بخش ۵۴ - حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا میکرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج
هوش مصنوعی: شاعری در زمان داوود نبی همیشه دعا میکرد که خداوند به او ثروتی بدون زحمت عطا کند. او احساس میکرد که به خاطر کاهلیاش، نمیتواند به دستاوردهایی برسد. او به دیگران مینگریست و میخواست که بدون تلاش، روزی به او برسد. مردم به او میخندیدند و او را به خاطر طمعورزیهایش مسخره میکردند، زیرا به خوبی میدانستند که برای بدست آوردن روزی باید تلاش کرد و کار کرد. او به کشف معجزات داوود نبی و نعمتهای بیشماری که نصیب او شده بود اشاره میکند، در حالی که خودش به دنبال آسانی در زندگی بود. سرانجام، او معروف شد اما همچنان در جستجوی برآورده شدن آرزوهایش بدون تلاش باقی ماند.
آن یکی در عهد داوود نبینزد هر دانا و پیش هر غبی
هوش مصنوعی: در زمان داوود نبی، آن شخص در نظر هر فرد آگاه و نیز در نظر کسانی که دانش چندانی نداشتند، مورد توجه و اعتبار بود.
این دعا میکرد دایم کای خداثروتی بی رنج روزی کن مرا
هوش مصنوعی: او همیشه دعا میکرد که ای خدا، ثروتی به من عطا کن که بی زحمت به دست آید.
چون مرا تو آفریدی کاهلیزخمخواری سستجنبی منبلی
هوش مصنوعی: وقتی که تو مرا خلق کردی، من دچار کاهلی و سستی شدم و به راحتی تسلیم مشکلات میشوم.
بر خران پشتریش بیمرادبار اسپان و استران نتوان نهاد
هوش مصنوعی: بر روی الاغهای پیر و بیهدف، نمیتوان بار اسپهای قوی و نیرومند را قرار داد.
کاهلم چون آفریدی ای ملیروزیم ده هم ز راه کاهلی
هوش مصنوعی: ای خدای مهربان، من به خاطر تنبلی و بیحوصلگیام ناتوان هستم؛ پس تو هم در روزی که مرا خلق کردی، مرا نسبت به همین کاستیها یاری کن.
کاهلم من سایه خسپم در وجودخفتم اندر سایهٔ این فضل و جود
هوش مصنوعی: من در کسالت و تنبلی به سر میبرم و در زیر سایهی وجود و رحمت این بزرگوار آرام گرفتهام.
کاهلان و سایهخسپان را مگرروزیی بنوشتهای نوعی دگر
هوش مصنوعی: آیا برای افراد سست و بیعمل، تغییر وضعیتی نوشته شده است که روزی متفاوتی را تجربه کنند؟
هر که را پایست جوید روزییهر که را پا نیست کن دلسوزیی
هوش مصنوعی: هر کس دنبال روزی و رزق خود باشد، روزیاش را پیدا میکند. اما اگر کسی نتواند به پا بایستد و حرکت کند، باید به او دل بسوزانیم و به او کمک کنیم.
رزق را میران به سوی آن حزینابر را باران به سوی هر زمین
هوش مصنوعی: روزیشان را به سمت آن شخص غمگین و عاری از نعمت میفرستد، همانطور که باران به سوی هر زمینی میریزد.
چون زمین را پا نباشد جود توابر را راند به سوی او دوتو
هوش مصنوعی: زمانی که زمین نتواند به خودی خود پا بگیرد و ایستادگی کند، تو مانند ابر، او را به سوی خود میکشی و به او جود و بخشش میکنی.
طفل را چون پا نباشد مادرشآید و ریزد وظیفه بر سرش
هوش مصنوعی: وقتی که کودک پای walking ندارد، مادرش مسئولیتهایش را بر دوش او میگذارد.
روزیی خواهم بهناگه بی تعبکه ندارم من ز کوشش جز طلب
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که بهطور ناگهانی به آرامش برسم، زیرا من تنها در پی خواستهها هستم و در تلاشهایم چیزی جز آرزو ندارم.
مدت بسیار میکرد این دعاروز تا شب، شب همه شب تا ضحی
هوش مصنوعی: این دعا ساعتها و روزها طول میکشید. او شبها بیدار میماند و تا صبح به دعا و نیایش مشغول بود.
خلق میخندید بر گفتار اوبر طمعخامی و بر بیگار او
هوش مصنوعی: مردم به حرفهای او میخندیدند و به نادانی و زحمت بیفایدهاش تمسخر میکردند.
که چه میگوید عجب این سستریشیا کسی دادست بنگ بیهشیش
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالتی از تعجب و عدم درک میپردازد. شخصی به سستریش اشاره میکند و از او میپرسد که واقعاً چه میگوید. همچنین به نظر میرسد که شخص دیگری نیز در حالت بیخبر و غافل از شرایط اطرافش قرار دارد. در کل، مضمون شعر به سردرگمی و وابستگی به حرفها و رفتارهای دیگران اشاره دارد.
راهِ روزی کسب و رنجست و تعبهر کسی را پیشهای داد و طلب
هوش مصنوعی: کسب روزی مستلزم تلاش و زحمت است و هر فردی برای خود شغلی دارد که باید به دنبال آن برود.
