بخش ۶۷ - فرستادن اسرافیل را علیهالسلام به خاک کی حفنهای بر گیر از خاک بهر ترکیب جسم آدم علیهالسلام
هوش مصنوعی: در این متن، گفتگویی میان یزدان و اسرافیل (فرشتهای که در روز قیامت صور میکشد) صورت میگیرد. یزدان به اسرافیل دستور میدهد که خاک را پر کند تا قیامت آغاز شود. اسرافیل از خاک بلند میشود و به حیات میبخشد. او با دم خود جان میبخشد و در نتیجه، مردم از خاک برمیخیزند. در این میانه، اسرافیل به یزدان میگوید که رحمتش باید شامل حال مردگان نیز شود.
پیام اصلی این متن به اهمیت رحمت و حیات بعد از مرگ برمیگردد. همچنین اشاره به نعمتها و رحمتهای الهی دارد که در قالبهای مختلفی مانند شیر، خمر و آب در دنیا وجود دارند و انسانها را به یاد اصل و حقیقت وجودیشان میاندازند. در نهایت، گفتگو به عذرخواهی اسرافیل از یزدان مربوط میشود و تأکید بر اینکه رحمت باید بر قهر غلبه کند.
گفت اسرافیل را یزدان ماکه برو زان خاک پر کن کف بیا
هوش مصنوعی: خدا به اسرافیل گفت که برو و آن خاک را پر کن تا کیسهای آماده کنم.
آمد اسرافیل هم سوی زمینباز آغازید خاکستان حنین
هوش مصنوعی: فرشته اسرافیل به سمت زمین آمد و بار دیگر صدای حنین و ناله از خاک برخاست.
کای فرشتهٔ صور و ای بحر حیاتکه ز دمهای تو جان یابد موات
هوش مصنوعی: ای فرشتهای که در آسمانها میدمد و مایهی حیات هستی، تنها با نفسهای توست که موجودات بیجان زنده میشوند.
در دمی از صور یک بانگ عظیمپر شود محشر خلایق از رمیم
هوش مصنوعی: در یک لحظه، صدای بلندی تمام عالم را پر میکند و همه مردم در شگفتی و هیجان قرار میگیرند.
در دمی در صور گویی الصلابرجهید ای کشتگان کربلا
هوش مصنوعی: در لحظهای گویی ندا برخواست که ای کشتهشدگان کربلا، به پا خیزید.
ای هلاکت دیدگان از تیغ مرگبرزنید از خاک سر چون شاخ و برگ
هوش مصنوعی: ای کسانی که در خطر مرگ قرار دارید، مانند شاخهها و برگها از خاک برخیزید و خود را فدای زندگی کنید.
رحمت تو وآن دم گیرای توپر شود این عالم از احیای تو
هوش مصنوعی: رحمت و حضور دلنواز تو باعث میشود که این جهان از زندگی و نشاطی که به آن میبخشی پر شود.
تو فرشتهٔ رحمتی رحمت نماحامل عرشی و قبلهٔ دادها
هوش مصنوعی: تو نماد رحمت هستی، پس رحمتت را نثار کن. تو کسی هستی که بار آسمانی را به دوش میکشی و نقطهٔ مرجع عدالتها هستی.
عرش معدن گاه داد و معدلتچار جو در زیر او پر مغفرت
هوش مصنوعی: عرش، مکان عالی و جایگاه حق و عدالت است و در زیر آن، چهارپایهای از رحمت و بخشش قرار دارد.
جوی شیر و جوی شهد جاودانجوی خمر و دجلهٔ آب روان
هوش مصنوعی: نهر شیر و نهر عسل همیشه جاری هستند، همچنین نهر شراب و دجلهای که آب جاری دارد.
پس ز عرش اندر بهشتستان روددر جهان هم چیزکی ظاهر شود
هوش مصنوعی: پس از عرش به بهشت میرود و در جهان، چیزی کمی نمایان میشود.
گرچه آلودهست اینجا آن چهاراز چه از زهر فنا و ناگوار
هوش مصنوعی: هرچند اینجا درگیری و آلودگی وجود دارد، اما باید دید که حاصل این سختیها و مشکلات چه چیزی است که از زهر زمانه و دشواریها نشأت میگیرد.
