بخش ۴۱ - گفتن نابینای سایل کی دو کوری دارم
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به کوری و زشتی صدا اشاره میکند. شخصی از درد و رنج خود میگوید که دو نوع کوری دارد: یکی کوری ظاهری و دیگری کوری از نداشتن صدای زیبا. او معتقد است که صدای زشتش موجب غم و خشم مردم میشود و از اهل زمان میخواهد که به او رحم کنند.
شاعر سپس با تأکید بر این موضوع که زشتی آوازش باعث دوری و بیمحبتی مردم شده، نیکو بودن صدای دل را به عنوان راه حلی برای جلب محبت و رحمت مطرح میکند. او به افرادی که به دنبال زشتیها میروند، هشدار میدهد که نالههای ناگوار آنان باعث دوری از اجابت خداوند خواهد شد. در پایان، او از شنونده میخواهد که از کارهای ناپسند خود توبه کند و به جبران گناهان بپردازد.
بود کوری کو همیگفت الامانمن دو کوری دارم ای اهل زمان
هوش مصنوعی: شخصی وجود داشت که دائم میگفت: "نجاتم بدهید! من دو مشکل بزرگ دارم." ای مردم زمان، به وضعیت من توجه کنید.
پس دوباره رحمتم آرید هانچون دو کوری دارم و من در میان
هوش مصنوعی: پس ای دوستان، مرا دوباره مورد رحمت قرار دهید، زیرا که من در میان دو نفر نادان قرار دارم.
گفت یک کوریت میبینیم ماآن دگر کوری چه باشد وا نما
هوش مصنوعی: گفت یک بینا را میبینیم، اما این کور دیگر چه طور میتواند آن کوری را نشان دهد؟
گفت زشتآوازم و ناخوش نوازشتآوازی و کوری شد دوتا
هوش مصنوعی: او گفت که صدای من زشت و ناهنجار است و به خاطر این ناهنجاری، هم صدا و هم عشق آسیب دیده است.
بانگ زشتم مایهٔ غم میشودمهر خلق از بانگ من کم میشود
هوش مصنوعی: صدای ناخوشایند من باعث ناراحتی دیگران میشود و محبت آنها نسبت به من کمتر میشود.
زشت آوازم بهر جا که رودمایهٔ خشم و غم و کین میشود
هوش مصنوعی: صدای زشت من هر جا که برود، باعث خشم و اندوه و کینه میشود.
بر دو کوری رحم را دوتا کنیداین چنین ناگنج را گنجا کنید
هوش مصنوعی: بر درد و رنج دو انسان ناتوان ترحم کنید و به آنها کمک کنید تا این وضع سخت و ناگوار را به شرایطی بهتر تبدیل کنید.
زشتی آواز کم شد زین گلهخلق شد بر وی برحمت یکدله
هوش مصنوعی: آواز زشت کمتر شد و به این ترتیب، از دل مردم نسبت به آن، رحمت و محبت بیشتری شکل گرفت.
کرد نیکو چون بگفت او راز رالطف آواز دلش آواز را
هوش مصنوعی: وقتی او راز را به خوبی بیان کرد، صدای دلنشینش مانند آواز دلش، زیبا و دلپذیر شد.
وانک آواز دلش هم بد بودآن سه کوری دوری سرمد بود
هوش مصنوعی: صدای دل او نیز ناخوشایند بود، و آن سه کوری که در دوردست بودند، همیشگی و ابدی به نظر میرسیدند.
لیک وهابان که بی علت دهندبوک دستی بر سر زشتش نهند
هوش مصنوعی: اما وهابیها که بدون دلیل به دیگران نیکی میکنند، شاید دستی بر سر زشت خود بکشند.
چونک آوازش خوش و مظلوم شدزو دل سنگیندلان چون موم شد
هوش مصنوعی: وقتی صدایش زیبا و دلنشین شد، دلهای سنگین و سخت مانند موم نرم و پذیرای آن شدند.
نالهٔ کافر چو زشتست و شهیقزان نمیگردد اجابت را رفیق
هوش مصنوعی: ناله و فریاد کافر زیبا نیست و به همین دلیل، پاسخ به آن فریاد هم انجام نمیشود.
اخسؤا بر زشت آواز آمدستکو ز خون خلق چون سگ بود مست
هوش مصنوعی: بگذارید آنکه با صدای زشت و ناخوشایندش آمده، همچون سگی که از خون مردم سیراب شده، خوار و ذلیل شود.
چونک نالهٔ خرس رحمتکش بودنالهات نبود چنین ناخوش بود
هوش مصنوعی: چون صدای خرس به خاطر رحمت خداست، صدای تو اینقدر ناگوار نیست.
دان که با یوسف تو گرگی کردهاییا ز خون بی گناهی خوردهای
هوش مصنوعی: بدان که اگر با یوسف تو به دور از حقیقت سخن گفتهای، یا از ناحق و بیدلی خون بیگناهی را ریختهای.
توبه کن وز خورده استفراغ کنور جراحت کهنه شد رو داغ کن
هوش مصنوعی: توبه کن و از آنچه که خوردهای، خودت را پاک کن. اگر زخم کهنهای داری، بر آن زخم مرهم بگذار و آن را مداوا کن.