بخش ۱۱۰ - جواب دهری کی منکر الوهیت است و عالم را قدیم میگوید
هوش مصنوعی: این متن به بحثی فلسفی درباره حدوث و قدم جهان و خدا اشاره دارد. دو گروه در مورد وجود و خالقیت آسمان و زمین به جدال میپردازند؛ یکی معتقد است که این جهان فانی و مخلوقی دارد، در حالی که دیگری میگوید این جهان قدیم و بیآغاز است.
یکی از طرفین بحث استدلال میکند که برهان وجود خدا و آفریننده باید از درون وجود انسان بیرون بیاید. وی به دلیل درونی خود، که به آن حجت میگوید، اشاره میکند و میگوید که این برهانها در دل او نهفتهاند. همچنین به آزمون آتش به عنوان ملاکی برای سنجش صدق ادعاها اشاره میکند.
در پایان، با ذکر مثالهایی از مدعیان و منکران، به ما یادآوری میشود که دنیا سرشار از آیات و نشانههای خداوند است و همگان باید به دنبال حقیقت بوده و در جستجوی شناخت خدا از خودشان باشند. بخشهای آخر اشاره به قدرت کلمات و نمادها دارد و اهمیت شناخت باطن هر چیزی را بازگو میکند.
دی یکی میگفت عالم حادثستفانیست این چرخ و حقش وارثست
هوش مصنوعی: یکی میگفت که این جهان و همه چیز در آن، همواره در حال تغییر و زوال است و سرنوشتش به دست نیرویی بزرگتر و جاودانه سپرده شده است.
فلسفیی گفت چون دانی حدوثحادثی ابر چون داند غیوث
هوش مصنوعی: یک فیلسوف گفت که وقتی تو علت پیدایش یک پدیده جدید را میدانی، آیا ابر هم میتواند ماهیت خود را درک کند؟
ذرهای خود نیستی از انقلابتو چه میدانی حدوث آفتاب
هوش مصنوعی: تو همچون ذرهای هستی که از خود بیخبر است، پس چگونه میتوانی از انقلاب و تغییرات بزرگ مانند ظهور آفتاب آگاه باشی؟
کرمکی کاندر حدث باشد دفینکی بداند آخر و بدو زمین
هوش مصنوعی: کرمکی که در خاک پنهان است، هیچکس نمیداند در پایان، سرنوشتش چه خواهد شد و به کجا خواهد رسید.
این به تقلید از پدر بشنیدهایاز حماقت اندرین پیچیدهای
هوش مصنوعی: تو به تقلید از پدر خود صحبت میکنی و در این کار از ناگهانگی خود را گم کردهای.
چیست برهان بر حدوث این بگوورنه خامش کن فزون گویی مجو
هوش مصنوعی: اگر دلیلی برای اثبات تازه بودن و آغاز چیزی داری، آن را بیان کن؛ وگرنه بهتر است سکوت کنی و از گفتن بیمورد خودداری کنی.
گفت دیدم اندرین بحث عمیقبحث میکردند روزی دو فریق
هوش مصنوعی: روزی دو گروه در مورد موضوعی عمیق و مهم گفتگو میکردند.
در جدال و در خصام و در ستوهگشت هنگامه بر آن دو کس گروه
هوش مصنوعی: در زمان نزاع و اختلاف، غوغایی برپا شد میان آن دو نفر و سایرین.
من به سوی جمع هنگامه شدماطلاع از حال ایشان بستدم
هوش مصنوعی: به جمعیت شلوغی نزدیک شدم و از وضعیت آنها آگاه شدم.
آن یکی میگفت گردون فانیستبیگمانی این بنا را بانیست
هوش مصنوعی: یکی میگفت که این دنیا و هستی زودگذر و ناپایدار است و بدون شک، کسی بوده که این ساختمان و بنا را ساخته و به وجود آورده است.
وان دگر گفت این قدیم و بی کیستنیستش بانی و یا بانی ویست
هوش مصنوعی: یک نفر دیگر گفت که این موضوع قدیمی است و هیچ بنیانی ندارد و یا باعث و بانی واضحی برای آن وجود ندارد.
گفت منکر گشتهای خلاق راروز و شب آرنده و رزاق را
هوش مصنوعی: گفتند که تو منکر خالق هستی، در حالی که روز و شب همواره او را آفریدگار و روزیدهنده میدانی.
گفت بی برهان نخواهم من شنیدآنچ گولی آن به تقلیدی گزید
هوش مصنوعی: او گفت که من بدون دلیل و برهان، چیزی را نخواهم پذیرفت که شبیه به آن چیزی باشد که انتخاب شده است.
