بخش ۷ - در بیان آنک این غرور تنها آن هندو را نبود بلک هر آدمیی به چنین غرور مبتلاست در هر مرحلهای الا من عصم الله
هوش مصنوعی: این متن از شعرای حکیم و حکمتهای عرفانی است که به تفکر در مورد زندگی و مرگ، و نیاز به توبه و دوری از دنیا و هوسها پرداخته است. شاعر به این نکته اشاره دارد که انسان باید به مقام بندگی تن در دهد و از خودخواهی و فریب دنیا دوری کند. او بر این باور است که زندگی دنیوی و مناصب٬ همگی در نهایت به بار زحمات انسان بر دوش دیگران و مرگ منتهی میشوند. در این میان، پیغامبر نیز به افراد توصیه میکند که از دیگران چیزی نخواهند و به جای آن، به خداوند اعتماد کنند.
شاعر به تمثیلاتی چون شمع و پروانه اشاره میکند که نشاندهنده وابستگی انسانها به دنیا و سختیهای آن است، و به ما یادآوری میکند که نباید در گناهان غرق شویم و ایمان را فدای خواستههای زودگذر دنیوی کنیم. در نهایت، بر لزوم توبه و بازگشت به ذات حقیقی و روحانی تأکید میورزد.
چون بپیوستی بدان ای زینهارچند نالی در ندامت زار زار
هوش مصنوعی: وقتی به آن چیز که باید از آن دوری کنی دست یابی، دیگر نیازی به شکایت و ناله کردن نداشتی. اکنون فقط باید از اشتباهاتت پشیمان باشی.
نامْ میری و وزیری و شهیدر نهانش مرگ و درد و جاندهی
آنچیزی که میری و وزیری و شاهی مینامند در اصل مرگ و درد و جانکندن است.
بنده باش و بر زمین رو چون سمندچون جنازه نه که بر گردن برند
بنده و خدمتگار باش و بر زمین، پیاده برو و همچون سمند، سبکرو باش (نه آنکه بر تخت روان و بر دوش بندگان) و در حقیقت مانند جنازه که بر دوش میبرند.
جمله را حمال خود خواهد کفورچون سوار مرده آرندش به گور
هوش مصنوعی: هر کسی که بار سنگینی بر دوش دارد، در نهایت با همان بار به مقصد خواهد رسید، حتی اگر مسیرش به سمت گور باشد.
بر جنازه هر که را بینی به خوابفارس منصب شود عالی رکاب
هوش مصنوعی: اگر بر جنازه کسی در خواب ببینی، نشان آن است که او به مقام و جایگاه بلندی خواهد رسید.
زانک آن تابوت بر خلقست باربار بر خلقان فکندند این کبار
هوش مصنوعی: زیرا آن تابوت بر دوش مردم است و این بار سنگین را بر دوش آنان گذاشتهاند.
بار خود بر کس منه بر خویش نهسروری را کم طلب درویش به
هوش مصنوعی: نمیتوانی بار مسئولیت و مشکلاتت را بر دوش دیگران بیندازی. خودت را پایینتر از دیگران نکن و در جستجوی مقام و قدرت از درویشی و بینیازی غافل نمان.
مرکب اعناق مردم را مپاتا نیاید نقرست اندر دو پا
هوش مصنوعی: به دیگران بیاحترامی نکن و بر روی گردن آنها پا نگذار، چون این کار نتیجهای خوب نخواهد داشت و ممکن است عواقب بدی برایت به همراه داشته باشد.
مرکبی را که آخرش تو ده دهیکه به شهری مانی و ویراندهی
هوش مصنوعی: اگر تو اسبی را پیش خودت پرورش دهی و آخر سر آن را به کسی بدهی که آن را به شهری ببرد و خراب کند، چه فایدهای دارد؟
ده دهش اکنون که چون شهرت نمودتا نباید رخت در ویران گشود
هوش مصنوعی: باید در نظر داشت که اکنون که نام و شهرت تو بلند شده است، نباید رفتاری را در پیش بگیری که موجب ویرانی و نابودی شود.
ده دهش اکنون که صد بستانت هستتا نگردی عاجز و ویرانپرست
هوش مصنوعی: اکنون که خداوند به تو نعمتهای زیادی داده است، از آنها استفاده کن و دست از درخواستهای بیهوده و نابجا بردار تا به ضعف و ناتوانی گرفتار نشوی.
گفت پیغامبر که جنت از الهگر همیخواهی ز کس چیزی مخواه
هوش مصنوعی: پیامبر فرمود: اگر بهشت را از خداوند میخواهی، از هیچ کس چیزی نخواه.
