بخش ۲۲ - به راه کردن شاه یکی را از آن دو غلام و ازین دیگر پرسیدن
هوش مصنوعی: در این شعر، شخصیتی به نام غلامک، مورد توجه دیگران قرار میگیرد و به نمایندهای اشاره میشود تا بیاید. او به کسانی که به او توجه دارند میگوید که او در حقیقت تحقیر نیست و باید از او به خوبی یاد کرد. سپس، او با شخص دیگری با دهانی گنده و دندانهای سیاه مواجه میشود و از او میخواهد که دور بماند و مشغله خود را اصلاح کند، زیرا او پزشک است و حامی آن فرد. در ادامه، شاعر به عیوب انسانها و عدم توانایی در شناخت عیوب خود اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که انسانها بیشتر در عیوب یکدیگر غوطهورند و از خود غافلاند. شاعر تأکید میکند که نور حقیقی در شناخت خود، بهتر از نور دیگران است و در نهایت میگوید که نباید در مدح خود سخن گفت و باید مراقب بود که در مقام امتحان شرمسار نشویم.
آن غلامک را چو دید اهل ذکاآن دگر را کرد اشارت که بیا
هوش مصنوعی: وقتی آن جوان را اهل فهم و درک دیدند، دیگری را به او اشاره کرد و گفت که بیاید.
کاف رحمت گفتمش تصغیر نیستجد گود فرزندکم تحقیر نیست
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به این نکته اشاره میکند که هرچند ممکن است بعضی افراد کوچک و حقیر به نظر برسند، اما ارزش و شان آنها هیچگاه کم نمیشود. او با نگاهی محبتآمیز به فرزندش میگوید که هر کسی در هر موقعیتی که باشد، نباید او را دست کم گرفت یا تحقیر کرد.
چون بیامد آن دوم در پیش شاهبود او گندهدهان دندان سیاه
هوش مصنوعی: وقتی آن دومین فرد به نزد شاه آمد، او شخصی بود با دهان بزرگ و دندانی سیاه.
گرچه شه ناخوش شد از گفتار اوجست و جویی کرد هم ز اسرار او
هوش مصنوعی: با وجود اینکه شاه از سخنان او ناراضی شد، باز هم به دنبال کشف حقایق و رازهای او رفت.
گفت با این شکل و این گند دهاندور بنشین لیک آن سوتر مران
هوش مصنوعی: با این چهره و بوی ناخوشایند، دورتر بنشین، اما از آن طرفتر نرو.
که تو اهل نامه و رقعه بدینه جلیس و یار و همبقعه بدی
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که در نامهنگاری و نوشتن مهارت داری، نه اینکه همراه و دوست خوبی باشی که در کنارم بنشینی.
تا علاج آن دهان تو کنیمتو حبیب و ما طبیب پر فنیم
هوش مصنوعی: برای درمان درد دل تو ما پزشکانی با مهارت و فنون هستیم، تو عشق ما هستی و ما در تلاشیم تا به تو کمک کنیم.
بهر کیکی نو گلیمی سوختننیست لایق از تو دیده دوختن
هوش مصنوعی: برای کیک تازهای، سوختن یک فرش شایسته نیست، از تو چشم پوشیدن به هیچ وجه مناسب نیست.
با همه بنشین دو سه دستان بگوتا ببینم صورت عقلت نکو
هوش مصنوعی: با همهی دوستان بنشین و دو یا سه داستان بگو تا ببینم چقدر فکر و اندیشهات خوب و زیبا است.
آن ذکی را پس فرستاد او به کارسوی حمامی که رو خود را بخار
هوش مصنوعی: او شخص دانا را به کارهایی که به حمام مربوط میشود فرستاد، در حالی که بخار بر چهرهاش نشسته است.
وین دگر را گفت خه تو زیرکیصد غلامی در حقیقت نه یکی
هوش مصنوعی: او به شخص دیگری گفت: تو که خود را باهوش و زرنگ میدانی، در واقع به اندازه یک غلام هم ارزش نداری.
