بخش ۳ - حکایت آن واعظ کی هر آغاز تذکیر دعای ظالمان و سختدلان و بیاعتقادان کردی
هوش مصنوعی: در این متن، واعظی به بیان مشکلات و رنجهایی میپردازد که از آدمهای بد و طاغی به او رسیده است. او دعا نمیکند برای افرادی که به کارهای زشت مشغولند، بلکه دست بر دعا برای کسانی میدارد که خود را به زحمت و آزار دادهاند. واعظ بیان میکند که خدا به او رنج داده تا او را به سوی خیر و صلاح هدایت کند و بر این باور است که دشمنان نیز در حقیقت، دارو و نافع برای انسان هستند. او تشخیص میدهد که با وجود سختیها، این آزمایشها کارکردی از رحمت الهیاند که افراد را پاک و لطیف میکنند. در آخر، اشاره میکند که بلاها و مشکلات در واقع باعث تطهیر و رشد انسانی میشوند و تنها کسانی که در مسیر غلط هستند، کینه و کفر در دل دارند.
آن یکی واعظ چو بر تخت آمدیقاطعان راه را داعی شدی
وقتی آن واعظ بر جایگاه خود نشست ، قاطعانِ طریق و دزدان راه را دعا کرد.
دست برمیداشت یا رب رحم رانبر بدان و مفسدان و طاغیان
خداوندا ، رحم کن بر بدکاران و فسادگران و ستمگران
بر همه تسخرکنان اهل خیربرهمه کافردلان و اهل دیر
بر همه کسانی که اهل خوبی و نیکی را مسخره میکنند ، و نیز بر همه کافران و کسانی که دل تاریکی دارند و در معبدهای باطل فعالیت دارند
مینکردی او دعا بر اصفیامینکردی جز خبیثان را دعا
نه تنها دعایی درحق خالصان که منظور پیامبران و بزرگان هست نکرد بلکه هر چه دعا کرد درحق ظالمان کرد
مر ورا گفتند کین معهود نیستدعوت اهل ضلالت جود نیست
هوش مصنوعی: او را گفتند که این وعدهای که داده شده، حقیقت ندارد و دعوت کسانی که در گمراهی هستند، عطا و بخشش نیست.
گفت نیکویی ازینها دیدهاممن دعاشان زین سبب بگزیدهام
هوش مصنوعی: من زیباییهایی را از این افراد دیدهام و به همین دلیل از دعای آنها بهرهمند شدهام.
خبث و ظلم و جور چندان ساختندکه مرا از شر به خیر انداختند
هوش مصنوعی: این افراد به قدری بدی و ظلم ایجاد کردند که ناچار شدم از شر و آسیب به سمت خوبی و نیکی روی بیاورم.
هر گهی که رو به دنیا کردمیمن ازیشان زخم و ضربت خوردمی
هوش مصنوعی: هر بار که به دنیا توجه کردم، از این آدمها آسیب دیدم و زخم خوردم.
کردمی از زخم آن جانب پناهباز آوردندمی گرگان به راه
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که از زخمهای دردناک به سوی آن سو روی آوردهام و گرگان (یعنی سرزمین یا گروهی قوی و جنگجو) مرا به راه خود بازگرداندند.
چون سببساز صلاح من شدندپس دعاشان بر منست ای هوشمند
هوش مصنوعی: وقتی که آنها باعث رخداد خیر و صلاح من شدند، پس دعا و آرزوی خوبشان برای من ضروری است، ای فردی با درایت.
بنده مینالد به حق از درد و نیشصد شکایت میکند از رنج خویش
هوش مصنوعی: خدمتگزار از درد و زخمهای خود به حق ناله میکند و از رنجهایی که کشیده، فراوان شکایت مینماید.
حق همی گوید که آخر رنج و دردمر ترا لابه کنان و راست کرد
هوش مصنوعی: حق میگوید که در پایان رنج و درد تو، باید به صورت ناله و گله به درگاه او مراجعه کنی و درخواست مدد کنی.
این گله زان نعمتی کن کت زنداز در ما دور و مطرودت کند
هوش مصنوعی: اینجا به نوعی بیان شده که اگر از نعمتی دور بیفتی و از خانهات رانده شوی، دیگر نمیتوانی به آن خوشیها دسترسی پیدا کنی.
در حقیقت هر عدو داروی تستکیمیا و نافع و دلجوی تست
هوش مصنوعی: در واقع، هر دشمنی برای تو همانند یک داروی مفید و ارزشمند است که به تو کمک میکند و باعث دلگرمی تو میشود.
که ازو اندر گریزی در خلااستعانت جویی از لطف خدا
وقتی از دشمن فرار کنی و به خلوت پناه میبری از لطف و رحمت خدا کمک میخواهی.
