بخش ۱۷۸ - مجرم دانستن ایاز خود را درین شفاعتگری و عذر این جرم خواستن و در آن عذرگویی خود را مجرم دانستن و این شکستگی از شناخت و عظمت شاه خیزد کی أَنا أَعْلَمُکُمْ بِاللَّهِ وَ أَخْشیکُمْ لِللَّهِ وَ قالَ اللهُ تَعالی إِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ العُلَماءُ
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تمجید از خداوند و آثار رحمت و بخشش او میپردازد. او از وضعیت انسانی خود سخن میگوید و بیان میکند که خداوند با علم و حلمش مشکلات او را درک میکند. شاعر از دوزخ و کوثر یاد میکند و آنها را به ترتیب به عنوان حالتهای رنج و آرامش توصیف میکند. او از عفو و رحمت خداوند به عنوان درمانی برای گناهان و نقصهای انسانی یاد میکند و بر این نکته تأکید میکند که تنها خداوند قادر به شفا دادن و رفع مشکلات انسانهاست.
شاعر به درخواستی از خداوند اشاره میکند که بندگانش را ببخشد و به آنها رحم کند، تا از گناهان خود رها شوند و به صف پاکان بپیوندند. همچنین، او عشق و رحمت الهی را به عنوان نیرویی میداند که انسانها را به سوی پاکی و نیکی هدایت میکند. در پایان، شاعر به این نتیجه میرسد که بندگی و عشق به خداوند، رستگاری را به ارمغان میآورد و انسان را به سعادت میرساند.
من کی آرم رحم خلم آلود راره نمایم حلم علماندود را
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم در برابر خشم و نفرت خود، آرامشم را حفظ کنم و به دیگران نشان دهم که دانایی و آگاهی را در پیش دارم؟
صد هزاران صفع را ارزانیمگر زبون صفعها گردانیم
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم زبان صفحاتی را که به ما میدهند تغییر دهیم، به راحتی میتوانیم هزاران صفحۀ دیگر را در اختیار داشته باشیم.
من چه گویم پیشت اعلامت کنمیا که وا یادت دهم شرط کرم
هوش مصنوعی: من چه بگویم؟ آیا باید به تو بگویم که از مهرت آگاه باشی یا اینکه به تو یادآوری کنم که چقدر بخشنده هستی؟
آنچ معلوم تو نبود چیست آنوآنچ یادت نیست کو اندر جهان
هوش مصنوعی: آنچه که برای تو روشن نیست، چیست و آنچه را که فراموش کردهای، چه کسی است که در این دنیا وجود دارد.
ای تو پاک از جهل و علمت پاک از آنکه فراموشی کند بر وی نهان
هوش مصنوعی: ای تو که از جهل دوری و علمت خالی از هر گونه فراموشی است و هیچ چیزی بر تو پنهان نیست.
هیچ کس را تو کسی انگاشتیهمچو خورشیدش به نور افراشتی
هوش مصنوعی: هیچکس را مانند او که همچون خورشید به روشنایی میتابد، بر نگزیدهای.
چون کسم کردی اگر لابه کنممستمع شو لابهام را از کرم
هوش مصنوعی: اگر تو مرا نادیده بگیری و صدایم را نشنوی، لطفاً به من گوش کن و به خواستههایم توجه کن.
زانک از نقشم چو بیرون بردهایآن شفاعت هم تو خود را کردهای
هوش مصنوعی: چون تو خود را از تصویر من خارج کردهای، دیگر نیازی به شفاعت نداری، زیرا خودت باعث شدهای که این رابطه به پایان برسد.
چون ز رخت من تهی گشت این وطنتر و خشک خانه نبود آن من
هوش مصنوعی: وقتی که من از چهرهات دور شدم، دیگر هیچ چیز در این سرزمین، چه تر و چه خشک، برای من خانهای باقی نماند.
هم دعا از من روان کردی چو آبهم نباتش بخش و دارش مستجاب
هوش مصنوعی: تو دعای مرا به مانند آب روان کردی، پس باید که به من نعمت بدهی و درخواستهایم نیز برآورده شود.
