تناجی
جلال الدین محمد مولوی

بخش ۳۹ - جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی می‌کردش

گفت با امرِ حقم اِشراک نیستگر بریزد خونم امرش، باک نیست
راضیم من شاکرم من ای حریفاین طرف رسوا و پیش حق شریف
پیش خلقان خوار و زار و ریش‌خندپیش حق محبوب و مطلوب و پسند
از سخن می‌گویم این ورنه خدااز سیه‌رویان کند فردا تو را
عزت آنِ اوست و آن بندگانشز آدم و ابلیس بر می‌خوان نشانش
شرح حق پایان ندارد همچو حقهین دهان بربند و برگردان ورق