بخش ۱۵۹ - خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعده
هوش مصنوعی: این شعر درباره دروغ و مکر است و نکاتی را درباره صداقت و حقیقت میگوید. شاعر ابتدا به انتقاد از دروغ میپردازد و میگوید که دروغ از ذات انسان خارج نیست. او به تمثیل خروسها اشاره میکند که راستگو و پاسبان آفتاب هستند و تلاش میکنند از حقیقت دفاع کنند. شاعر تأکید میکند که اولیا و پیامبران هم پاسبان حقیقت و اسرار الهی هستند.
سپس به نقش اذان و نماز در زندگی انسانها اشاره میکند و بیان میکند که حتی یک خطای کوچک در ادای اذان میتواند عواقب بدی داشته باشد. همچنین به داستان معصومیتی اشاره دارد که تنها پاک و بدون خطا است و در تضاد با کسانی قرار میگیرد که از صداقت دور هستند.
شاعر در نهایت بر این نکته تأکید میکند که در برابر قدرت و ثروت، انسان باید خود را فدای حقیقت کند و به دنبال صداقت و راستی باشد.
چند چند آخر دروغ و مکر توخود نپرد جز دروغ از وکر تو
هوش مصنوعی: دیگر چه سودی از دروغ و فریبت میبرم؟ جز این که خودت را به دروغ و فریب میزنم؟
گفت حاشا از من و از جنس منکه بگردیم از دروغی ممتحن
هوش مصنوعی: من حقیقت را از دروغ دور میکنم و هیچگاه به فریب و نیرنگ تن نمیدهم.
ما خروسان چون مؤذن راستگویهم رقیب آفتاب و وقتجوی
هوش مصنوعی: ما مانند خروسها هستیم که به درستی آواز میزنند و در رقابت با آفتاب و زمان، برای بیدار کردن دیگران تلاش میکنیم.
پاسبان آفتابیم از درونگر کنی بالای ما طشتی نگون
هوش مصنوعی: ما نگهبان آفتابیم و اگر از درون ما به بلندی نگاه کنی، چشمت به جایی خواهد افتاد که در حال افول است.
پاسبان آفتابند اولیادر بشر واقف ز اسرار خدا
هوش مصنوعی: اولیا و بندگان ویژه خدا مانند پاسبانانی هستند که از اسرار و رازهای الهی آگاهند و در میان مردم حضور دارند.
اصل ما را حق پی بانگ نمازداد هدیه آدمی را در جهاز
هوش مصنوعی: ما به خاطر اصل وجودیمان، صدای نماز را از حق دریافت کردیم. این صدا هدیهای است که انسان را در مسیر زندگی راهنمایی میکند.
گر بناهنگام سهویمان روددر اذان آن مقتل ما میشود
هوش مصنوعی: اگر در زمان اذان به طور ناخواسته بمیریم، آنجا مکان مرگ ما خواهد شد.
گفت ناهنگام حی عل فلاحخون ما را میکند خوار و مباح
هوش مصنوعی: در شرایطی که در زمان نامناسبی سخن از موفقیت و پیروزی به میان میآید، احساس میکنیم که خون و جان ما بیارزش و براح میشود.
آنک معصوم آمد و پاک از غلطآن خروس جان وحی آمد فقط
هوش مصنوعی: این شخص معصوم و نیکوکار به دنیا آمده است و مانند خروسی که نشانهای از حقیقت و وحی است، تنها خودِ وحی را به ما معرفی میکند.
آن غلامش مرد پیش مشتریشد زیان مشتری آن یکسری
هوش مصنوعی: غلامش به پیش مشتری رفت و ضرر مشتری به خاطر آن یکی اصلی شد.
او گریزانید مالش را ولیکخون خود را ریخت اندر یاب نیک
هوش مصنوعی: او مال و ثروتش را از دست میدهد، اما در عوض، خون خود را در راه هدفی بزرگ، نیکو و ارزشمند فدای میکند.
یک زیان دفع زیانها میشدیجسم و مال ماست جانها را فدی
هوش مصنوعی: اگر یک ضرر برطرف شود، بتوانیم از خسارات دیگر جلوگیری کنیم. جسم و مال ما قربانی جانهای ما میشود.
پیش شاهان در سیاستگستریمیدهی تو مال و سر را میخری
هوش مصنوعی: در میان سلاطین و در کارهای سیاست، تو اموال خود را میدهی و به جای آن جان و زندگیات را به دست میآوری.
اعجمی چون گشتهای اندر قضامیگریزانی ز داور مال را
هوش مصنوعی: ای بیگانه، چرا در برابر تقدیر و قضا فرار میکنی و از داور مال خود میگریزی؟