هم تو بودی اول آرندهٔ دعاهم تو باش آخر اجابت را رجا
هوش مصنوعی: تو در آغاز دعا را درخواست کردی و در پایان نیز امید داری به اجابت آن.
تا زنم من لاف کان شاه جهانبهر بنده عفو کرد از مجرمان
هوش مصنوعی: من با افتخار ادعا میکنم که شاه جهان برای بندگانش از گناهکاران عفو کرده است.
درد بودم سر به سر من خودپسندکرد شاهم داروی هر دردمند
هوش مصنوعی: من خودم دردی هستم که همیشه در خودم غرق بودم، اما شاه به من توجه کرد و خودش داروی تمامی دردهای من شد.
دوزخی بودم پر از شور و شریکرد دست فضل اویم کوثری
هوش مصنوعی: در گذشته مانند دوزخی بودم که پر از شور و شوق و بینظمی بودم، اما حالا با لطف و فضل او به آرامش رسیدهام و مانند کوثر، که نماد صفا و پاکی است، شدهام.
هر که را سوزید دوزخ در قودمن برویانم دگر بار از جسد
هوش مصنوعی: هر کسی که آتش دوزخ او را بسوزاند، من دوباره او را از بدنش میبهارم.
کار کوثر چیست که هر سوختهگردد از وی نابت و اندوخته
هوش مصنوعی: کار کوثر چه حالی دارد که هر کسی از دیدن او دچار سوختگی و از دست رفتن میشود، در حالی که او همیشه چیزی گرانبها و پر ارزش برای دیگران دارد.
قطره قطره او منادی کرمکانچ دوزخ سوخت من باز آورم
هوش مصنوعی: هر لحظه و به تدریج، من نوید دهندهی رحمت هستم، چونکه آتش جهنم من را سوزانده است و من دوباره خود را بازمیگردانم.
هست دوزخ همچو سرمای خزانهست کوثر چون بهار ای گلستان
هوش مصنوعی: دوزخ شبیه سرمای سخت پاییز است، در حالی که بهشت مانند بهار زیبا و دلنشین است، ای گلستان!
هست دوزخ همچو مرگ و خاک گورهست کوثر بر مثال نفخ صور
هوش مصنوعی: دوزخ و مرگ و خاک قبر وجود دارند، اما مانند کوثر، که به زیبایی و سرزندگی تعبیر شده است، در کنار آنها نیز چیزی زیبا و خوشمزه وجود دارد.
ای ز دوزخ سوخته اجسامتانسوی کوثر میکشد اکرامتان
هوش مصنوعی: شما که به خاطر عذاب دوزخ آسیب دیدهاید، با لطف و کرامت خود به سوی بهشت (کوثر) میروید.
چون خلقت الخلق کی یربح علیلطف تو فرمود ای قیوم حی
هوش مصنوعی: زمانی که هر چیز خلق میشود و وجود مییابد، آیا کسی میتواند بر لطف و مهربانی تو افزوده شود؟ ای نگهدارنده و همیشه زنده!
لالان اربح علیهم جود تستکه شود زو جمله ناقصها درست
هوش مصنوعی: به زبان ساده، این جمله بیان میکند که با generosity و بخشندگی میتوان به دیگران کمک کرد و مشکلات و نواقص آنها را برطرف کرد. در واقع، بخشش میتواند به اصلاح و بهبود وضعیت دیگران کمک کند.
عفو کن زین بندگان تنپرستعفو از دریای عفو اولیترست
هوش مصنوعی: از این بندگان که فقط به لذات مادی خود میپردازند، بگذر و از رحمت گستردهتری که در دل خداوند وجود دارد، بهرهمند شو.
عفو خلقان همچو جو و همچو سیلهم بدان دریای خود تازند خیل
هوش مصنوعی: بخشیدن و عفو کردن دیگران مثل جویبار و سیلی است که به سوی دریا میروند و به جمعیت خود ادامه میدهند.
عفوها هر شب ازین دلپارههاچون کبوتر سوی تو آید شها
هوش مصنوعی: عفو و بخششها هر شب از این دلهای زخمی مانند کبوتر به سمت تو میآید، ای بزرگوار.