اطلبوا الارزاق فی اسبابهاادخلو الاوطان من ابوابها
هوش مصنوعی: در جستجوی روزی و کسب و کار باشید و برای این کار با رعایت اصول و روشهای درست وارد زندگی و محیطهای جدید شوید.
شاه و سلطان و رسول حق کنونهست داود نبی ذو فنون
هوش مصنوعی: داوود نبی، شاه و سلطان و پیامبر خداوند است و اکنون در میان ما حضور دارد. او دارای دانش و مهارتهای ویژهای است.
با چنان عزی و نازی کاندروستکه گزیدستش عنایتهای دوست
هوش مصنوعی: او با زیبایی و جذابیتی خاصی که دارد، به گونهای است که لطف و محبت دوست به او رسیده است.
معجزاتش بی شمار و بی عددموج بخشایش مدد اندر مدد
هوش مصنوعی: معجزات او بسیار و شمارش ناپذیر است و همیشه به وجود آورنده رحمت و یاری است.
هیچ کس را خود ز آدم تا کنونکی بدست آواز صد چون ارغنون
هوش مصنوعی: هیچکس از زمان آدم تا کنون نتوانسته است صدایی به زیبایی و دلنشینی آواز ارغنون داشته باشد.
که بهر وعظی بمیراند دویستآدمی را صوت خوبش کرد نیست
هوش مصنوعی: آواز دلنواز او چنان تأثیری دارد که میتواند دویست نفر را به خاطر شنیدن وعظ و سخنرانیاش به وادی مرگ بکشاند.
شیر و آهو جمع گردد آن زمانسوی تذکیرش مغفل این از آن
هوش مصنوعی: زمانی که شیر و آهو کنار هم جمع شوند، این نشاندهندهای است از اینکه کسی باید به پند و یادآوری توجه کند، اما این فرد غافل است و به این نکته توجهی ندارد.
کوه و مرغان همرسایل با دمشهردو اندر وقت دعوت محرمش
هوش مصنوعی: کوه و پرندگان در زمان دعوت او به خاطر دمش در کنار هم هستند.
این و صد چندین مرورا معجزاتنور رویش بیجهات و در جهات
هوش مصنوعی: این و صدها مورد دیگر نشاندهنده معجزههای نورانی است که بدون هیچ هدف و در جهات مختلف در حال ظهورند.
با همه تمکین خدا روزی اوکرده باشد بسته اندر جست و جو
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که انسان سعی کند و به خدا ایمان داشته باشد، روزی و رزق و روزیاش به آن صورت که مقدر شده است، در جست و جو و تلاش اوست.
بی زرهبافی و رنجی روزیشمینیاید با همه پیروزیش
هوش مصنوعی: بدون زحمت و تلاش، روزی به دست نمیآید، حتی اگر در زندگی موفق و پیروز باشی.
این چنین مخذول واپس ماندهایخانه کندهٔ دون و گردونراندهای
هوش مصنوعی: تو اینقدر در زندگیات به عقب افتادهای که به نظر میرسد از روزگار و شرایط بیخبر و دور ماندهای.
این چنین مدبر همی خواهد که زودبی تجارت پر کند دامن ز سود
هوش مصنوعی: این فرد باهوش و تدبیر، میخواهد به سرعت و بدون دردسر، از سود مالی برخوردار شود و زندگیاش را پر بار کند.
این چنین گیجی بیامد در میانکه بر آیم بر فلک بی نردبان
هوش مصنوعی: این توصیف از حالت سردرگمی و ناراحتی است که فرد در آن به دنبال چارهای برای بالا رفتن و رسیدن به موفقیت یا آرزوهایش میگردد، ولی بدون هیچ گونه ابزار یا راهی که او را یاری کند. در واقع، فرد احساس میکند که نیاز به کمک دارد تا بتواند به اوج برسد.
این همیگفتش بتسخر رو بگیرکه رسیدت روزی و آمد بشیر
هوش مصنوعی: او میگفت که به خاطر مسخره کردنش، رو برگردان و توجه نکن، زیرا روزی خواهد رسید که بشارت و خبر خوشی به تو خواهد رسید.
و آن همی خندید ما را هم بدهزانچ یابی هدیهای سالار ده
هوش مصنوعی: او با لبخندی بر ما مینگرد و میگوید که از آنچه پیدا کردهای، هدیهای به ما بده.
او ازین تشنیع مردم وین فسوسکم نمیکرد از دعا و چاپلوس
هوش مصنوعی: او با وجود سرزنشهای مردم و این که به او توهین میکنند، از دعا کردن و نفاقگویی خود کم نمیکند.
تا که شد در شهر معروف و شهیرکو ز انبان تهی جوید پنیر
هوش مصنوعی: وقتی در شهر شناخته شده و مشهور شد، کسی که از انبان خالی باشد، به دنبال پنیر میگردد.
شد مثل در خامطبعی آن گدااو ازین خواهش نمیآمد جدا
هوش مصنوعی: او در خامدستی و سادگی مانند گدا شده است و نتوانسته از این خواستهاش جدا شود.