بخش ۱۵۱ - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی «امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار، گواه استحقاق است
این متن درباره اهمیت وجود نیاز در آدمیاست و نیازهایی در جان آدمی که او را بهسوی رحمت الهی و شرابی پاک میکشاند. در ابتدا به سخنگفتن مسیح در گهواره اشاره میشود که برای نیاز مریم بودهاست، در ادامه به مثالهایی از طبیعت و جامعه که آب و باران، گیاهان تشنه را سیراب میکند و سخنگو برای کسی که شنونده و محتاج سخن است سخن میگوید و مثالهایی دیگر. در ادامه گفته میشود که باغ و کشتزار جان انسان، جواهر و گوهرهایی بس ارزشمند دارد که باران رحمت الهی بسوی آن روان خواهد گشت و انسان باید در جستجوی یافتن این تشنگی باشد.
آن نیاز مریمی بودهست و دردکه چنان طفلی سخن آغاز کرد
آنچیزی که باعث شد طفلی به سخنگفتن بیاید، درد و نیاز مریمی بودهاست.
جزو او بی او برای او بگفتجزو جزوت گفت دارد در نهفت
جزو او بدون او برای او سخنگفت؛ تو نیز جزو جزوت سخن میگوید که پنهان است.
دست و پا شاهد شوندت ای رهیمنکری را چند دست و پا نهی
ای دوست، در روز قیامت دست و پا و جزو جزوت شهادت میدهند؛ منکری را چند دست و پا نهی؟ (دست و پا نهادن اصطلاح است؛ مصرع : «تا دست و پا نهاد دو زلف تو کفر را» از دیوان شمس است.)
ور نباشی مستحق شرح و گفتناطقهٔ ناطق ترا دید و بخفت
اگر شایستهٔ سخن و گفتوگو نباشی، سخنران و گوینده به تو نگاه کرد و خاموش شد.
هرچه رویید از پی محتاج رُستتا بیابد طالبی چیزی که جست
هر گیاهی که رویید برای نیاز و احتیاجی رویید، تا جویندهای بیابد چیزی را که میجوید.
حق تعالی گر سماوات آفریداز برای دفع حاجات آفرید
هوش مصنوعی: خداوند آسمانها را خلق کرد تا نیازهای ضروری مخلوقات را برآورده سازد.
هر کجا دردی، دوا آنجا رودهر کجا فقری، نوا آنجا رود
هر کجا که مشکلی وجود داشته باشد، تلاش برای حل آن مشکل شکل میگیرد و هر کجا که کسی دچار فقر یا کمبود باشد، روزی و غذا آنجا میرود.
هر کجا مشکل جواب آنجا رودهر کجا کشتیست، آب آنجا رود
هر جا که مشکل و سؤال وجود داشته باشد، حل آن مشکل و پاسخ نیز همانجا میرود و هر جایی که کشتی باشد، آب به سمت آنجا سرازیر میشود.
آب کم جو، تشنگی آور بهدستتا بجوشد آب از بالا و پست
به دنبال آب نگرد بلکه تشنگی بهدست بیاور تا آب از بالا و پایین و از آسمان و از زمین بهسوی تو بیاید.
تا نزاید طفلک ِ نازکگلوکی روان گردد ز پستان شیر او؟
تا طفل شیرخواره و نازکگلو متولد نشود؛ کی شیر در پستان روان میشود؟
رو بدین بالا و پستیها بدوتا شوی تشنه و حرارت را گرو
هوش مصنوعی: به این تغییرات در زندگی توجه کن و از آنها بیاموز، تا احساس نیاز و اشتیاقی در درونت ایجاد شود.
بعد از آن از بانگ زنبور هوابانگ آب جو بنوشی ای کیا
هوش مصنوعی: پس از آنکه صدای زنبور را شنیدی، صدای آب را بشنوی و از آن بنوشی، ای کیای بزرگ.
حاجت تو کم نباشد از حشیشآب را گیری سوی او میکشیش
نیاز تو کمتر از نیاز گیاه نیست؛ که آب را بهسوی گیاهان میبری.
گوش گیری آب را تو میکشیسوی زرع خشک تا یابد خوشی
هوش مصنوعی: برای زراعت خشک، آب را به سمت آن میآوری تا به خوشحالی و باروری برسد.
زرع جان را کهش جواهر مضمرستابر رحمت پر ز آب کوثرست
کشتزار جان آدمی که جواهر و گوهرهای پنهان دارد، ابر بخشش و رحمت الهی برای آن آبهایی گوارا دارد.
تا «سقاهم ربهم» آید خطابتشنه باش، الله اعلم بالصواب
تا «خدایشان آنها را شرابی پاک بنوشاند» خطاب گردد، تشنه باش الله اعلم بالصواب (مصرع اول اشاره است به آیه ۲۱ سوره انسان؛ وسقاهم ربهم شرابا طهورا )