هین بیاور حجت و برهان که مننشنوم بی حجت این را در زمن
هوش مصنوعی: به تندی بیاور دلیل و برهان، زیرا من بدون دلیل این را در زمان نمیپذیرم.
گفت حجت در درون جانمستدر درون جان نهان برهانمست
هوش مصنوعی: در دل من دلیلی قوی وجود دارد که به طور پنهانی درون جانم نهفته است.
تو نمیبینی هلال از ضعف چشممن همی بینم مکن بر من تو خشم
هوش مصنوعی: تو نگاه نمیکنی به هلال ماه، اما من با ضعف چشمانم آن را میبینم. پس بر من خشمگین نشو.
گفت و گو بسیار گشت و خلق گیجدر سر و پایان این چرخ پسیج
هوش مصنوعی: گفتوگوهای زیادی انجام شد و مردم به شدت در مورد آغاز و پایان این دنیای پرآشفتگی و چرخشهایش سردرگم شدند.
گفت یارا در درونم حجتیستبر حدوث آسمانم آیتیست
هوش مصنوعی: دوست گفت که در دل من دلیلی برای پیدایش آسمان وجود دارد و این دلیل نشانهای است از واقعیت آن.
من یقین دارم نشانش آن بودمر یقیندان را که در آتش رود
هوش مصنوعی: علامت یقین این است که کسی با علم و آگاهی به حقیقتی پی ببرد و حتی در شرایط سخت و دشوار، مانند آتش، به آن اعتقاد و ایمان داشته باشد.
در زبان میناید آن حجت بدانهمچو حال سر عشق عاشقان
هوش مصنوعی: در زبان میآید آن دلیلی که مانند حال عاشقان است.
نیست پیدا سر گفت و گوی منجز که زردی و نزاری روی من
هوش مصنوعی: در دل من هیچ کس نیست که با او به صحبت بپردازم، جز این که تغییر رنگ و حالتی غمانگیز بر چهرهام نمایان باشد.
اشک و خون بر رخ روانه میدودحجت حسن و جمالش میشود
هوش مصنوعی: اشک و خون بر چهره سرازیر میشود و نشانهای از دلایل زیبایی و کمال او میشود.
گفت من اینها ندانم حجتیکه بود در پیش عامه آیتی
هوش مصنوعی: گفت من این مسائل را نمیدانم؛ دلیلی که برای مردم عادی وجود دارد، نشانهای است.
گفت چون قلبی و نقدی دم زنندکه تو قلبی من نکویم ارجمند
هوش مصنوعی: او میگوید وقتی که به من نزدیک میشوی و از عمق وجودت حرف میزنی، میدانم که قلب من برای تو ارزشمند و گرانبهاست.
هست آتش امتحان آخرینکاندر آتش در فتند این دو قرین
هوش مصنوعی: در این دنیا، امتحان نهایی مانند آتش است و در این آتش، دو چیز نزدیک به هم آزمایش میشوند.
عام و خاص از حالشان عالم شونداز گمان و شک سوی ایقان روند
هوش مصنوعی: عموم و افراد خاص با دیدن حال دیگران، به وضعیت آنها پی میبرند و از طریق گمان و تردید به یقین دست مییابند.
آب و آتش آمد ای جان امتحاننقد و قلبی را که آن باشد نهان
هوش مصنوعی: آب و آتش به عنوان نشانههایی از چالش و آزمونهای سخت پیش روی انسان قرار دارند. ای جان، این زمان فرصتی است برای آزمودن همان دل و روحی که در اعماق وجود دارد و او را از دیگران متمایز میکند.
تا من و تو هر دو در آتش رویمحجت باقی حیرانان شویم
هوش مصنوعی: تا زمانی که من و تو در آتش عشق و شوق باشیم، دیگران نیز در حیرت و شگفتی باقی میمانند.
تا من و تو هر دو در بحر اوفتیمکه من و تو این کره را آیتیم
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر اشاره به این دارد که وقتی من و تو در یک روند یا وضعیت مشترک غرق شویم، به یاد میآوریم که وجود ما در این دنیای بزرگ نشانهای از حضور و ارتباط ما با یکدیگر است. این ارتباط و همراستایی ما در این زندگی به ما هدف و معنا میبخشد.
همچنان کردند و در آتش شدندهر دو خود را بر تف آتش زدند
هوش مصنوعی: آنها همچنان کار خود را ادامه دادند و به آتش دل خود سوختند و خود را در معرض شعلهها قرار دادند.
از خدا گوینده مرد مدعیرست و سوزید اندر آتش آن دعی
هوش مصنوعی: خداوند به مردی که مدعی بود و خود را بزرگ میدانست، گفت. او در آتش خشم و عذاب سوخت و نابود شد.
