بخش ۴۵ - تملق کردن دیوانه جالینوس را و ترسیدن جالینوس
هوش مصنوعی: این متن گفتگویی میان جالینوس و همراهانش را نشان میدهد. جالینوس از دوستانش میخواهد تا دارویی را برای او بیاورند. یکی از همراهان بیان میکند که این دارو مخصوص کسانی است که دیوانه هستند و جالینوس را به داشتن عقل دعوت میکند. او به شیوهای انتقادی به دیوانهای اشاره میکند که درونش وجود دارد و از آنها میخواهد زمانی را به او نگاه کنند تا متوجه شوند که چه چیزی در او وجود دارد. او بیان میکند که اگر کسی جنس خود را مشاهده نکند، چگونه میتواند به او نزدیک شود. در نهایت، او به جنبههای مشترک و همجنس بودن انتقاد میکند و به این نکته میپردازد که ارتباط میان موجودات باید بر اساس شباهتها باشد.
گفت جالینوس با اصحاب خودمر مرا تا آن فلان دارو دهد
هوش مصنوعی: جالینوس به دوستانش گفت که تا آن داروی خاص را به من بدهند.
پس بدو گفت آن یکی ای ذو فنوناین دوا خواهند از بهر جنون
هوش مصنوعی: یکی از آنها به دیگری گفت: ای کسی که در همه فنون مهارت داری، این دارو را برای درمان جنون خواهند خواست.
دور از عقل تو این دیگر مگوگفت در من کرد یک دیوانه رو
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که دور از عقل و منطق تو، دیگر حرفی نزن. زیرا در درون من، یک دیوانه وجود دارد که تاثیراتش را میگذارد.
ساعتی در روی من خوش بنگریدچشمکم زد آستین من درید
هوش مصنوعی: لحظاتی به چهره من نیک بنگرید، که در این مدت چشمان من بیدرنگ آستینم را پاره کرد.
گرنه جنسیت بدی در من ازوکی رخ آوردی به من آن زشترو
هوش مصنوعی: اگر تو این را نداشتی، چگونه میتوانستی در من آن زشترو را به وجود آوری؟
گر ندیدی جنس خود کی آمدیکی به غیر جنس خود را بر زدی
هوش مصنوعی: اگر خودت را نشناختی، چطور میخواهی بفهمی که چه زمانی به چیزی غیر از خودت وابسته شدی؟
چون دو کس بر هم زند بیهیچ شکدر میانشان هست قدر مشترک
هوش مصنوعی: وقتی دو نفر درگیر یا بحث میشوند، بدون شک بین آنها نقطه مشترکی وجود دارد.
کی پرد مرغی مگر با جنس خودصحبت ناجنس گورست و لحد
هوش مصنوعی: آیا پرندهای که از یک جنس است، هرگز با چیزی که همجنس آن نیست، گفت و گو میکند؟ قبر و خاکی که زیر آن است، مناسب زندگی نیست.