بازشان وقت سحر پران کنیتا به شب محبوس این ابدان کنی
هوش مصنوعی: در سحرگاه، آنها را رها کن تا به شب، این بدنها را در اسارت نگهداری.
پر زنان بار دگر در وقت شاممیپرند از عشق آن ایوان و بام
هوش مصنوعی: در زمان غروب، بار دیگر پرندگان به خاطر عشق به آن ایوان و بام، در حال پرواز هستند.
تا که از تن تار وصلت بسکلندپیش تو آیند کز تو مقبلند
هوش مصنوعی: تا وقتی که رویای وصال تو از جانم برود و نفسم از تو دور شود، نزد تو نخواهم آمد، چون از تو امید و عشق دارم.
پر زنان آمن ز رجع سرنگوندر هوا که انا الیه راجعون
هوش مصنوعی: زنان پرواز کرده در آسمان، سرنگون میشوند و به یاد میآورند که همگی به سوی او برمیگردیم.
بانگ میآید تعالوا زان کرمبعد از آن رجعت نماند از حرص و غم
هوش مصنوعی: صدای âm میآید، بیایید! پس از آن برگشت، از حرص و نگرانی خبری نیست، به خاطر آن کرم (خدا).
بس غریبیها کشیدیت از جهانقدر من دانسته باشید ای مهان
هوش مصنوعی: شما باید بدانید که من از جهان بسیار سختیها و رنجها را تحمل کردهام، پس مرا به خوبی بشناسید.
زیر سایهٔ این درختم مست نازهین بیندازید پاها را دراز
هوش مصنوعی: زیر سایهٔ این درخت زیبا و دلنشین، راحت بنشینید و پاهایتان را دراز کنید.
پایهای پر عنا از راه دینبر کنار و دست حوران خالدین
هوش مصنوعی: دستهای زیبا و پرنقش و نگار، به خاطر دین و اعتقادات به دور هستند و در عوض، در کنار ملائکه و حوریان جاویدان قرار دارند.
حوریان گشته مغمز مهربانکز سفر باز آمدند این صوفیان
هوش مصنوعی: زیباییها و دلرباییهایی که با مهربانی و محبت میآیند، پس از مدتی دوری و سفر، به آنجا برگشتهاند و حالا در کنار صوفیان حضور دارند.
صوفیان صافیان چون نور خورمدتی افتاده بر خاک و قذر
هوش مصنوعی: صوفیان پاک و خالص مانند نور خورشید هستند که مدتی روی زمین و خاک نشستهاند و به آن آلودگیها و کثیفیها برخورد کردهاند.
بیاثر پاک از قذر باز آمدندهمچو نور خور سوی قرص بلند
هوش مصنوعی: بیاثرها از دور با همان شفافیت و روشنی نور خورشید به سمت بلندای کامل آمدند.
این گروه مجرمان هم ای مجیدجمله سرهاشان به دیواری رسید
هوش مصنوعی: این گروه از مجرمان، ای مجید، به پایان کارشان رسیدهاند و سرنوشتشان مشخص شده است.
بر خطا و جرم خود واقف شدندگرچه مات کعبتین شه بدند
هوش مصنوعی: آنها بر اشتباهات و گناهان خود آگاه شدند، هرچند که به دلیل مقام و ویژگیهای خاصی که داشتند، در برابر حقیقت ناتوان بودند.
رو به تو کردند اکنون اهکنانای که لطفت مجرمان را رهکنان
هوش مصنوعی: اکنون به سمت تو آمدهاند و با آه و نالهای از تو درخواست کمک دارند، ای کسی که لطف و مهرت، گنهکاران را از مسیر خطا بازمیدارد.
راه ده آلودگان را العجلدر فرات عفو و عین مغتسل
هوش مصنوعی: آلودگان را به سوی پاکی و عفو دعوت کن، چون در فرات مثل چشمهای برای شستشو و پاک شدن است.
تا که غسل آرند زان جرم درازدر صف پاکان روند اندر نماز
هوش مصنوعی: تا زمانی که بر اثر آن گناه بزرگ، پاکی و تطهیر انجام شود، در صف درستکاران و پاکان برای نماز حاضر میشوند.