چون نخواهی من کفیلم مر تراجنت الماوی و دیدار خدا
هوش مصنوعی: وقتی که نخواهی من را، بهشت و دیدار خدا هم برای تو چه فایدهای دارد؟
آن صحابی زین کفالت شد عیارتا یکی روزی که گشته بد سوار
هوش مصنوعی: آن رفیق از روی شجاعت و مسئولیت، به نگهداری و حمایت از دیگران پرداخت، تا روزی که به ناگهان تغییر حال داده و به وضعی بد افتاد.
تازیانه از کفش افتاد راستخود فرو آمد ز کس آنرا نخواست
هوش مصنوعی: تازیانه از دستش افتاد و او به سمت پایین آمد و هیچ کس آن را از او نخواست.
آنک از دادش نیاید هیچ بدداند و بیخواهشی خود میدهد
هوش مصنوعی: او از داد و بخشش خود هیچ بدی نمیبیند و بدون اینکه چیزی بخواهد، به دیگران کمک میکند.
ور به امر حق بخواهی آن رواستآنچنان خواهش طریق انبیاست
هوش مصنوعی: اگر خواستهات بر اساس دستور حق باشد، این خواسته درست و جایز است؛ مانند خواستههایی که انبیا دارند.
بد نماند چون اشارت کرد دوستکفر ایمان شد چو کفر از بهر اوست
هوش مصنوعی: وقتی دوست اشاره کند، هیچ چیز بد نمیماند؛ زیرا ایمان و کفر هر دو در عشق او معنا پیدا میکنند.
هر بدی که امر او پیش آوردآن ز نیکوهای عالم بگذرد
هوش مصنوعی: هر بدی که دستور او به وجود آورد، از نیکوترین چیزهای دنیا فراتر میرود.
زان صدف گر خسته گردد نیز پوستده مده که صد هزاران در دروست
هوش مصنوعی: اگر صدفی که درونش مروارید است خسته و آسیبدیده شود، نباید آن را دور بیندازی، زیرا درون آن صدها و هزاران مروارید ارزشمند نهفته است.
این سخن پایان ندارد بازگردسوی شاه و هممزاج باز گرد
هوش مصنوعی: این سخن هیچگاه پایان نمییابد، برگرد به سوی پادشاه و همدرد.
باز رو در کان چو زر دهدهیتا رهد دستان تو از دهدهی
هوش مصنوعی: به هنگامی که تو در کارهای خود تلاش و کوشش میکنی، همچون زر خالص با ارزش میشوی. پس دستهایت از ناملایمات و مشکلات رها خواهند شد.
صورتی را چون بدل ره میدهنداز ندامت آخرش ده میدهند
هوش مصنوعی: چهرهای زیبا را مانند نقابی به دست میدهند و در پایان، از ندامت و پشیمانی به او دهانه میدهند.
توبه میآرند هم پروانهوارباز نسیان میکشدشان سوی کار
هوش مصنوعی: توبه کنندگان همچون پروانهها به سوی نسیان و فراموشی میگریزند و دوباره به کارهای گذشته خود باز میگردند.
همچو پروانه ز دور آن نار رانور دید و بست آن سو بار را
هوش مصنوعی: همچون پروانه که از دور شعلهی آتش را میبیند و به سمت آن پرواز میکند، او نیز به سمت نوری رفت که از دور میدید و بار خودش را به آن سو حمل کرد.
چون بیامد سوخت پرش را گریختباز چون طفلان فتاد و ملح ریخت
هوش مصنوعی: وقتی آمد، پروازش را از دست داد و مانند کودکان به زمین افتاد و تکههای نمک را ریخت.
بار دیگر بر گمان طمع سودخویش زد بر آتش آن شمع زود
هوش مصنوعی: یک بار دیگر با امید به اینکه از چیزی بهرهمند شوم، به شعله آن شمع نزدیک شدم.
بار دیگر سوخت هم واپس بجستباز کردش حرص دل ناسی و مست
هوش مصنوعی: دوباره احساسات شدید و خواستههای دل، او را به سمت قبل کشاند و دوباره به سوی آنچه که میخواست، منتقل کرد.
آن زمان کز سوختن وا میجهدهمچو هندو شمع را ده میدهد
هوش مصنوعی: در آن لحظهای که شعلهها آغاز به سوختن میکنند و شمع دچار احتراق میشود، همانند هندی که در تلاش است، شمع را فرو میفروشد.
که ای رخت تابان چون ماه شبفروزوی به صحبت کاذب و مغرورسوز
هوش مصنوعی: عشق تو چون ماهی درخشان و زیباست، اما در کنار کسانی قرار میگیری که دروغ میگویند و دل آدم را میسوزانند.
باز از یادش رود توبه و انینکاوهن الرحمن کید الکاذبین
هوش مصنوعی: اگرچه او از توبه و ندامت خود بازگردد، اما رحمت خداوند کید و نیرنگ دروغگویان را در هم میشکند.