوش مصنوعی: انسان نیکوکار از تنهایی به سوی شهر بیرون آمد و در شهر دید که بین دود و نفت، وضعیت دگرگونی شکل گرفته است.
ناله از اجزای ایشان میشنیدنوحه پیدا نوحهگویان ناپدید
هوش مصنوعی: او از اجزای وجود آنها صدای نالهای را میشنید، در حالی که نوحهخوانان ناپدید شده بودند و فقط نوحهای در فضا حس میشد.
ز استخوانهاشان شنید او نالههااشکریزان جانشان چون ژالهها
هوش مصنوعی: او از استخوانهایشان صدای نالهها را شنید، که جانشان مانند اشکها، ریزش میکند و بیپناه است.
صالح آن بشنید و گریه ساز کردنوحه بر نوحهگران آغاز کرد
هوش مصنوعی: صالح این سخن را شنید و به غم و اندوه افتاد و شروع به نوحهخوانی کرد و بر نوحهگران دیگر نیز آغاز کرد.
گفت ای قومی به باطل زیستهوز شما من پیش حق بگریسته
هوش مصنوعی: ای گروهی که در نادرستی زندگی کردید، من به خاطر شما در برابر حقیقت اشک ریختم.
حق بگفته صبر کن بر جورشانپندشان ده بس نماند از دورشان
هوش مصنوعی: صبر کن و در برابر ستم آنها شکیبا باش، به آنها نصیحت کن، زیرا مدت زیادی از حضورشان باقی نمانده است.
من بگفته پند شد بند از جفاشیر پند از مهر جوشد وز صفا
هوش مصنوعی: من به خاطر نصیحتهایم از آسیب و رنج رهایی یافتم، همانطور که شیر از عشق و محبت به خویش میتند و از خلوص و صفا متأثر میشود.
بس که کردید از جفا بر جای منشیر پند افسرد در رگهای من
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و ستمی که بر من روا داشتید، آنچنان مادرم از سر درد و افسردگی در رگهایم تاثیر گذاشته که مانند شیر اندرونم را خالی کرده است.
حق مرا گفته ترا لطفی دهمبر سر آن زخمها مرهم نهم
هوش مصنوعی: من به حقم میگویم که به تو لطفی میکنم و بر زخمهای تو مرهم میگذارم.
صاف کرده حق دلم را چون سماروفته از خاطرم جور شما
هوش مصنوعی: دل من به خاطر محبت و پاکی حس کردهام که مانند سماور صاف و زلال شده است و دیگر هیچ یاد و نشانهای از غم و اندوهی که به خاطر شما در ذهنم بود باقی نمانده است.
در نصیحت من شده بار دگرگفته امثال و سخنها چون شکر
هوش مصنوعی: نصیحت من دوباره تکرار شده است و مانند سخنان شیرین و دلنشین به نظر میرسد.
شیر تازه از شکر انگیختهشیر و شهدی با سخن آمیخته
هوش مصنوعی: شیر تازهای که با شکر ترکیب شده و با سخن همچون شهدی شیرین و دلپذیر است.
در شما چون زهر گشته آن سخنزانک زهرستان بدیت از بیخ و بن
هوش مصنوعی: سخن شما مانند زهر شده است، زیرا ریشهاش در جایی ناپسند و سمی قرار دارد.
چون شوم غمگین که غم شد سرنگونغم شما بودیت ای قوم حرون
هوش مصنوعی: وقتی که من غمگین میشوم و غم بر من چیره میشود، غم شما هم باعث تأسف من است ای قوم حرون.
هیچ کس بر مرگ غم نوحه کندریش سر چون شد کسی مو بر کند
هوش مصنوعی: هیچ کس به مرگ کسی ناراحت نمیشود، چرا که زمانی که فردی میمیرد، دیگر چهره و موهای او اهمیتی ندارند و خالی از ارزش میشوند.
رو بخود کرد و بگفت ای نوحهگرنوحهات را مینیرزند آن نفر
هوش مصنوعی: او به خود نگاه کرد و به نوحهگر گفت: نوحهات را کسی نخواهد شنید.
کژ مخوان ای راستخوانندهٔ مبینکیف آسی خلف قوم ظالمین
هوش مصنوعی: ای کسی که حقیقت را میخوانی، کج رفتارانه نگو! روش زندگی و خفیـهی چرخش سرنوشت ظالمها را نادیده بگیر.
باز اندر چشم و دل او گریه یافترحمتی بیعلتی در وی بتافت
هوش مصنوعی: او دوباره در چشم و دلش اشک را دید و رحمت بیدلیلی در وجودش تابید.
قطره میبارید و حیران گشته بودقطرهای بیعلت از دریای جود
هوش مصنوعی: باران میبارید و یک قطره که از محبت و بخشش بیپایان دریا دچار حیرت و شگفتی شده بود، در حال چکیدن بود.
عقل او میگفت کین گریه ز چیستبر چنان افسوسیان شاید گریست
هوش مصنوعی: عقلش به او میگفت که این گریه برای چه است، چرا که این افراد همچنان هستند و ممکن است بگریند.
بر چه میگریی بگو بر فعلشانبر سپاه کینهتوز بد نشان
هوش مصنوعی: به چه چیزی میگریی؟ بگو بر اعمال آنها، بر لشکری که از کینه و عداوت بدی نشان میدهد.
بر دل تاریک پر زنگارشانبر زبان زهر همچون مارشان
هوش مصنوعی: دلهایشان به تاریکی و زنگار آغشته است و زبانشان زهرآگین و خطرناک مانند مار است.
بر دم و دندان سگسارانهشانبر دهان و چشم کزدم خانهشان
هوش مصنوعی: در اینجا، شاعری از احساس و تصاویر خاصی استفاده کرده است. او به عواطف و وضعیت خود اشاره میکند که در آن، هراس و نگرانی وجود دارد. تصویرهایی از یک سگ و فضایی که به خانهای خاص اشاره دارد، به ذهن میآید، که نشاندهنده نوعی درگیری داخلی یا احساس یأس و تنهایی است. در کل، این بیت به بیان حس رنج و نگرانی شاعر از وضعیت خود میپردازد.
بر ستیز و تسخر و افسوسشانشکر کن چون کرد حق محبوسشان
هوش مصنوعی: به خاطر دشمنی و تمسخر و افسوس آنها شکرگزار باش، زیرا خداوند سرنوشتشان را رقم زده است.
دستشان کژ پایشان کژ چشم کژمهرشان کژ صلحشان کژ خشم کژ
هوش مصنوعی: آنان دست و پا و چشمانی ناکارآمد و کژ دارند، محبت و صلحشان نیز نابسامان و ناپایدار است و به سادگی به خشم میگرایند.
از پی تقلید و معقولات نقلپا نهاده بر سر این پیر عقل
هوش مصنوعی: برای پیروی از تقلید و اندیشههای عقلانی، بر روی این انسان دانا قدم گذاشتهایم.
پیرخر نه جمله گشته پیر خراز ریای چشم و گوش همدگر
هوش مصنوعی: سالخوردگی، به سبب فریب و تظاهر چشمان و گوشهای یکدیگر، بر زندگی سایه افکنده است.
از بهشت آورد یزدان بندگانتا نمایدشان سقر پروردگان
هوش مصنوعی: خداوند بندگانش را از بهشت آورد تا به آنها نشان دهد که عذاب جهنم چیست.