بخش ۴۷ - تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرس
هوش مصنوعی: در این متن، داستانی دربارهی شخصی و مگسی روایت میشود که شخص با کلافگی و خشم از مگس که او را آزار میدهد، سعی میکند او را دور کند. اما مگس بارها به نزد او بازمیگردد. در نهایت، شخص خشمگین سنگی برمیدارد و به سمت مگس میزند و این باعث میشود که مگس بر چهرهاش بیفتد.
سپس، با استفاده از این داستان، نویسنده به مسألهی وفای به عهد و سوگندها میپردازد. او هشدار میدهد که سوگندها ممکن است سست و ضعیف باشند و اگر شخصی بیسوگند عهدی را بشکند، بر خلاف آنچه میگوید، قابل اعتماد نیست. این متن به بررسی عواقب و نتایج عدم وفا به عهد میپردازد و این نکته را تاکید میکند که اگر کسی در گفتار خود راست نباشد، حتی سوگندهایش نیز نمیتواند او را از شکسته شدن عهدش محفوظ بدارد.
شخص خفت و خرس میراندش مگسوز ستیز آمد مگس زو باز پس
هوش مصنوعی: انسانی که در زندگی خود به ذلت و خواری گرفتار شده است، مانند مگسی است که به او حمله میشود. او به جای اینکه در برابر مشکلات بایستد، از آنها فرار میکند و در مواجهه با دشمنانش، دچار ضعف و ناتوانی میشود.
چند بارش راند از روی جوانآن مگس زو باز میآمد دوان
هوش مصنوعی: مگس چندین بار از روی جوانی پرواز کرد و دوباره با سرعت به سمت او برگشت.
خشمگین شد با مگس خرس و برفتبر گرفت از کوه سنگی سخت زفت
هوش مصنوعی: مردی که از مگس خرس عصبانی شده و به تندی به کوه رفت و سنگی بزرگ و سخت را برداشت.
سنگ آورد و مگس را دید بازبر رخ خفته گرفته جای و ساز
هوش مصنوعی: سنگی آورد و مگس را دید که دوباره بر روی چهرهی خوابآلودش نشسته و آوازی میخواند.
بر گرفت آن آسیا سنگ و بزدبر مگس تا آن مگس وا پس خزد
هوش مصنوعی: آسیاب سنگ را برداشت و به مگس زد تا مگس عقبنشینی کند.
سنگ روی خفته را خشخاش کرداین مثل بر جمله عالم فاش کرد
هوش مصنوعی: سنگی که روی آن خوابیده بود، با خشخاشی شکافته شد و این واقعیت را برای همه آشکار کرد.
مهر ابله مهر خرس آمد یقینکین او مهرست و مهر اوست کین
هوش مصنوعی: محبت بیكسانی، همچون محبت خرس است که به نظر میرسد واقعی باشد، اما در حقیقت فقط یک توهم است و ماهیت آن به دو طرف مربوط است.
عهد او سستست و ویران و ضعیفگفت او زفت و وفای او نحیف
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که تعهد و پیمانی که او برقرار کرده است، ناپایدار و شکننده است. همچنین وفاداری او نیز ضعیف و ناتوان به نظر میرسد.
گر خورد سوگند هم باور مکنبشکند سوگند مرد کژسخن
هوش مصنوعی: اگر کسی سوگند یاد کند، به او اعتماد نکن؛ زیرا سوگند فردی که در حرف زدن کجرو است، شکسته میشود.
چونک بیسوگند گفتش بد دروغتو میفت از مکر و سوگندش به دوغ
هوش مصنوعی: وقتی او بدون قسم دروغ گفت، تو با نیرنگ و قسمش دچار مشکل خواهی شد.
نفس او میرست و عقل او اسیرصد هزاران مصحفش خود خورده گیر
هوش مصنوعی: نفس او در حال مرگ است و عقلش در بند و گرفتار است. او به خاطر داشتن هزاران کتاب، خود را در قید و زنجیر احساس میکند.
چونک بی سوگند پیمان بشکندگر خورد سوگند هم آن بشکند
هوش مصنوعی: اگر کسی بدون سوگند پیمان را بشکند، حتی اگر با سوگند هم چیزی بخورد، آن سوگند نیز شکسته خواهد شد.
زانک نفس آشفتهتر گردد از آنکه کنی بندش به سوگند گران
هوش مصنوعی: چون که بر سر سوگندهای سنگین و سخت خود را به زحمت میاندازی، نفس تو بیش از پیش آشفته و ناآرام میشود.
چون اسیری بند بر حاکم نهدحاکم آن را بر درد بیرون جهد
هوش مصنوعی: وقتی که یک زندانی به دست حاکم گرفتار میآید، حاکم سعی میکند او را از درد و رنجی که در آن گرفتار است، نجات دهد.
بر سرش کوبد ز خشم آن بند رامیزند بر روی او سوگند را
هوش مصنوعی: وقتی که از شدت خشم بر سر او کوبیده شود، به او قسم میخورد که این کار را خواهد کرد.
تو ز اوفوا بالعقودش دست شواحفظوا ایمانکم با او مگو
هوش مصنوعی: به او وفا کن و به عهد و پیمانت پایبند باش. ایمان خود را حفظ کن و با او صحبت نکن.
وانک حق را ساخت در پیمان سندتن کند چون تار و گرد او تند
هوش مصنوعی: اگر حق را در پیمان بسازی، همانند تنی که در هم تنیده و در حال حرکت است، به آن شکل در میآید.