اندر آن صفها ز اندازه برونغرقگان نور نحن الصافون
هوش مصنوعی: در میان آن صفوف، افرادی که به حدی زیاد نورانی هستند، غرق شدهاند و ما صفوف را تشکیل دادهایم.
چون سخن در وصف این حالت رسیدهم قلم بشکست و هم کاغذ درید
هوش مصنوعی: زمانی که صحبت از توصیف این وضعیت به میان آمد، هم قلم شکست و هم کاغذ پاره شد.
بحر را پیمود هیچ اسکرهایشیر را برداشت هرگز برهای
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به عمق دریا دست پیدا کند و برهای هرگز نمیتواند شیر را به دوش بکشد.
گر حجابستت برون رو ز احتجابتا ببینی پادشاهی عجاب
هوش مصنوعی: اگر حجاب و مانعی بر سر راه توست، از آن عبور کن تا بتوانی شکوه و عظمت پادشاهی را مشاهده کنی.
گرچه بشکستند جامت قوم مستآنک مست از تو بود عذریش هست
هوش مصنوعی: اگرچه آن مردمی که در حال مستی بودند، جام تو را شکستند، اما بهانهای برای این کار دارند؛ زیرا آنها از نوبه خود مست عشق تو بودهاند.
مستی ایشان به اقبال و به مالنه ز بادهٔ تست ای شیرین فعال
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شادی و سرخوشی آنها از خوش شانسی و ثروت نیست، بلکه این خوشحالی به خاطر وجود تو و تأثیر تو بر زندگیشان است، نه به خاطر نوشیدنی یا مشروبات الکلی.
ای شهنشه مست تخصیص توندعفو کن از مست خود ای عفومند
هوش مصنوعی: ای شاه بزرگ و مست، لطفاً از شدت خشم خود بگذر و مرا که در مستی غرق شدهام ببخش.
لذت تخصیص تو وقت خطابآن کند که ناید از صد خم شراب
هوش مصنوعی: لذت خاصی که در زمانی مشخص به تو میرسد، زمانی به اوج خود میرسد که تحت تأثیر صد نوع شراب نباشد.
چونک مستم کردهای حدم مزنشرع مستان را نبیند حد زدن
هوش مصنوعی: چون من را مست کردهای، دیگر به مرزها اهمیت نده. چون در حالتی هستم که قوانین و حدود عادی را درک نمیکنم.
چون شوم هشیار آنگاهم بزنکه نخواهم گشت خود هشیار من
هوش مصنوعی: زمانی که بیدار شوم و درک کنم، مرا بزن که دیگر نمیخواهم به حالت بیداری ادامه دهم.
هرکه از جام تو خورد ای ذوالمننتا ابد رست از هش و از حد زدن
هوش مصنوعی: هر کسی که از محبت و نعمتهای تو بهرهمند شود، تا ابد از سختیها و تنگناها نجات مییابد.
خالدین فی فناء سکرهممن تفانی فی هواکم لم یقم
هوش مصنوعی: کسانی که در خلسه و سرمستی عشق شما غرق شدهاند، همیشه در آن حال باقی خواهند ماند، زیرا کسی که خود را فدای شما کرده است، دیگر نمیتواند برپا بایستد.
فضل تو گوید دل ما را که روای شده در دوغ عشق ما گرو
هوش مصنوعی: با نیکویی تو دل ما را به سمت تو میکشاند و میگوید که عشق ما در عشق تو قرار گرفته است.
چون مگس در دوغ ما افتادهایتو نهای مست ای مگس تو بادهای
هوش مصنوعی: تو مانند مگسی هستی که در دوغ افتاده و نمیدانی که در چه حالتی قرار داری. گویی فکر میکنی مستی، اما در واقع فقط مشغول تماشا و سرگردانی هستی.
کرکسان مست از تو گردند ای مگسچونک بر بحر عسل رانی فرس
هوش مصنوعی: کرکسها به خاطر تو از شادی سرمست میشوند، ای مگس، چونکه تو را بر روی دریاچهای از عسل میبینی.
