بخش ۷۱ - شکایت قاضی از آفت قضا و جواب گفتن نایب او را
هوش مصنوعی: در این متن، قاضی به طور ناگهانی از دیدن دو طرف دعوا که هر دو از واقعیت خود آگاهند، به گریه میافتد. نایب قاضی از او میپرسد که دلیل گریهاش چیست و میگوید که زمان شادی است. قاضی پاسخ میدهد که او از بیدلی حکم میراند و نمیتواند به عمق مشکل آن دو پی ببرد، زیرا آنها از وضعیت خود آگاهند ولی قاضی در جهل است. قاضی به علم و جهل اشاره میکند و میگوید که علم وقتی با رشوت و طمع درآمیخته شود، فساد میآورد و برعکس، جهل بدون علت ممکن است عواقب بدتری داشته باشد. او تاکید میکند که اگر انسان از هوای نفس خود فاصله بگیرد و کمتر به شهوت پردازد، میتواند حقیقت را از دروغ بشناسد.
قاضیی بنشاندند و میگریستگفت نایب قاضیا گریه ز چیست
هوش مصنوعی: قاضی ای را نشاندند که در حال گریه بود. او گفت: "ای نایب قاضی، دلیل گریهات چیست؟"
این نه وقت گریه و فریاد تستوقت شادی و مبارکباد تست
هوش مصنوعی: این زمان مناسب برای گریه و شکایت نیست، بلکه زمانی است برای شادی و تبریک گفتن.
گفت اه چون حکم راند بیدلیدر میان آن دو عالم جاهلی
هوش مصنوعی: او گفت آه، چه حیف که کسی بیدلی و ناآگاهی در میان این دو دنیای پرزرق و برق حکم میزند.
آن دو خصم از واقعهٔ خود واقفندقاضی مسکین چه داند زان دو بند
هوش مصنوعی: آن دو دشمن از وضعیت خود آگاه هستند، اما قاضی بیچاره چه میداند که بین این دو چه گذشته است.
جاهلست و غافلست از حالشانچون رود در خونشان و مالشان
هوش مصنوعی: او از وضعیت آنها ناآگاه و بیخبر است، مانند رودخانهای که در خون و داراییهای آنها جاری است.
گفت خصمان عالماند و علتیجاهلی تو لیک شمع ملتی
هوش مصنوعی: میگوید که دشمنان در جهان وجود دارند و دلیل این دشمنی ناشی از نادانی است، اما تو مانند شمعی هستی که نور و روشنایی را به ملت میبخشی.
زانک تو علت نداری در میانآن فراغت هست نور دیدگان
هوش مصنوعی: زیرا تو در میان آن لحظههای خوش و آرامش، هیچ دلیلی برای ناراحتی نداری و باعث روشنی چشمان دیگری هستی.
وان دو عالم را غرضشان کور کردعلمشان را علت اندر گور کرد
هوش مصنوعی: این دنیا و آخرت به خاطر هدفی که دارند، علم و دانش آنها را بیفایده و بینتیجه کرده است. علم آنها تنها به درد قبر و دنیای پس از مرگ میخورد.
جهل را بیعلتی عالم کندعلم را علت کژ و ظالم کند
هوش مصنوعی: نادانی، بدون دلیل، انسان را به سمت جهل میبرد، در حالی که دانش، میتواند به دلایل نادرست و ناعادلانه منجر شود.
تا تو رشوت نستدی بینندهایچون طمع کردی ضریر و بندهای
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو رشوه ندادهای، کسی به تو توجه نمیکند؛ وقتی که غرق در طمع میشوی، مانند فردی نابینا و بندهای در حالت زانو درآمدهای.
از هوا من خوی را وا کردهاملقمههای شهوتی کم خوردهام
هوش مصنوعی: من از دلبستگیهای دنیوی و تمایلات نفسانی فاصله گرفتهام و به اندازهای که نیاز است، از لذتها بهرهمند شدهام.
چاشنیگیر دلم شد با فروغراست را داند حقیقت از دروغ
هوش مصنوعی: دل من با روشنی و روشنایی عشق آشنا شد، زیرا تنها حقیقت را از دروغ تشخیص میدهد.