بخش ۶۵ - خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکر
هوش مصنوعی: در این قطعه شعر، گروهی از کودکان پس از یک سجده و دعا برای معلم خود، به خانههایشان میروند. مادرانشان از اینکه آنها به جای درس خواندن در حال بازی و خوشگذرانی هستند، عصبانی میشوند و به آنها انتقاد میکنند. کودکان به مادرانشان توضیح میدهند که این مسئله تقصیر آنها نیست و به وضعیت بیمار معلمشان برمیگردد. مادران اما به این توضیحات شک دارند و فکر میکنند که کودکان دروغ میگویند. در پایان کودکان از مادرانشان میخواهند تا به معلم سر بزنند و حقیقت را از نزدیک ببینند.
سجده کردند و بگفتند ای کریمدور بادا از تو رنجوری و بیم
هوش مصنوعی: آنها به سجده افتادند و گفتند: ای بزرگوار، از تو دور باشد هر گونه درد و نگرانی.
پس برون جستند سوی خانههاهمچو مرغان در هوای دانهها
هوش مصنوعی: پس همه به سوی خانهها رفتند، مثل پرندگانی که برای پیدا کردن دانهها پرواز میکنند.
مادرانشان خشمگین گشتند و گفتروز کتاب و شما با لهو جفت
هوش مصنوعی: مادران آنها عصبانی شدند و گفتند: روزی برای کتاب است و شما با تفریح و شادخواری مشغولید.
عذر آوردند کای مادر تو بیستاین گناه از ما و از تقصیر نیست
هوش مصنوعی: گفتند: ای مادر، ما در این مورد مقصر نیستیم و تنها به خاطر شرایطی که پیش آمد، این خطا رخ داده است.
از قضای آسمان استاد ماگشت رنجور و سقیم و مبتلا
هوش مصنوعی: شونی از قضا و تقدیر آسمانی، استاد ما دچار بیماری و مشکل شد.
مادران گفتند مکرست و دروغصد دروغ آرید بهر طمع دوغ
هوش مصنوعی: مادران گفتند که فریب و دروغی وجود دارد و باید با احتیاط رفتار کرد، چرا که برخی به خاطر سودجویی، نیرنگ میزنند.
ما صباح آییم پیش اوستاتا ببینیم اصل این مکر شما
هوش مصنوعی: ما صبح به پیش استاد میرویم تا ببینیم ریشه این حیله و نیرنگ شما چیست.
کودکان گفتند بسم الله رویدبر دروغ و صدق ما واقف شوید
هوش مصنوعی: کودکان گفتند نام خدا را بر زبان بیاورید تا بر ما و صداقتمان واقف شوید.