بخش ۲۲۸ - یافتن عاشق معشوق را و بیان آنک جوینده یابنده بود کی وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ
هوش مصنوعی: این شعر درباره جستجوی جوانی است که در پی وصال و دانش به مدت هفت سال تلاش کرده است. شاعر به او توصیه میکند که اگر به دنبال حقیقت و روشنی است، باید صبر و کوشش کند و از ناامیدی دوری کند. او به مثالهای مختلفی اشاره میکند تا نشان دهد هر کس در زندگی خود بکاری که انجام میدهد، نتیجهای خواهد دید و نمیتواند انتظار معجزهای بدون تلاش داشته باشد. شاعر به یأس و بدبینی اشاره میکند و بیان میکند که افراد بدبین حتی از عبادت و دین هم بهرهمند نمیشوند. در نهایت، او تأکید میکند که به جای ناامیدی، باید به جستجوی حقیقت ادامه داد و امید را در دل زنده نگه داشت.
کان جوان در جست و جو بد هفت سالاز خیال وصل گشته چون خیال
هوش مصنوعی: جوان سالها در پی وصال محبوبش بود و حالا مانند یک خیال، فقط به یاد او مشغول است.
سایهٔ حق بر سر بنده بودعاقبت جوینده یابنده بود
هوش مصنوعی: سایهٔ خداوند بر سر بنده همیشه وجود دارد و در نهایت، کسی که به دنبال حقیقت و راه راست باشد، به آن دست مییابد.
گفت پیغامبر که چون کوبی دریعاقبت زان در برون آید سری
هوش مصنوعی: پیامبر گفت که اگر به در کوبیده شود، در نهایت سرت را از آن در بیرون خواهی آورد.
چون نشینی بر سر کوی کسیعاقبت بینی تو هم روی کسی
هوش مصنوعی: وقتی به جایی بروی و مدتی در آنجا بمانی، در نهایت تحت تأثیر محیط و افراد آنجا قرار میگیری و تغییراتی در تو به وجود میآید.
چون ز چاهی میکنی هر روز خاکعاقبت اندر رسی در آب پاک
هوش مصنوعی: اگر هر روز از چاهی خاک برمیداری، در نهایت به آب پاک خواهی رسید.
جمله دانند این اگر تو نگرویهر چه میکاریش روزی بدروی
هوش مصنوعی: اگر تو در دل کسی ناراحتی نداشته باشی، آنچه را که بکاشتی، روزی به بار خواهد نشست.
سنگ بر آهن زدی آتش نجستاین نباشد ور بباشد نادرست
هوش مصنوعی: سنگ را به آهن زدی و آتش نیاوردی، اگر هم بیافتی این درست نیست.
آنک روزی نیستش بخت و نجاتننگرد عقلش مگر در نادرات
هوش مصنوعی: روزهایی پیش میآید که بخت و نجات کسی به عقلش نگاه نمیکند، مگر در مواقعی نادر که به روشنی درک کند.
کان فلان کس کشت کرد و بر نداشتو آن صدف برد و صدف گوهر نداشت
هوش مصنوعی: فلانی چیزی را کشت و برداشت نکرد و آن صدف را برداشت ولی آن صدف هیچ چیز باارزشی درون خود نداشت.
بلعم باعور و ابلیس لعینسود نامدشان عبادتها و دین
هوش مصنوعی: بلعم باعور و ابلیس که هر دو از ذاتهای پلید و فاسد هستند، با همه عبادتها و دینداریهایی که داشتند، نتوانستند به چیزی دست پیدا کنند. این نشان میدهد که صرفاً عبادت و ظاهرفریبی کافی نیست و انسان باید از درون پاک و نیکوکار باشد.
صد هزاران انبیا و رهروانناید اندر خاطر آن بدگمان
هوش مصنوعی: بسیاری از پیامبران و رهبران معنوی نمیتوانند در ذهن کسی که بدبین است، جایی پیدا کنند.
این دو را گیرد که تاریکی دهددر دلش ادبار جز این کی نهد
هوش مصنوعی: این دو را به هم پیوند میدهد تا در دل او سستی و ناامیدی ایجاد کند، مگر اینکه کسی غیر از این عمل کند.
بس کسا که نان خورد دلشاد اومرگ او گردد بگیرد در گلو
هوش مصنوعی: اگر کسی به خوشحالی نان بخورد، مرگ او ناگهان در گلو باقی میماند.
پس تو ای ادبار رو هم نان مخورتا نیفتی همچو او در شور و شر
هوش مصنوعی: پس ای کسی که به بدیها رو کردهای، از نان خوردن خودداری کن تا مانند او در درد و رنج نیفتی.
