بخش ۲۱۳ - جذب هر عنصری جنس خود را کی در ترکیب آدمی محتبس شده است به غیر جنس
هوش مصنوعی: در این شعر، خاک به انسان میگوید که بدن خود را به خاک بسپارد و به سوی او بازگردد. انسان با وجود هجرانی که احساس میکند، به این جسم مادی وابسته است. در ادامه، شاعر به تأثیرات عناصر و جاذبههای طبیعی در بدن اشاره میکند و میگوید که هفتاد و دو علت مختلف در بدن وجود دارد که بر ترکیب و رفتار آن تأثیر دارند. این عناصر همچون پرندگان در قفس، از یکدیگر جدا نمیشوند و در اثر مرگ و رنج، مجدداً به اصل خود باز میگردند. همچنین، شاعر به لزوم تحمل رنجها در زندگی اشاره میکند و میگوید که هر جزء باید به دنبال آرامش و رجوع به اصل خود باشد. در نهایت، حکمت خداوند مانع از پیش از موعد مرگ اجزا میشود و آنها را در صحت و سلامت نگه میدارد.
خاک گوید خاک تن را باز گردترک جان کن سوی ما آ همچو گرد
هوش مصنوعی: خاک به انسان میگوید که بدنت را به من برگردان و روح تو را به سوی من بفرست، مانند گردی که به سمت زمین میافتد.
جنس مایی پیش ما اولیتریبه که زان تن وا رهی و زان تری
هوش مصنوعی: دوستی و محبت میان ما از هر چیز دیگری مهمتر و ارزشمندتر است، حتی از زیبایی و ظاهری که ممکن است داشته باشی.
گوید آری لیک من پابستهامگرچه همچون تو ز هجران خستهام
هوش مصنوعی: میگوید بله، اما من دستوپایم بسته است. هرچند که مانند تو از دوری رنج میبرم.
تری تن را بجویند آبهاکای تری باز آ ز غربت سوی ما
هوش مصنوعی: آبها تمام تلاش خود را میکنند تا تو را پیدا کنند، ای تری، بازگرد از غربت به سوی ما.
گرمی تن را همیخواند اثیرکه ز ناری راه اصل خویش گیر
هوش مصنوعی: گرمای بدن به ما میگوید که از آتش، اصل و ریشهاش را بیابیم و دنبال کنیم.
هست هفتاد و دو علت در بدناز کششهای عناصر بی رسن
هوش مصنوعی: در بدن انسان هفتاد و دو دلیل وجود دارد که ناشی از کششهای عناصر مختلف است و نیازی به راهنما یا رشتهای ندارد.
علت آید تا بدن را بسکلدتا عناصر همدگر را وا هلد
هوش مصنوعی: دلیل و علت به وجود میآید تا بدن از هم بپاشد و عناصر موجود در آن، یکدیگر را رها کنند.
چار مرغاند این عناصر بستهپامرگ و رنجوری و علت پاگشا
هوش مصنوعی: چهار عنصر اصلی به مانند مرغهایی هستند که در قید و بندند، و این قید و بندها همان مرگ و درد و علت رهایی است.
پایشان از همدگر چون باز کردمرغ هر عنصر یقین پرواز کرد
هوش مصنوعی: وقتی که آهنگ همپیمانی آنها از هم جدا شد، مانند پرندهای که بالهایش را باز میکند، هر عنصر به شکلی مطمئن به سوی آسمان پرواز کرد.
جذبهٔ این اصلها و فرعهاهر دمی رنجی نهد در جسم ما
هوش مصنوعی: این اصلها و فرعها، هر لحظه بار سنگینی بر بدن ما میگذارند و ما را به زحمت میاندازند.
تا که این ترکیبها را بر دردمرغ هر جزوی به اصل خود پرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که این ترکیبها را بر اساس درد و رنج هر جزئی به اصل و ریشه خود بازگردانم.
حکمت حق مانع آید زین عجلجمعشان دارد بصحت تا اجل
هوش مصنوعی: حکمت الهی باعث میشود که شتابزدگی در کارها موجب پراکندگی نشود و همه چیز بهخوبی سامان یابد تا زمان معین خود برسد.
گوید ای اجزا اجل مشهود نیستپر زدن پیش از اجلتان سود نیست
هوش مصنوعی: میگوید ای اجزا و اعضای وجود، مرگ آشکار نیست و قبل از رسیدن زمان مرگ، پرواز کردن و از آن فرار کردن فایدهای ندارد.
چونک هر جزوی بجوید ارتفاقچون بود جان غریب اندر فراق
هوش مصنوعی: هر چیزی که به دنبال کمال و بالندگی است، مانند روحی است که در دوری از محبوب خود احساس تنهایی می کند.