بخش ۱۲۸ - دعوت کردن مسلمان مغ را
هوش مصنوعی: در این متن، گوینده به مردی که از او دعوت به ایمان و مسلمانی میکند، میگوید که خداوند خواهان ایمان اوست تا او را از عذاب جهنم نجات دهد. اما نفس و شیطان او را به کفر میکشند. مرد میگوید که چون شیطان و نفس غالباند، او نیز باید به سمت آنها برود. گوینده مقلد قدرت میشود و نگرش خود را به درست و نادرست تغییر میدهد.
او به این موضوع اشاره میکند که اگر کسی بدون اراده خداوند به قدرتی برسد، در واقع بار خود را در چنگال شیطان میافکند. در پایان، تأمل میکند که چگونه میتواند از این وضعیت نجات یابد و زندگی خوبی داشته باشد. همچنین، او به ترس از شیطان و عواقب سلطهاش بر خود اشاره میکند و نیاز به دقت و هوشیاری در برابر وسوسههای نفس را ضروری میداند.
مر مغی را گفت مردی کای فلانهین مسلمان شو بباش از مؤمنان
هوش مصنوعی: مردی به مغ مغی گفت: ای شخص، مسلمان شو و در جمع مؤمنان قرار بگیر.
گفت اگر خواهد خدا مؤمن شومور فزاید فضل هم موقن شوم
هوش مصنوعی: اگر خدا بخواهد، من به ایمانی دست خواهم یافت و اگر فضل و رحمت خدا بیشتر شود، من هم به یقین خواهم رسید.
گفت میخواهد خدا ایمان توتا رهد از دست دوزخ جان تو
هوش مصنوعی: او گفت که خدا میخواهد ایمان تو را تا جانت از آتش دوزخ نجات یابد.
لیک نفسِ نحس و آن شیطانِ زشتمیکشندت سوی کفران و کنشت
هوش مصنوعی: اما نفس بد و شیطان زشت تو را به سوی کافر شدن و گناه میکشند.
گفت ای منصف چو ایشان غالباندیار او باشم که باشد زورمند
هوش مصنوعی: ای منصف، وقتی که آنها برتری دارند، من هم به یاری او میروم که قوی و قدرتمند است.
یار آن تانم بُدَن کاو غالبستآن طرف افتم که غالب جاذبست
هوش مصنوعی: من آن دوست را میخواهم که وقتی به او نزدیک میشوم، او به قدری جذاب و قوی است که من به راحتی تحت تأثیر او قرار میگیرم و به سوی او میروم.
چون خدا میخواست از من صدق زفتخواست او چه سود چون پیشش نرفت
هوش مصنوعی: وقتی خدا از من درخواست صداقت کرد، من به او جواب ندادم. چه فایدهای دارد که درخواستم پیش او نرود؟
نفس و شیطان خواست خود را پیش بردوآن عنایت قهر گشت و خرد و مرد
هوش مصنوعی: نفس و شیطان به خواستههای خود ادامه دادند و آن حمایت الهی قطع شد و عقل و انسانیت زیر فشار قرار گرفتند.
تو یکی قصر و سرایی ساختیاندرو صد نقش خوش افراختی
هوش مصنوعی: تو بنایی زیبا و مجلل ساختهای و در آن نقش و نگارهای دلانگیزی به کار بردهای.
خواستی مسجد بود آن جای خیردیگری آمد مر آن را ساخت دیر
هوش مصنوعی: اگر میخواستی آنجا مکانی مقدس باشد، اما خیر دیگری آمد و آن مکان را به صورت دیر درآورد.
یا تو بافیدی یکی کرباس تاخوش بسازی بهر پوشیدن قبا
هوش مصنوعی: یا تو پارچهای بافتی تا برای دوختن یک پود از آن استفاده کنی و لباس بخصوصی بسازی.
تو قبا میخواستی خصم از نبردرغم تو کرباس را شلوار کرد
هوش مصنوعی: تو میخواستی که دشمن از درگیری با تو لباسش را به راحتی درآورد و با شجاعت به میدان بیاید.
او زبون شد جرم این کرباس چیستآنک او مغلوب غالب نیست کیست
هوش مصنوعی: او به خاطر کرباسی که بر تن دارد، بیزبان و ناتوان شده است. سؤال اینجاست که این کرباس چه جرمی دارد که آن کسی که بر او غلبه یافته، خود را نشان نمیدهد؟
چون کسی بیخواست او بر وی براندخاربن در ملک و خانهٔ او نشاند
هوش مصنوعی: وقتی کسی بدون اجازه و خواست او، بر او تسلط پیدا کند، مانند دانههای خاربن در ملک و خانهاش مینشیند.
صاحب خانه بدین خواری بودکه چنین بر وی خلاقت میرود
هوش مصنوعی: صاحب خانه به دلیل این بیاحترامی و حقارت، به این صورت با او رفتار میشود.
هم خَلَق گردم من ار تازه و نومچونک یار این چنین خواری شوم
هوش مصنوعی: اگرچه من جوان و تازهنفس هستم، اما به خاطر یاری که چنین ذلیل است، خوار و ذلیل میشوم.
چونک خواه نفس آمد مستعانتسخر آمد ایش شاء الله کان
هوش مصنوعی: زمانی که نفس، به کمک بیاید، مسخر و تسلیم میشود و اگر خدا بخواهد، چنین خواهد بود.
من اگر ننگ مغان یا کافرمآن نیم که بر خدا این ظن برم
هوش مصنوعی: اگر بگویید که من از مغان یا کافران هستم، این طور نیست که به خدا چنین تصوری داشته باشم.
که کسی ناخواه او و رغم اوگردد اندر ملکت او حکمجو
هوش مصنوعی: کسی بدون خواست و ارادهاش به سرزمین او میآید و در حکمرانیاش دخالت میکند.
ملکت او را فرو گیرد چنینکه نیارد دم زدن دم آفرین
هوش مصنوعی: حکومت و سلطنت او آنقدر قوی و محکم است که هیچ کس جرأت نمیکند حتی درباره او صحبت کند یا اعتراض کند.
دفع او میخواهد و میبایدشدیو هر دم غصه میافزایدش
هوش مصنوعی: او میخواهد که این دیو را دور کند، اما هر لحظه این دیو غصه و ناراحتی او را بیشتر میکند.
بندهٔ این دیو میباید شدنچونک غالب اوست در هر انجمن
هوش مصنوعی: انسان باید تسلیم این قدرت عظیم شود، زیرا او در تمام مجالس و جمعها برتری دارد.
تا مبادا کین کشد شیطان ز منپس چه دستم گیرد آنجا ذوالمنن
هوش مصنوعی: تا شیطان مرا به کینه نیفکند، دست من را در آنجا ذوالمنن میگیرد.
آنک او خواهد مراد او شوداز کی کار من دگر نیکو شود
هوش مصنوعی: او به آرزوی خود دست خواهد یافت، پس کار من هم به تدریج خوب خواهد شد.