بخش ۱۰ - جمع آمدن اهل آفت هر صباحی بر در صومعهٔ عیسی علیه السلام جهت طلب شفا به دعای او
هوش مصنوعی: این متن به داستانی از صومعه عیسی اشاره دارد که در آن افراد مبتلا و نیازمند از هر طرف به جمع آمدهاند و با امید و انتظار در کنار در صومعه منتظر هستند تا عیسی آنها را از مشکلات و رنجهایشان نجات دهد. عیسی پس از انجام عبادتهایش به آنها نزدیک میشود و از خداوند میخواهد که حاجت آنها را روا کند. افرادی که به عیسی رسیدهاند، با برکت وجود او به سلامتی و خوشی میرسند و مشکلاتشان رفع میشود.
سپس، عیسی به آنها میگوید که باید به یاد داشته باشند که قدر نعمتها را بدانند و از ناسپاسی پرهیز کنند. او توصیه میکند که به یاد خداوند باشند و به خود بیفتند، زیرا بیوفایی به عهد الهی عواقب بدی دارد. عیسی همچنین درباره اهمیت وفا و حقوق خداوند صحبت میکند و پیشرفت انسان را در گرو داشتن تحرک و قرار گرفتن در مسیر درست معرفی مینماید.
متن در نهایت به مفهوم قبض و بسط در زندگی اشاره میکند و از انسان میخواهد که با حوصله و درک درست از مشکلاتش، به سوی کمال حرکت کند و از تاریکیهای دل و زندگی خود دوری کند.
صومعهٔ عیسیست خوان اهل دلهان و هان ای مبتلا این در مهل
هوش مصنوعی: صومعهای که در آن عیسی حاضر است، محل خواندن و دلنشینی اهل دل است. پس ای کسی که در آزمایش و سختی هستی، تا دیر نشده از این در گذر کن.
جمع گشتندی ز هر اطراف خلقاز ضریر و لنگ و شل و اهل دلق
هوش مصنوعی: مردم از همه جا جمع شده بودند، از جمله نابینایان، لنگان، افردای که نقص جسمانی داشتند و کسانی که لباسهای عجیب و غریبی میپوشیدند.
بر در آن صومعهٔ عیسی صباحتا بهدم اوشان رهاند از جناح
هوش مصنوعی: در صبح زود تا آخر روز، در ورودی آن صومعهٔ عیسی، او به کسانی که به او میرسند، کمک میکند و آنها را از زحمت و مشکلات نجات میدهد.
او چو فارغ گشتی از اوراد خویشچاشتگه بیرون شدی آن خوبکیش
هوش مصنوعی: وقتی او از نمازها و ذکرهایش فارغ شد، در وقت صبحانه بیرون آمد.
جوق جوقی مبتلا دیدی نزارشِسته بر در، در امید و انتظار
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی گروهی از افرادی را میبیند که به شدت در انتظار و امید نشستهاند و در عین حال حالتی نزار و رنجور دارند. آنها منتظر رویدادی هستند و شرایطشان نشاندهنده ناامیدی و شاید نیز حسرت است.
گفتی ای اصحاب آفت از خداحاجت این جملگانتان شد روا
هوش مصنوعی: ای دوستان، شما از خدا خواستهاید و این خواستههایتان برآورده شده است.
هین روان گردید بی رنج و عناسوی غفاری و اکرام خدا
هوش مصنوعی: همین حالا، بدون درد و زحمت، به سوی بزرگواری و احترام الهی حرکت کن.
جملگان چون اشتران بستهپایکه گشایی زانوی ایشان برای
هوش مصنوعی: گروهها مانند شتران که پایشان بسته است، اگر زانویشان را باز کنی، به راحتی حرکت میکنند.
خوش دوان و شادمانه سوی خاناز دعای او شدندی پا دوان
هوش مصنوعی: خوشحال و شاداب به سمت خانه میدویدند و این شوق و شادابی ناشی از دعای او بود.
آزمودی تو بسی آفات خویشیافتی صحت ازین شاهان کیش
هوش مصنوعی: تو در تجربههای خود، مشکلات و آسیبهای زیادی را مشاهده کردهای، حالا با دقت و بصیرت میدانستی که از این پادشاهان و روشهایشان، به صحت و سلامت نخواهی رسید.
چند آن لنگی تو رهوار شدچند جانت بی غم و آزار شد
هوش مصنوعی: چند بار تو به آرامی و ناز آمدی و چند بار جانت بدون درد و زحمت آزاد شد.
ای مغفل رشتهای بر پای بندتا ز خود هم گم نگردی ای لوند
هوش مصنوعی: ای بیخبر، حواست را جمع کن و خود را به چیزی وصل کن تا از خودت گم نشوی، ای دلربا.