کوهها چون ذرهها سرمست تونقطه و پرگار و خط در دست تو
هوش مصنوعی: کوهها مانند ذرات ریز، به شادی و شگفتی در اطراف تو هستند و تو با دست خود، دنیای گستردهای را با نقطه، پرگار و خط شکل میدهی.
فتنه که لرزند ازو لرزان تستهر گرانقیمت گهر ارزان تست
هوش مصنوعی: فتنهای که باعث ترس و لرز دیگران میشود، تو را به لرزه در میآورد. هر سنگ گرانبهایی در این دنیای پر از ارزانی و بیقیمتی، در واقع تو را میلرزانند.
گر خدا دادی مرا پانصد دهانگفتمی شرح تو ای جان و جهان
هوش مصنوعی: اگر خدا به من پانصد دهان میداد، میتوانستم شرح تو را، ای جان و جهان، بیان کنم.
یک دهان دارم من آن هم منکسردر خجالت از تو ای دانای سر
هوش مصنوعی: من فقط یک دهان دارم که به خاطر تو، ای دانای بزرگ، از خجالت در هم رفته و شرمنده است.
منکسرتر خود نباشم از عدمکز دهانش آمدستند این امم
هوش مصنوعی: من نباید از وجود خود کمتر باشم، زیرا اصل وجود من از کلام و ارادهای سرچشمه میگیرد که این جماعت به آن وابستهاند.
صد هزار آثار غیبی منتظرکز عدم بیرون جهد با لطف و بر
هوش مصنوعی: صد هزار نشانه و اثر نهانی وجود دارد که منتظرند تا با رحمت و لطف از عدم خارج شوند و به جلوه درآیند.
از تقاضای تو میگردد سرمای ببرده من به پیش آن کرم
هوش مصنوعی: از درخواست تو، سرم به زیر میرود و به پیش آن مهربان میروم که مرا به خود جلب کرده است.
رغبت ما از تقاضای توستجذبهٔ حقست هر جا رهروست
هوش مصنوعی: تمایل و علاقه ما به تو ناشی از درخواست توست، و این کشش و جذب حقیقی در هر مسیر و جایی که آدمی حرکت میکند، وجود دارد.
خاک بیبادی به بالا بر جهدکشتی بیبحر پا در ره نهد
هوش مصنوعی: زمین بدون وزش باد، خاک را به هوا نمیبرد و کشتی نیز بدون دریا نمیتواند راه خود را ادامه دهد.
پیش آب زندگانی کس نمردپیش آبت آب حیوانست درد
هوش مصنوعی: هیچ کس در برابر آب زندگی نمیمیرد، زیرا آب زندگیبخش میتواند درد را هم درمان کند.
آب حیوان قبلهٔ جان دوستانز آب باشد سبز و خندان بوستان
هوش مصنوعی: آب حیاتی که به جان دوستان انرژی میدهد، مانند آبی است که در یک بوستان سبز و شاداب جریان دارد.
مرگ آشامان ز عشقش زندهانددل ز جان و آب جان بر کندهاند
هوش مصنوعی: عاشقان موت نمیپذیرند و به عشق او زندگی میکنند. دلهای آنها از جان و آب حیات جدا شدهاند.
آب عشق تو چو ما را دست دادآب حیوان شد به پیش ما کساد
هوش مصنوعی: عشق تو به ما آرامش و شادابی بخشید، به گونهای که زندگیامان به چشم دیگران بیارزش و کمفروغ به نظر میرسد.
ز آب حیوان هست هر جان را نویلیک آب آب حیوانی توی
هوش مصنوعی: هر جان و روحی از آب حیات سرچشمه میگیرد، اما آنچه واقعاً زندگیبخش است، آب حیاتی است که تو داری.
هر دمی مرگی و حشری دادیمتا بدیدم دست برد آن کرم
هوش مصنوعی: هر لحظهای که زندگی میکنیم، به نوعی مرگ و زندگی جدیدی را تجربه میکنیم تا اینکه بتوانیم زیباییهای دست آن محبوب را ببینیم.