آن نهای که خواجهتاش تو نموداز تو ما را سرد میکرد آن حسود
هوش مصنوعی: آن چیزی که دوستت به ما نشان داد، از تو بیزار کرد و ما را میآزرد.
گفت او دزد و کژست و کژنشینحیز و نامرد و چنینست و چنین
هوش مصنوعی: او میگوید که فردی فریبکار و نادرست است، و اخلاق ناپسندی دارد و این ویژگیها در وجودش آشکار است.
گفت پیوسته بدست او راستگوراستگویی من ندیدستم چو او
هوش مصنوعی: او میگوید که همیشه راستگویی در دست اوست و تا به حال کسی را چون او در راستگویی ندیده است.
راستگویی در نهادش خلقتیستهرچه گوید من نگویم آن تهیست
هوش مصنوعی: راستگویی ویژگی ذاتی اوست و هر چیزی که بگوید، من نمیگویم؛ زیرا بیمفهوم و خالی است.
کژ ندانم آن نکواندیش رامتهم دارم وجود خویش را
هوش مصنوعی: من نمیتوانم آن کسی را که اندیشهاش خوب است، متهم بدانم؛ بلکه وجود خودم را مورد سرزنش قرار میدهم.
باشد او در من ببیند عیبهامن نبینم در وجود خود شها
هوش مصنوعی: او میخواهد که دیگران عیوب مرا ببینند ولی من خودم عیوبم را نبینم.
هر کسی گر عیب خود دیدی ز پیشکی بدی فارغ وی از اصلاح خویش
هوش مصنوعی: اگر کسی عیوب خود را ببیند و بخواهد از آنها غافل شود، هرگز نمیتواند به اصلاح خود بپردازد.
غافلاند این خلق از خود ای پدرلاجرم گویند عیب همدگر
هوش مصنوعی: این مردم از خودشان بیخبرند و به همین خاطر همواره دیگران را سرزنش میکنند.
من نبینم روی خود را ای شمنمن ببینم روی تو تو روی من
هوش مصنوعی: من نمیخواهم چهرهام را ببینم، ای محبوب، ولی دوست دارم تو چهرهام را ببینی و من چهرهات را ببینم.
آنکسی که او ببیند روی خویشنور او از نور خلقانست بیش
هوش مصنوعی: کس دیگری که چهرهاش را ببیند، نور او از نور دیگران بیشتر است.
گر بمیرد دید او باقی بودزانک دیدش دید خلاقی بود
هوش مصنوعی: اگر او بمیرد، بینایش همچنان باقی میماند، زیرا بینایش از خود خلاقیت و آفرینش برخوردار است.
نور حسی نبود آن نوری که اوروی خود محسوس بیند پیش رو
هوش مصنوعی: این نور، نوری نیست که با حواس قابل لمس باشد؛ بلکه نوری است که او با چهرهاش به نمایش میگذارد و برای دیگران محسوس است.
گفت اکنون عیبهای او بگوآنچنان که گفت او از عیب تو
هوش مصنوعی: بگو اکنون عیبهای او را به همان شیوهای که او از عیبهای تو سخن گفت.
تا بدانم که تو غمخوار منیکدخدای ملکت و کار منی
هوش مصنوعی: برای اینکه بفهمم که تو نسبت به من نگران هستی، باید بدانم که تو سرپرست و ولی نعمت منی.
گفت ای شه من بگویم عیبهاشگرچه هست او مر مرا خوش خواجهتاش
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر میگوید که اگرچه من عیبهای او را بیان کنم، اما باید اعتراف کنم که او برای من عزیز و دوستداشتنی است.
عیب او مهر و وفا و مردمیعیب او صدق و ذکا و همدمی
هوش مصنوعی: او را میتوان به خاطر ویژگیهای مثبتش سرزنش کرد، چون وفاداری، انسانیت، صداقت و زیرکی از آن اوست.