ناسپاسی و فراموشی تویاد ناورد آن عسلنوشی تو
هوش مصنوعی: ناسپاسی و فراموشی تو، یادآور آن زمانهایی است که با شیرینی و خوشی همراه بودی.
لاجرم آن راه بر تو بسته شدچون دل اهل دل از تو خسته شد
هوش مصنوعی: در نتیجه، مسیر تو به رویت بسته شد، چون دلهای کسانی که اهل دل هستند از تو دلزده شدند.
زودشان در یاب و استغفار کنهمچو ابری گریههای زار کن
هوش مصنوعی: سریع به نیازمندان رسیدگی کن و برای آنها دعا کن، مانند ابرهایی که به شدت باران میبارند و به خاطر درد و رنج دیگران اشک میریزند.
تا گلستانشان سوی تو بشکفدمیوههای پخته بر خود وا کفد
هوش مصنوعی: تا زمانی که باغ و گلستانشان به طرف تو شکوفه بزند، میوههای رسیده بر خود خواهند ریخت.
هم بر آن در گرد، کم از سگ مباشبا سگ کهف ار شدستی خواجهتاش
هوش مصنوعی: اگر در کنار درگاه بروی، مانند سگی که در کنار در است، نباش. زیرا اگر در آن جا باشی، دیگر هیچ تفاوتی با سگ نخواهی داشت.
چون سگان هم مر سگان را ناصحاندکه دل اندر خانهٔ اول ببند
هوش مصنوعی: چون حیوانات، حیوانات دیگر را نصیحت میکنند که دلشان را در جای اولیه و اصلی نگه دارند.
آن در اول که خوردی استخوانسخت گیر و حق گزار آن را ممان
هوش مصنوعی: وقتی در شروع کار با چالشها و موانع مواجه میشوید، باید با جدیت و پشتکار به آنها توجه کنید و هرگز حق دیگران را نادیده نگیرید.
میگزندش تا ز ادب آنجا رودوز مقام اولین مفلح شود
هوش مصنوعی: او را به خاطر ادب و احترام آزمایش میکند تا به جایی برسد و از جایگاه نخستین به موفقیت دست یابد.
میگزندش کای سگ طاغی بروبا ولی نعمتت یاغی مشو
هوش مصنوعی: تو را میزند، ای سگ سرکش! از ارباب خود نافرمان نباش.
بر همان در همچو حلقه بستهباشپاسبان و چابک و برجسته باش
هوش مصنوعی: همانطور که در دروازهای بسته، نگهبانی وجود دارد، تو نیز باید آماده و باهوش باشی.
صورت نقض وفای ما مباشبیوفایی را مکن بیهوده فاش
هوش مصنوعی: به دنبال نقض عهد ما نباش و نگذار بیوفاییات بیجهت آشکار شود.
مر سگان را چون وفا آمد شعاررو سگان را ننگ و بدنامی میار
هوش مصنوعی: به کسانی که وفادار و وفادارند، باید احترام گذاشت و به آنها ارزش داد. اما سگان بی وفا را نباید مورد تأیید قرار داد و نباید به آنها اعتباری داد، زیرا باعث ننگ و بدنامی میشود.
بیوفایی چون سگان را عار بودبیوفایی چون روا داری نمود
هوش مصنوعی: بیوفایی برای سگان ننگ است، اما تو چگونه میتوانی این رفتار را بپذیری؟
حق تعالی فخر آورد از وفاگفت من اوفی بعهد غیرنا
هوش مصنوعی: خداوند متعال به وفای خود proud است و میفرماید که من به عهد غیر از خودم وفا نمیکنم.
بیوفایی دان وفا با رد حقبر حقوق حق ندارد کس سبق
هوش مصنوعی: بیوفایی هیچکس نمیتواند حق را زیر پا بگذارد و به آن وفادار نماند.
حق مادر بعد از آن شد کان کریمکرد او را از جنین تو غریم
هوش مصنوعی: حق مادری بر عهده فرزند است، زیرا او با مهربانی و رحمت، فرزند خود را از مرحله جنین به生ی زندگی آورده است.
صورتی کردت درون جسم اوداد در حملش ورا آرام و خو
هوش مصنوعی: او را به صورتی زیبا در جسمی قرار داد و در درون این جسم، آرامش و آسایش را به او هدیه کرد.
همچو جزو متصل دید او تو رامتصل را کرد تدبیرش جدا
هوش مصنوعی: او هنگام دیدن تو، تو را مانند جزئی از خود در نظر گرفت و با تدبیرش، کاری کرد که از دیگران جدا شوی.
حق هزاران صنعت و فن ساختهستتا که مادر بر تو مهر انداختهست
هوش مصنوعی: خداوند هزاران هنر و مهارت را به وجود آورده است تا مادر بتواند بر تو عشق و محبت بورزد.