صد هزاران خلق نانها میخورندزور مییابند و جان میپرورند
هوش مصنوعی: صدها هزار نفر روزی خود را به دست میآورند و با تلاش و سختی زندگی میگذرانند و روح خود را nourish میکنند.
تو بدان نادر کجا افتادهایگر نه محرومی و ابله زادهای
هوش مصنوعی: بدان که در کجای زندگی و در چه شرایطی قرار داری؛ وگرنه ممکن است به فقر و نادانی دچار شوی.
این جهان پر آفتاب و نور ماهاو بهشته سر فرو برده به چاه
هوش مصنوعی: این دنیا پر از روشنایی و نور است و مانند بهشتی میماند که سر خود را در چاهی پنهان کرده است.
که اگر حقست پس کو روشنیسر ز چه بردار و بنگر ای دنی
هوش مصنوعی: اگر حقیقت وجود دارد، پس چرا نور را از سر خود بردار و به اطراف نگاه کن، ای دنیا؟
جمله عالم شرق و غرب آن نور یافتتا تو در چاهی نخواهد بر تو تافت
هوش مصنوعی: تمام عالم شرق و غرب به نور حق روشن شدند، تا اینکه تو در چاه جهل و ignorance غرق نشوی و آن نور به تو نرسد.
چه رها کن رو به ایوان و کرومکم ستیز اینجا بدان کاللج شوم
هوش مصنوعی: اینجا در این مکان، از هرگونه نزاع و درگیری دور و آزاد باش. در کنار ایوان و جایگاه آرامش، زندگی کن و از وجود خویش لذت ببر.
هین مگو کاینک فلانی کشت کرددر فلان سالی ملخ کشتش بخورد
هوش مصنوعی: مراقب باش که به یاد نیاوری که فلانی در سال خاصی، محصولش را ملخ خورد.
پس چرا کارم که اینجا خوف هستمن چرا افشانم این گندم ز دست
هوش مصنوعی: چرا با وجود اینکه در اینجا ترس وجود دارد، من این گندم را از دست میدهم و به هدر میدهم؟
و آنک او نگذاشت کشت و کار راپر کند کوری تو انبار را
هوش مصنوعی: او اجازه نداد که کار و تلاش به ثمر بنشیند زیرا نادانی تو موجب خراب شدن انبار شده است.
چون دری میکوفت او از سلوتیعاقبت در یافت روزی خلوتی
هوش مصنوعی: وقتی که او به طور مداوم و پیگیر تلاش میکرد، در نهایت به جایی رسید که فرصت تنهایی و آرامش را پیدا کرد.
جست از بیم عسس شب او به باغیار خود را یافت چون شمع و چراغ
هوش مصنوعی: در جستجو برای پیدا کردن یار خود، در دل ترس از مامور شب، او مانند شمع و چراغ در باغ یار نورانی و روشنایی یافت.
گفت سازندهٔ سبب را آن نفسای خدا تو رحمتی کن بر عسس
هوش مصنوعی: خداوند، ای خالق تمام اسباب، از تو میخواهم که بر نگهبانان و حافظان رحمتی نازل کنی.
ناشناسا تو سببها کردهایاز در دوزخ بهشتم بردهای
هوش مصنوعی: تو به طور ناخودآگاه و بدون اینکه آن را متوجه شوی، باعث شدهای که از طریق مشکلات و سختیها، به آرامش و خوشبختی برسم.
بهر آن کردی سبب این کار راتا ندارم خوار من یک خار را
هوش مصنوعی: برای این کار، زمینه و علت را فراهم کردی تا من هیچ چیز کمارزشی، حتی یک خار، را نداشته باشم.
در شکست پای بخشد حق پریهم ز قعر چاه بگشاید دری
هوش مصنوعی: اگر کسی در درد و مصیبت باشد و تسلیم نشود، خداوند او را یاری خواهد کرد و حتی از پایینترین نقاط زندگی نیز راهی به سوی رهایی برایش باز خواهد کرد.
تو مبین که بر درختی یا به چاهتو مرا بین که منم مفتاح راه
هوش مصنوعی: به خواب و خیال خود درخت یا چاه را نبین. من را ببین که من کلید راهی هستم که تو باید بروی.
گر تو خواهی باقی این گفت و گوای اخی در دفتر چارم بجو
هوش مصنوعی: اگر تو میخواهی این گفت و گو ادامه پیدا کند، ای برادر، در دفتر چهارم دنبال آن بگرد.