کمترین عیبش جوامردی و دادآن جوامردی که جان را هم بداد
هوش مصنوعی: کمترین عیب او، جوانمردی و دادگری است. او به قدری جوانمرد است که حتی جان خود را برای این ویژگیاش فدای دیگران میکند.
صد هزاران جان خدا کرده پدیدچه جوامردی بود کان را ندید
هوش مصنوعی: به تعداد زیادی جان، خداوند خلق کرده است؛ چه انسانی بزرگوار و شجاعی است که چنین چیزهایی را نمیبیند.
ور بدیدی کی به جان بخلش بدی؟بهر یک جان کی چنین غمگین شدی؟
هوش مصنوعی: اگر میدیدی که او چقدر بخیل است، آیا به خاطر یک جان اینقدر غمگین میشدی؟
بر لب جو بخل آب آن را بودکو ز جوی آب نابینا بود
هوش مصنوعی: بر لب جوی، آبی وجود دارد که از آن به دلیل نداشتن بینایی بهرهبرداری نمیشود.
گفت پیغامبر که هر که از یقینداند او پاداش خود در یوم دین
هوش مصنوعی: پیامبر گفت هر کسی که از حقیقت و واقعیت آگاه باشد، پاداش خود را در روز قیامت خواهد دانست.
که یکی را ده عوض میآیدشهر زمان جودی دگرگون زایدش
هوش مصنوعی: هر فردی در هر زمان میتواند ده نوع پاداش یا نعمت متفاوت دریافت کند، و این به معنای تغییر و نوآوری در زندگی اوست.
جود جمله از عوضها دیدنستپس عوض دیدن ضد ترسیدنست
هوش مصنوعی: بخشش و generosity ناشی از دیدن عوض و پاداش است، بنابراین وقتی که انسان پاداش را ببیند، ترس و نگرانی او کاهش مییابد.
بخل نادیدن بود اعواض راشاد دارد دید در خواض را
هوش مصنوعی: شخصی که دارای بخل است، از دیدن مشکلات و کمبودها غافل میشود و در عوض، با دیدن نکات مثبت و زیباییها شاد میگردد.
پس بعالم هیچ کس نبود بخیلزانک کس چیزی نبازد بی بدیل
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ کس حسود نیست، زیرا هیچکس چیزی را که ارزش واقعی داشته باشد، از دست نمیدهد.
پس سخا از چشم آمد نه ز دستدید دارد کار جز بینا نرست
هوش مصنوعی: سخاوت و بخشش از نگاه و نیت فرد ناشی میشود، نه تنها از عمل و اقدام او. این رفتار فقط از کسانی برمیآید که بصیرت و درک عمیق دارند.
عیب دیگر این که خودبین نیست اوهست او در هستی خود عیبجو
هوش مصنوعی: این شخص به خودبینی دچار نیست و به همین دلیل در وجود خود، نقصها و نقاط ضعفش را میبیند.
عیبگوی و عیبجوی خود بدستبا همه نیکو و با خود بد بدست
هوش مصنوعی: اگر کسی مدام عیب دیگران را بگوید و در جستجوی عیوب باشد، خودش هم متوجه میشود که خوبیهایش را نادیده گرفته و به اشتباهات خودش دقت نمیکند. در واقع، باید به خودمان بیشتر توجه کنیم و از توقع داشتن از دیگران خودداری کنیم.
گفت شه جلدی مکن در مدح یارمدح خود در ضمن مدح او میار
هوش مصنوعی: شاه فرمود که زود در ستایش محبوب سخن مگو، مدح خود را در حین ستایش او نیاور.
زانک من در امتحان آرم وراشرمساری آیدت در ماورا
هوش مصنوعی: زیرا من در آزمایش خود چیزهایی را به نمایش میگذارم که باعث شرمساری تو در دنیای دیگر خواهد شد.