پس حقِ حق سابق از مادر بودهر که آن حق را نداند خر بود
هوش مصنوعی: هر کسی که به حقیقت راستین و اصلی خود آگاه نباشد، در واقع به بیخبری و جهل دچار شده است.
آنک مادر آفرید و ضرع و شیربا پدر کردش قرین آن خود مگیر
هوش مصنوعی: مادر به همراه پدر، فرزند را به دنیا آورد و از شیر او تغذیه کرد، اما فرزند نمیتواند فقط به خاطر این موارد به مادر تکیه کند.
ای خداوند ای قدیم احسان توآنکه دانم وانکه نه هم آن تو
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ، ای همیشه و ابدی، احسان و لطف تو شامل حال همه میشود؛ چه آن کس که به علم و آگاهی از احسان تو باخبر است و چه آن کس که از آن بیخبر است، هر دو در دامان رحمت تو قرار دارند.
تو بفرمودی که حق را یاد کنزانک حق من نمیگردد کهن
هوش مصنوعی: تو به من دستور دادی که حق را به یاد داشته باشم، چون حق من هرگز کهنه نمیشود.
یاد کن لطفی که کردم آن صبوحبا شما از حفظ در کشتی نوح
هوش مصنوعی: به یاد آور لطفی که در صبح با شما انجام دادم، آن را مانند نگه داشتن یاد در کشتی نوح بدان.
پیله بابایانتان را آن زماندادم از طوفان و از موجش امان
هوش مصنوعی: در آن زمان، من از طوفان و امواج دریا به شما امنیت و پناه دادم، همچون پیلهای که برای پدران شماست.
آب آتش خو زمین بگرفته بودموج او مر اوج کُه را میربود
هوش مصنوعی: زمین به خاطر افزایش آب و آتش، کاملاً تحت تأثیر قرار گرفته بود و موجهای آب به قدری قوی بودند که به ارتفاع کوهها نیز میرسیدند و آنها را تحت تأثیر قرار میدادند.
حفظ کردم من نکردم رَدتاندر وجود جَدِ جَدِ جَدتان
هوش مصنوعی: من از شما محافظت کردم و شما را نادیده نگرفتم، حتی در ژنهای نیاکان بسیار دورتان.
چون شدی سَر، پشت پایت چون زنمکارگاه خویش ضایع چون کنم
هوش مصنوعی: وقتی به مقام و مرتبهای رسیدی، چگونه میتوانم کار خود را در پشت تو خراب کنم؟
چون فدای بیوفایان میشویاز گمان بد بدان سو میروی
هوش مصنوعی: وقتی که به خاطر کسانی که وفا ندارند، خودت را فدای آنها میکنی، به سمت گمانهای بد و منفی در مورد خودت میروی.
من ز سهو و بیوفاییها بریسوی من آیی گمان بد بری
هوش مصنوعی: من از اشتباهات و بیوفاییها مبرا هستم، پس به سوی من بیا و بدگمانی را کنار بگذار.
این گمان بد بر آنجا بر که تومیشوی در پیش همچون خود دوتو
هوش مصنوعی: اگر به اینجا بیایی، گمان نکن که همانند خودت، دو نفر خواهی شد.
بس گرفتی یار و همراهان زفتگر تو را پرسم که کو گویی که رفت
هوش مصنوعی: تو دوست و همراهانت را خیلی گرفتاری. اگر از تو بپرسم که کجا هستند، میگویی که رفتهاند.
یار نیکت رفت بر چرخ برینیار فسقت رفت در قعر زمین
هوش مصنوعی: دوست خوب تو به آسمان رفته است، در حالی که دوستی بد و نادرستت به عمق زمین افتاده است.
تو بماندی در میانه آنچنانبیمدد چون آتشی از کاروان
هوش مصنوعی: تو در میان ماندی و به کمک کسی نیاز نداری، مثل آتشی که از کاروان جدا شده است.
دامن او گیر ای یار دلیرکو منزَّه باشد از بالا و زیر
هوش مصنوعی: ای یار دلیر، دامن او را بگیر که او از تمام ناپاکیها و آلودگیها پاک و بیعیب است.
نه چو عیسی سوی گردون بر شودنه چو قارون در زمین اندر رود
هوش مصنوعی: این عبارت میگوید که نه کسی مانند عیسی به آسمان میرود و نه کسی مثل قارون در زمین غرق میشود. به نوعی، مفهوم آن اشاره به این دارد که نه اوجگیری فوقالعاده و الهی ممکن است، نه سقوط و نابودی کامل، بلکه هر کس در موقعیت خود باقی میماند.
با تو باشد در مکان و بیمکانچون بمانی از سرا و از دکان
هوش مصنوعی: هر جا که باشی، حضور تو در دل و جانم احساس میشود، چه در خانهام باشی و چه در مکان دیگری. احساس تو برای من جداییناپذیر است.
