بخش ۳۲ - جواب گفتن طاوس آن سایل را
هوش مصنوعی: شاعر پس از فارغ شدن از گریه به مخاطبش میگوید که تو به رنگ و بو وابسته هستی و از بلاهایی که به سمت او میآید، غافل هستی. او اشاره میکند که صیادان بیرحم به خاطر پرهایش دام میگذارند و تیراندازان برای شکار وی تیر میزنند. شاعر احساس ناتوانی میکند و از بلاها و مشکلاتی که به او وارد میشود، نگران است. او به زشتی و ناپاکی خود اشاره میکند و ابراز میدارد که این وضعیت به او سلاح عجیب و غریبی داده که دیگران را به حیرت میآورد.
چون ز گریه فارغ آمد گفت روکه تو رنگ و بوی را هستی گرو
هوش مصنوعی: وقتی از گریه آرام شد، گفت برو که تو خود رنگ و عطر را به همراه داری.
آن نمیبینی که هر سو صد بلاسوی من آید پی این بالها
هوش مصنوعی: تو توجه نمیکنی که در هر طرف، مشکلات و سختیها به سمت من هجوم میآورند و من به خاطر این بالهایم دچار دردسر شدهام.
ای بسا صیاد بیرحمت مدامبهر این پرها نهد هر سوم دام
هوش مصنوعی: مردم بیرحم میتوانند با دسیسهچینی و فریب، به سادگی جان افرادی که در خطر هستند را بگیرند و همچنان در پی شکار خود باشند.
چند تیرانداز بهر بالهاتیر سوی من کشد اندر هوا
هوش مصنوعی: چند تیرانداز به سوی من تیر پرتاب میکنند تا به پرهای من آسیب برسانند.
چون ندارم زور و ضبط خویشتنزین قضا و زین بلا و زین فتن
هوش مصنوعی: چون قدرت کنترل خودم را ندارم، از این سرنوشت و این مشکلات و این فتنهها به ناچار رنج میبرم.
آن به آید که شوم زشت و کریهتا بوم آمن درین کهسار و تیه
هوش مصنوعی: من آمادهام تا به زشتی و ناپسندگی دچار شوم، تا اینکه به سلامت و امنیت در این کوهستان و بیابان برسم.
این سلاح عجب من شد ای فتیعجب آرد معجبان را صد بلا
هوش مصنوعی: این سلاح به نظر من عجیب و غریب است، ای جوان، که میتواند حیرتزدهها را با خود همراه کند و صد نوع بلا و خطر به وجود آورد.