همچو خفتن گشت این مردن مراز اعتماد بعث کردن ای خدا
هوش مصنوعی: این مردن برای من مانند خواب است، زیرا به برانگیختن دوبارهام اعتماد دارم، ای خدا.
هفت دریا هر دم ار گردد سرابگوش گیری آوریش ای آب آب
هوش مصنوعی: اگر هفت دریا به هر دلیلی تبدیل به سراب شود، ای آب، تو همچنان میتوانی ما را بینصیب نگذاری و به ما آرامش و حیات ببخشی.
عقل لرزان از اجل وان عشق شوخسنگ کی ترسد ز باران چون کلوخ
هوش مصنوعی: عقل انسان از ترس مرگ و پایان عمر دست و پایش میلرزد، اما عشق که ماهیتی شاد و بیپروا دارد، از باران و دشواریها نمیترسد، مانند سنگی سخت نمیشود.
از صحاف مثنوی این پنجمستبر بروج چرخ جان چون انجمست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که مثنوی، همچون یک کتاب ارزشمند و آسمانی، در میان آسمان جان به درخشش درآمده و بر افراشتهای همچون ستارههاست.
ره نیابد از ستاره هر حواسجز که کشتیبان استارهشناس
هوش مصنوعی: هرکس که بخواهد در این دنیا راهی پیدا کند و به مقصد برسد، بدون دانش و آگاهی نمیتواند موفق شود. فقط کسی که راه و چاه را خوب میشناسد و اطلاعات لازم را دارد، میتواند به مقصد برسد.
جز نظاره نیست قسم دیگراناز سعودش غافلند و از قران
هوش مصنوعی: تنها تماشای او باقی مانده است و دیگران از اوج و بلندی او بیخبرند و از ارتباطش با قرآن غافلاند.
آشنایی گیر شبها تا به روزبا چنین استارهای دیوسوز
هوش مصنوعی: در شبها آشنا شو تا صبح با این ستارههای که دیوانگی را از بین میبرند.
هر یکی در دفع دیو بدگمانهست نفطانداز قلعهٔ آسمان
هوش مصنوعی: هر کسی در برابر نیروهای منفی و خطرناک، مثل دیوهای بدگمان، در تلاش است و مانند نفطاندازانی هستند که میخواهند دژ آسمان را تقویت کنند.
اختر ار با دیو همچون عقربستمشتری را او ولی الاقربست
هوش مصنوعی: اگر ستارهای مانند عقرب با دیو همنشین باشد، مشتری به عنوان بهترین و نزدیکترین یار محسوب میشود.
قوس اگر از تیر دوزد دیو رادلو پر آبست زرع و میو را
هوش مصنوعی: اگر قوس و کمانی بتواند تیر دیو را بزند، پس این دلو پر از آب است که برای کشاورزی و میوهدهی استفاده میشود.
حوت اگرچه کشتی غی بشکنددوست را چون ثور کشتی میکند
هوش مصنوعی: هرچند که ماهی (حوت) میتواند کشتی را بشکند، اما دوست، مانند گاو (ثور) حرکت میکند و کشتی را استوار نگه میدارد.
شمس اگر شب را بدرد چون اسدلعل را زو خلعت اطلس رسد
هوش مصنوعی: اگر شمس در دل شب همچون شیری قوی عمل کند، گرانبهای لعل به مانند جامهای از ابریشم به او خواهد رسید.
هر وجودی کز عدم بنمود سربر یکی زهرست و بر دیگر شکر
هوش مصنوعی: هر موجودی که از عدم به وجود آمده است، یک جنبه تلخ و یک جنبه شیرین دارد.
دوست شو وز خوی ناخوش شو بریتا ز خمرهٔ زهر هم شکر خوری
هوش مصنوعی: دوست باش و از خلق و خوی ناپسند خود دور شو تا حتی از زهر هم شیرینی را بچشی.
زان نشد فاروق را زهری گزندکه بد آن تریاق فاروقیش قند
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه فاروق در برابر مشکلات مقاوم است، هیچ آسیبی نمیتواند به او برسد؛ چرا که دارویی که او دارد، همچون قند شیرین و تسکیندهنده است.