بخش ۱۷ - شکایت کردن اهل زندان پیش وکیل قاضی از دست آن مفلس
هوش مصنوعی: در این شعر، زندانیان به قاضی شکایت میکنند و از آزار و اذیت مردی که در زندان است، گلایه دارند. آنها از شرایط سخت و قحطی شکایت کرده و درخواست میکنند که این مرد را از زندان بیرون کنند. قاضی پس از بررسی شکایات، به زندانی میگوید که برود و به خانهاش برگردد. زندانی، در پاسخ، از قاضی تشکر کرده و میگوید که در این زندان زندگیاش را سپری میکند و از زمینگیر کردن دشمنانش لذت میبرد. او به وضعیت خود و ایمانش اشاره کرده و میگوید که در این زندان با ترفندها و فریبها قوت خود را به دست میآورد. در انتها، خطر شیطان را خاطرنشان میکند و از قضاوت و اعمال نادرست خود ابراز تاسف میکند. این شعر به مسائل مربوط به ظلم و ستم، ایمان و بدیها پرداخته و نشان دهنده struggles زندانیان است.
با وکیل قاضی ادراکمنداهل زندان در شکایت آمدند
هوش مصنوعی: یک وکیل و یک قاضی دانا که از زندان آمدهاند، برای شکایت به محضر رسیدند.
که سلام ما به قاضی بر، کنونبازگو آزار ما زین مرد دون
هوش مصنوعی: سلام ما را به قاضی برسان و به او بگو که ما از دست این مرد پست چه آزارهایی دیدهایم.
کندرین زندان بماند او مستمریاوهتاز و طبلخوارست و مضر
هوش مصنوعی: او در بدترین زندانها و شرایط سخت زندگی میکند، اما همچنان به سخنان بیمعنی و بیخود خود ادامه میدهد و به کارهای نادرست خود مشغول است.
چون مگس حاضر شود در هر طعاماز وقاحت بی صلا و بی سلام
هوش مصنوعی: وقتی مگس بدون اجازه و بدون خوشآمد گویی سراغ هر غذایی میآید، نشانهی بیشرمی و پرروییاش است.
پیش او هیچست لوت شصت کسکر کند خود را اگر گوییش بس
هوش مصنوعی: پیش او هیچ چیز ارزش ندارد، حتی اگر شصت نفر هم خود را به زمین بیندازند و درخواست کنند، فایدهای نخواهد داشت. اگر او کلامی بگوید، کافی است.
مرد زندان را نیاید لقمهایور به صد حیلت گشاید طعمهای
هوش مصنوعی: مردی که در زندان است، نباید به لقمهای دل خوش کند، حتی اگر به هزار و یک روش هم تلاش کند تا به دام بیفتد.
در زمان پیش آید آن دوزخ گلوحجتش این که خدا گفتا کلوا
هوش مصنوعی: در زمانی که روز قیامت برپا شود، عذاب و سختیها چنان ظهور خواهند کرد که گویی نشانه آن است که خداوند فرمود: «بخورید» و این اشاره به نعمتهای بهشتی است.
زین چنین قحط سهساله داد دادظل مولانا ابد پاینده باد
هوش مصنوعی: به خاطر قحطی سهساله، فریاد و نالهای بلند برپا شده است. ای سایهی مولانا، تا همیشه پاینده و برقرار باش.
یا ز زندان تا رود این گاومیشیا وظیفه کن ز وقفی لقمهایش
هوش مصنوعی: یا از زندان آزاد میشود یا اینکه باید بهخاطر نذر و وظیفهای که دارد، لقمهاش را بدهد.
ای ز تو خوش هم ذکور و هم اناثداد کن المستغاث المستغاث
هوش مصنوعی: ای کسی که از تو، هم مردان و هم زنان خوشحال هستند، به فریادرس و یاری رسانی بپرداز.
سوی قاضی شد وکیل با نمکگفت با قاضی شکایت یک به یک
هوش مصنوعی: وکیل با هوش و مهربانی به سمت قاضی رفت و گفت: "من به ترتیب شکایتها را مطرح میکنم."
خواند او را قاضی از زندان به پیشپس تفحص کرد از اعیان خویش
هوش مصنوعی: قاضی فردی را از زندان به حضور خود فراخواند و سپس در مورد مقام و شخصیت او تحقیق کرد.
گشت ثابت پیش قاضی آن همهکه نمودند از شکایت آن رمه
هوش مصنوعی: تمام کسانی که از شکایت آن گوسفندها به قاضی مراجعه کردند، در نهایت به این نتیجه رسیدند که خودشان هم هویتشان ثابت شد و در برابر قاضی حضور یافتند.