در حقیقت دوستانت دشمناندکه ز حضرت دور و مشغولت کنند
در واقع، دوستانی که در اطرافت هستند، به نوعی دشمن تو هستند ، چرا که تو را از خداوند دور کرده و به کارهای دنیوی مشغول میکنند.
هست حیوانی که نامش اشغرستاو به زخم چوب زفت و لمترست
یک حیوانی هست به نام خارپشت که با ضرب و زخم چوب زدن چاق و تنبل میشود.
تا که چوبش میزنی به میشوداو ز زخم چوب فربه میشود
هوش مصنوعی: هرگاه بر او ضربهای وارد کنی، در نتیجه آن زخم، قوت و قدرت بیشتری پیدا میکند.
نفس مؤمن اشغری آمد یقینکو به زخم رنج زفتست و سمین
نفس مؤمن قطعاً مانند خارپشتی است که با زخم رنج و تعب ، به ثمر میرسد و از نظر معنوی چاق و فربه میشود و به مراتب بالا میرسد.
زین سبب بر انبیا رنج و شکستاز همه خلق جهان افزونترست
هوش مصنوعی: به همین دلیل، پیامبران بیشتر از سایر مردم دنیا رنج و سختی را تحمل میکنند.
تا ز جانها جانشان شد زفتترکه ندیدند آن بلا قوم دگر
هوش مصنوعی: به خاطر جانی که در دلها داشتند، جانشان پرشورتر شد و چون مصیبت را قوم دیگری ندیدند، برایشان سختتر بود.
پوست از دارو بلاکش میشودچون ادیم طایفی خوش میشود
پوست (به هنگام دباغی) از تأثیر داروهایی که به آن میزنند پاک میشود ، همانطور که چرم طائفی(چرم یمنی) با دباغی خوش و زیبا میشود.
ورنه تلخ و تیز مالیدی دروگنده گشتی ناخوش و ناپاک بو
وگرنه اگر به تلخی و زشتی روی آن پوست مواد اضافی(موادی غیر از داروهای دباغی) بمالی ، پوست گندیده و ناخوش و کثیف خواهد شد . کنایه از اینکه صفات رذیله روح را آلوده میکند.
آدمی را پوست نامدبوغ داناز رطوبتها شده زشت و گران
انسان مانند پوست دباغی نشده است. به دلیل رطوبتها و کثیفیها، به نوعی زشت و ناپسند و سنگین در آمده است.
تلخ و تیز و مالش بسیار دهتا شود پاک و لطیف و با فره
تلاش و سختی و مجاهده و ریاضت بسیاری بخرج بده ، تا پوست روحت پاک و لطیف و خوب شود
ور نمیتانی رضا ده ای عیارگر خدا رنجت دهد بیاختیار
اگر هم نمیتوانی ریاضت بکشی و مجاهدهٔ نفس کنی خشنود و راضی باش ای انسان باارزش ، چرا که وقتی که خدا رنج و درد به تو ارزانی دارد و بدانی در این رنج هیچ اختیاری نداری که آنرا از خودت دور کنی پرورش پیدا خواهی کرد .
که بلای دوست تطهیر شماستعلم او بالای تدبیر شماست
مشکلات و سختیهایی که حضرت دوست به تو ارزانی میدارد ، باعث پاکسازی و بهبود شما میشود . و البته دانش او بر تدبیر شما برتری و تسلطِ مسلم دارد.
چون صفا بیند بلا شیرین شودخوش شود دارو چو صحتبین شود
وقتی که انسانِ معنوی به صفا و پاکی دست پیدا کند، درد و بلا برایش شیرین و خوشایند میشود ، مانند وقتی که مریضی بهبودی اش را مجسم میکند و داروی ناخوشایند و تلخ را مینوشد .
برد بیند خویش را در عین ماتپس بگوید اُقتلوني یا ثقات
در عین حالی که در شطرنج بلاها مات شده و شکست خورده ولی در حقیقت برد خویش را میبیند . پس با افتخار فریاد میزند: "مرا بکشید ای معتمدین !"
این عوان در حق غیری سود شدلیک اندر حق خود مردود شد
هوش مصنوعی: این فرد در مورد دیگران به نفع خود عمل کرده است، اما در مورد خودش به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.
رحمِ ایمانی ازو بُبریده شدکین شیطانی برو پیچیده شد
هوش مصنوعی: ایمان، به واسطه او قطع شده است، زیرا شیطان بر او چیره شده است.
کارگاه خشم گشت و کینوریکینه دان اصل ضلال و کافری
هوش مصنوعی: در فضای کارگاه، خشم و کینه حکومت میکند و ریشه چنین احساساتی را باید در جهل و نادانی جستجو کرد.