بخش ۷۵ - تتمهٔ اقرار ابلیس به معاویه مکر خود را
هوش مصنوعی: عزازیل به میر راد میگوید که باید مکر و فریب خود را در میان بگذارد. اگر در زمان خاصی، نماز او فوت میشد، از درد دل خود فریاد میکرد. او به بیداری و آگاهی میر راد اشاره میکند و میگوید که حسادت موجب این کار شده است. عزازیل خود را به عنوان یک عنکبوت معرفی میکند که مگسها را شکار میکند و به میر راد میگوید که او باید از مگسها فاصله بگیرد و به دیگر کارها بپردازد. او تأکید میکند که بیداری میر راد باعث نجات او از مشکلات شده است و به او یادآوری میکند که او خود را در راه خیر قرار دهد. عزازیل معتقد است که او باید از خواب غفلت بیدار شود و به سمت خیر حرکت کند.
پس عزازیلش بگفت ای میر رادمکر خود اندر میان باید نهاد
هوش مصنوعی: عزازیل به او گفت: ای سرور رادمرد، باید در وسط کار خود نیرنگی به کار ببندی.
گر نمازت فوت میشد آن زمانمیزدی از درد دل آه و فغان
هوش مصنوعی: اگر نمازی که میخواندی قضا میشد، آن وقت به خاطر غم و اندوهت ناله و زاری میکردی.
آن تاسف و آن فغان و آن نیازدرگذشتی از دو صد ذکر و نماز
هوش مصنوعی: همهی آن اندوه و ناله و نیاز تو، بیتوجهی به صدها ذکر و نماز را نشان میدهد.
من تو را بیدار کردم از نهیبتا نسوزاند چنان آهی حجاب
ابلیس می گوید من تو را بیدار کردم که نماز بخوانی و به خاطر از دست دادن نماز آه نکشی چون آه خالصانه تو حجاب های بین تو و خدا را می سوزاند
تا چنان آهی نباشد مر تو راتا بدان راهی نباشد مر تو را
ابلیس می گوید من نمی خواهم تو به آن آه خالصانه که از نماز بالاتر است برسی که راهی به سوی خدا پیدا کنی
من حسودم از حسد کردم چنینمن عدوم کار من مکرست و کین
هوش مصنوعی: من به خاطر حسادت، اینگونه رفتار میکنم. دشمن من هستم و کارم پر از نیرنگ و کینه است.
گفت اکنون راست گفتی صادقیاز تو این آید تو این را لایقی
هوش مصنوعی: او گفت: حالا درست صحبت کردی و صادقانه سخن گفتی، از تو این کلمات برمیآید و تو شایسته این گفتهها هستی.
عنکبوتی تو مگس داری شکارمن نیم ای سگ مگس زحمت میار
معاویه به ابلیس می گوید تو مثل عنکبوت هستی که شکار تو مگس است فکر نکن که من مثل مگس در دام تو می افتم پس بیهوده زحمت نکش
باز اسپیدم شکارم شه کندعنکبوتی کی بگرد ما تند
هوش مصنوعی: باز من که به چنگ آوردنم، مانند عنکبوتی است که عجله دارد تا به دور ما بچرخد.
رو مگس میگیر تا توانی هلاسوی دوغی زن مگسها را صلا
هوش مصنوعی: هر زمان که میخواهی مگسی را بگیری، تا جایی که میتوانی این کار را انجام بده. سپس به آن کسی که دوغ میزند، بگو که مگسها را صدا کند.
ور بخوانی تو به سوی انگبینهم دروغ و دوغ باشد آن یقین
هوش مصنوعی: اگر به سمت عسل هم بروی، باز هم ممکن است که دروغ و بیاساسی وجود داشته باشد.
تو مرا بیدار کردی خواب بودتو نمودی کشتی آن گرداب بود
هوش مصنوعی: تو مرا از خواب بیدار کردی، در حالی که تو چون کشتی در دل آن گرداب به جلو میرفتی.
تو مرا در خیر زان میخواندیتا مرا از خیر بهتر راندی
هوش مصنوعی: تو همیشه به من میگفتی که کارهای نیک را انجام دهم، اما در واقع میخواستیش که از بهتر کردن خودم دور بمانم.