او بر آرد از کدورتها صفامر جفاهای تو را گیرد وفا
هوش مصنوعی: او از دل تاریکیها روشنی میآورد و بیوفاییهای تو را به وفاداری تبدیل میکند.
چون جفا آری فرستد گوشمالتا ز نقصان وا روی سوی کمال
هوش مصنوعی: وقتی که تو بدی میکنی، عواقب آن تو را تنبیه میکند تا از نواقص خود آگاه شوی و به سمت کمال و بهبود حرکت کنی.
چون تو وردی ترک کردی در روشبر تو قبضی آید از رنج و تبش
هوش مصنوعی: زمانی که تو به راهی جدید گام میگذاری و از مسیر قبلی خود فاصله میگیری، ممکن است با مشکلات و سختیهایی مواجه شوی که تو را تحت فشار قرار میدهد.
آن ادب کردن بود یعنی مکنهیچ تحویلی از آن عهد کهن
هوش مصنوعی: این رفتار درست این است که هیچ تغییر و برافروختگی از آن وعده قدیمی نداشته باشی.
پیش از آن کین قبض زنجیری شوداین که دلگیریست پاگیری شود
هوش مصنوعی: قبل از این که غم و اندوه به زنجیر کشیده شود، کسی که دلگیر است، مسیری را برای خود انتخاب میکند.
رنج معقولت شود محسوس و فاشتا نگیری این اشارت را بلاش
هوش مصنوعی: درد و رنج منطقی تو باید به وضوح احساس شود تا اینکه این نشانه را درک کنی و برایش بیاعتنا نباشی.
در معاصی قبضها دلگیر شدقبضها بعد از اجل زنجیر شد
هوش مصنوعی: کارهای نادرست موجب افسردگی و ناراحتی دل میشود و پس از مرگ، این گناهان مانند زنجیری بر انسان سنگینی میکنند.
نعط من اعرض هنا عن ذکرناعیشة ضنک و نجزی بالعمی
هوش مصنوعی: هر کسی که از یاد ما روی برگرداند، زندگی سخت و تنگی خواهد داشت و ما او را بهسبب این کارش، به نابینایی مجازات میکنیم.
دزد چون مال کسان را میبردقبض و دلتنگی دلش را میخلد
هوش مصنوعی: دزد وقتی که مال دیگران را میدزدد، دلش پر از نارضایتی و نگرانی میشود.
او همیگوید «عجب این قبض چیست»قبض آن مظلوم کز شرّت گریست
هوش مصنوعی: او میگوید: «عجب، این حالت تو چه تعبیر و معنایی دارد؟» در حالی که حالت به همریختگی آن مظلوم است که از درد و رنجش به گریه افتاده است.
چون بدین قبض التفاتی کم کندباد اصرار آتشش را دم کند
هوش مصنوعی: زمانی که به این موضوع توجه میکند، باعث میشود که شدت آتش کمتر شود و آرامتر شود.
قبض دل قبض عوان شد لاجرمگشت محسوس آن معانی زد علم
هوش مصنوعی: دل در قبض و کنترل مدتهاست که دچار تنگی و حصر شده است، از این رو معانی عواطف و احساسات درک و احساس میشوند.
غصهها زندان شدست و چارمیخغصه بیخ است و بروید شاخ بیخ
هوش مصنوعی: غمها تبدیل به زندان شدهاند و پایههای این زندان به شدت در دل و جان انسان ریشه دوانده است و از آن ریشهها، جوانههای درد و اندوه میروید.
بیخ پنهان بود هم شد آشکارقبض و بسط اندرون بیخی شمار
هوش مصنوعی: ریشه و بنیاد ما به صورت مخفی در وجود دارد و حالا به وضوح دیده میشود. در این میان، گسترش و انقباض در درون آن ریشه به حساب میآید.
چونکه بیخ بد بود زودش بزنتا نروید زشتخاری در چمن
هوش مصنوعی: اگر ریشهی بدی وجود داشته باشد، باید سریعاً آن را از بین ببریم تا مشکلی بزرگتر مثل زشتخاری در باغ به وجود نیاید.
قبض دیدی، چارهٔ آن قبض کنزانک سَرها جمله میروید ز بن
هوش مصنوعی: اگر سختی و دردسر را احساس کردی، راه حل آن را پیدا کن، زیرا همه چیز از ریشه میروید و رشد میکند.
بسط دیدی، بسطِ خود را آب دهچون بر آید میوه با اصحاب ده
هوش مصنوعی: اگر توانایی و ظرفیت خود را گسترش دادی، در زمان مناسب و با حمایت دیگران، به بار نشستن و بهرهوریات را نشان بده.