بخش ۱۶۸ - آمدن خلیفه نزد آن خوبروی برای جماع
هوش مصنوعی: خلیفه تصمیم میگیرد که به سوی زنی برود تا با او نزدیکی کند. او در مورد آن زن صحبت میکند و به خواستههایش میپردازد. اما وقتی که در کنار آن زن مینشیند، ناگهان مشکلاتی برایش پیش میآید؛ صدای موشها باعث میشود که شهوت او از بین برود و عیشش مختل شود.
آن خلیفه کرد رای اجتماعسوی آن زن رفت از بهر جماع
هوش مصنوعی: آن خلیفه به سمت آن زن رفت تا با او نزدیک شود و جمعی را ترتیب دهد.
ذکر او کرد و ذکر بر پای کردقصد خفت و خیز مهرافزای کرد
هوش مصنوعی: او نام پروردگار را به یاد آورد و در حال نماز ایستاد، در حالی که نیت خفتن و برخاستن را داشت و به یاد محبوبش، حالتی نشاطآور پیدا کرد.
چون میان پای آن خاتون نشستپس قضا آمد ره عیشش ببست
هوش مصنوعی: وقتی آن بانوی بزرگ در برابرش قرار گرفت، سرنوشت باعث شد که خوشیهایش به پایان برسد.
خشت و خشت موش در گوشش رسیدخفت کیرش شهوتش کلی رمید
هوش مصنوعی: در دل شب، صدای موشها به گوشش رسید و خواب از چشمانش رفت؛ شهوت و تحریکش به کلی از بین رفت.
وهم آن کز مار باشد این صریرکه همیجنبد بتندی از حصیر
هوش مصنوعی: فکر نکن که صدای تند و تیز از روی فرش، ناشی از جنبش مار است؛ این تنها یک خیالی است که به ذهنت آمده.