جرعهای بر خاک تیره ریختندزان چهار و فتنهای انگیختند
هوش مصنوعی: نقطهای بر زمین تاریک ریختند و از آنجا ناآرامی و آشوبی به وجود آمد.
تا بجویند اصل آن را این خسانخود برین قانع شدند این ناکسان
هوش مصنوعی: این افراد بیکفایت به این نتیجه رسیدهاند که فقط به ظواهر قانع باشند و در پی شناخت حقیقت نیستند.
شیر داد و پرورش اطفال راچشمه کرده سینهٔ هر زال را
هوش مصنوعی: شیر به خاطر پرورش و حمایت از کودکان، از سینهٔ هر زال به دنیا آمده است.
خمر دفع غصه و اندیشه راچشمه کرده از عنب در اجترا
هوش مصنوعی: شراب از انگور به دست آمده است و میتواند غصهها و اندیشههای ناخوشایند را برطرف کند.
انگبین داروی تن رنجور راچشمه کرده باطن زنبور را
هوش مصنوعی: عسل که به عنوان دارویی برای بدن بیمار به حساب میآید، در حقیقت حاصل فعالیتهای درونی زنبور است.
آب دادی عام اصل و فرع رااز برای طهر و بهر کرع را
هوش مصنوعی: شما به همگان آب دادهاید که اصول و شاخههای زندگی را برای پاکی و رشد فراهم کنید.
تا ازینها پی بری سوی اصولتو برین قانع شدی ای بوالفضول
هوش مصنوعی: تا زمانی که از این مسائل پیبردی و به اصول خودت رسیدی، راضی شدهای ای فضول.
بشنو اکنون ماجرای خاک راکه چه میگوید فسون محراک را
هوش مصنوعی: به زودی داستانی درباره خاک را بشنو که چه رازهایی درباره محراق (جایی که آتش میگیرد) در دل دارد.
پیش اسرافیلگشته او عبوسمیکند صد گونه شکل و چاپلوس
هوش مصنوعی: در برابر اسرافیل، او چهره عبوس به خود میگیرد و به هر شکلی خود را نشان میدهد و شکلهای مختلفی از خود ارائه میدهد.
که بحق ذات پاک ذوالجلالکه مدار این قهر را بر من حلال
هوش مصنوعی: به درستی که خداوند با عظمت و دارای جلال خویش، حاکم بر این قهر و خشم است و چنین حالتی را برای من مجاز شمرده است.
من ازین تقلیب بویی میبرمبدگمانی میدود اندر سرم
هوش مصنوعی: من از این تغییرات بویی احساس میکنم و بدگمانی در ذهنم پرسه میزند.
تو فرشتهٔ رحمتی رحمت نمازانک مرغی را نیازارد هما
هوش مصنوعی: تو فرشتهای هستی که باید رحمت کنی، زیرا پرندهای را نباید آزار بدهی.
ای شفا و رحمت اصحاب دردتو همان کن کان دو نیکوکار کرد
هوش مصنوعی: ای شفای دردها و رحمت برای مبتلایان، همان کاری را برای ما انجام بده که آن دو نیکوکار انجام دادند.
زود اسرافیل باز آمد به شاهگفت عذر و ماجرا نزد اله
هوش مصنوعی: اسرافیل به سرعت بازگشت و به شاه گفت که عذر و ماجرای مهمی پیش آمده است.
کز برون فرمان بدادی که بگیرعکس آن الهام دادی در ضمیر
هوش مصنوعی: از بیرون فرمان دادی که چیزی را بگیر، اما در درونم الهامی آمد که کاملاً برعکس آن است.
امر کردی در گرفتن سوی گوشنهی کردی از قساوت سوی هوش
هوش مصنوعی: تو فرمان دادی که از شنیدن بپرهیزم و از سختدلی دوری کنم تا به عقل و درک واقعی برسم.
سبق رحمت گشت غالب بر غضبای بدیع افعال و نیکوکار رب
هوش مصنوعی: رحمت بر خشم غلبه کرده است، ای خداوندی که کارهایت بینظیر و اعمالت نیکوست.