گفت قاضی خیز ازین زندان بروسوی خانهٔ مردریگ خویش شو
هوش مصنوعی: قاضی گفت: بلند شو و از این زندان بیرون برو و به خانهٔ پدر خود بازگرد.
گفت خان و مان من احسان تستهمچو کافر جنتم زندان تست
هوش مصنوعی: او میگوید: خانه و زندگی من در واقع به خاطر محبت و نیکی توست، اما مثل یک کافر، بهشت من برایم همانند زندان است.
گر ز زندانم برانی تو به ردخود بمیرم من ز تقصیری و کد
هوش مصنوعی: اگر مرا از زندان برانی، من به خاطر دوری تو میمیرم، نه به خاطر خطا و ناپاکی خودم.
همچو ابلیسی که میگفت ای سلامرب انظرنی الی یوم القیام
هوش مصنوعی: مانند ابلیس که میگفت: "پروردگارا، مرا تا روز قیامت مهلت ده."
کاندرین زندان دنیا من خوشمتا که دشمنزادگان را میکشم
هوش مصنوعی: من در این زندان دنیایی که در آن زندگی میکنم، خوشحالم به شرطی که بتوانم دشمنان را از بین ببرم.
هر که او را قوت ایمانی بودوز برای زادِ ره نانی بود
هوش مصنوعی: هر کسی که ایمان قوی و محکمی دارد و برای راهی که در پیش دارد، منبع یا نانی برای سفرش داشته باشد، رشد و پیشرفت خواهد کرد.
میستانم گه به مکر و گه به ریوتا بر آرند از پشیمانی غریو
هوش مصنوعی: گاهی با حقه و ترفند چیزی به دست میآورم و گاهی با فریب و نیرنگ، تا اینکه بتوانم فریادهای پشیمانی را به پا کنم.
گه به درویشی کنم تهدیدشانگه به زلف و خال بندم دیدشان
هوش مصنوعی: گاهی به فقیران و درویشان تذکر و هشدار میدهم، و گاهی با زیباییها و جذابیتهای خود، توجه آنها را جلب میکنم.
قوت ایمانی درین زندان کمستوانک هست از قصد این سگ در خمست
هوش مصنوعی: قدرت ایمان در این زندان کم است، اما قصد این سگ به خاطر آن خمیده است.
از نماز و صوم و صد بیچارگیقوت ذوق آید برد یکبارگی
هوش مصنوعی: عملکردهای مذهبی و عبادتها مانند نماز، روزه و صدقه ممکن است در برخی موارد به فرد احساس ناامیدی و بیچارگی بدهند، اما در عین حال میتوانند به یکباره شور و شوقی در دل انسان ایجاد کنند.
استعیذ الله من شیطانهقد هلکنا آه من طغیانه
هوش مصنوعی: پناه میبرم به خدا از شیطان، زیرا که ما به خاطر طغیان او هلاک شدیم. آه، چه بر اثر طغیان او به مصیبت افتادیم.
یک سگست و در هزاران میرودهر که در وی رفت او او میشود
هوش مصنوعی: هر کس که با شخصیتی خاص ارتباط برقرار کند، به تدریج مانند او میشود. انسانها تحت تأثیر اطرافیان خود قرار میگیرند و این تأثیر میتواند به شکلگیری رفتار و شخصیتشان کمک کند.
هر که سردت کرد میدان کو دروستدیو پنهان گشته اندر زیر پوست
هوش مصنوعی: هر کسی که نسبت به تو بیاعتنایی و سرسختی نشان دهد، بدان که درون او یک روح شیطانی نهفته است که به خوبی پنهان شده است.
چون نیابد صورت آید در خیالتا کشاند آن خیالت در وبال
هوش مصنوعی: وقتی که چیزی در ذهن شکل نگیرد، نمیتواند به خیال ما بیاید و ما را به دردسر بیندازد.
گه خیال فرجه و گاهی دکانگه خیال علم و گاهی خان و مان
هوش مصنوعی: گاهی به فکر آزادی و رهایی هستم و گاهی مشغول کسب و کار. گاهی به دنبال علم و دانش میگردم و گاهی دغدغه خانه و خانواده را دارم.
هان بگو لا حولها اندر زماناز زبان تنها نه بلک از عین جان
هوش مصنوعی: بگو که در مواقع سخت و دشوار، فقط با زبان صحبت نکن، بلکه با عمق وجود و روحیاتت هم این را بیان کن.