از مؤذن بشنو این اعلام راکوری افزونروان خام را
هوش مصنوعی: از مؤذن بشنو این پیام را که نادانی و بیخبری را بیشتر نکن.
که نسوزیدست این نام از اجلکش مسمی صدر بودست و اجل
هوش مصنوعی: این نام آتش نگرفته است، زیرا به آن سرنوشت و پایان مشخصی تعلق دارد. نام دارای ویژگیها و خاصیتهایی است که از سرنوشتی خاص نشأت میگیرد.
صد هزاران زین رهان اندر قرانبر دریده پردههای منکران
هوش مصنوعی: به تعداد بسیار زیادی از این زینها در قران آمده است که پردههای انکار کنندگان را دریدهاند.
چون گرو بستند غالب شد صوابدر دوام و معجزات و در جواب
هوش مصنوعی: زمانی که گروها (عقاید و مسلکها) را به هم پیوند زدند، نتیجه صحیح و درست در استمرار و نشانههای اعجاب و در پاسخها غالب شد.
فهم کردم کانک دم زد از سبقوز حدوث چرخ پیروزست و حق
هوش مصنوعی: متوجه شدم که زمان و اتفاقات تغییر میکنند، ولی در عین حال پیروزی و حقیقت همواره پابرجاست.
حجت منکر هماره زردرویک نشان بر صدق آن انکار کو
هوش مصنوعی: منطق و دلیل کسی که چیزی را انکار میکند، همیشه ضعیف و بیپایه است، و این نشان میدهد که دلیل آن انکار، راستین و معتبر نیست.
یک مناره در ثنای منکرانکو درین عالم که تا باشد نشان
هوش مصنوعی: در این دنیا نشانی از ستایش و تعریف کسانی که منکر حقایق هستند، وجود ندارد.
منبری کو که بر آنجا مخبرییاد آرد روزگار منکری
هوش مصنوعی: به دنبال منبری هستم که در آن یادآور خاطرات تلخ و روزگار سخت من باشد.
روی دینار و درم از نامشانتا قیامت میدهد زین حق نشان
هوش مصنوعی: به خاطر نام و نشانی که بر روی سکههای طلا و نقره حک شده، این حق همیشه باقی خواهد ماند و تا قیامت به یادگار خواهد ماند.
سکهٔ شاهان همی گردد دگرسکهٔ احمد ببین تا مستقر
هوش مصنوعی: سکههای شاهان تغییر میکنند و به مرور زمان ممکن است به سکههایی دیگر تبدیل شوند، اما سکهٔ احمد همچنان ثابت و پایدار باقی مانده است. این جمله بر اهمیت ثبات و دوام در برابر تغییرات و ناپایداریهای دنیا تاکید دارد.
بر رخ نقره و یا روی زریوا نما بر سکه نام منکری
هوش مصنوعی: به چهرهای با زیبایی تمام و با ارزش و درخشان، نام من را به نمایش بگذار.
خود مگیر این معجز چون آفتابصد زبان بین نام او امالکتاب
هوش مصنوعی: این معجزه را از خود مگیر، زیرا همانند آفتاب، نام او را از هر زبانی میتوان شنید و او را در هر کتابی میتوان یافت.
زهره نی کس را که یک حرفی از آنیا بدزدد یا فزاید در بیان
هوش مصنوعی: فردی که به زیبایی و کلام استادانه آشناست، همواره در بیان خود محتاط و دقیق است و هیچگاه کلامش را به بیراه نمیبرد؛ چرا که هر گفتهای میتواند تأثیر عمیق یا معکوس بر دیگران بگذارد.
یار غالب شو که تا غالب شوییار مغلوبان مشو هین ای غوی
هوش مصنوعی: دوستت را به خودت وابسته کن و بر او تسلط پیدا کن، تا تو نیز در زندگی موفقتر باشی و مانند کسانی که شکست خوردهاند، گیر نیفتی. ای شجاع، مراقب باش!
حجت منکر همین آمد که منغیر این ظاهر نمیبینم وطن
هوش مصنوعی: استدلال من این است که من جز این چهره را وطن نمیبینم.
هیچ نندیشد که هر جا ظاهریستآن ز حکمتهای پنهان مخبریست
هوش مصنوعی: هیچ کس فکر نکرده که هر جا که ظاهری وجود دارد، در پس آن حکمتهای پنهانی نهفته است.
فایدهٔ هر ظاهری خود باطنیستهمچو نفع اندر دواها کامنست
هوش مصنوعی: هر ظاهری دارای معنا و سودی در باطن خود است، درست مانند نفعی که در داروها نهفته است.