بخش ۱۹ - در آمدن ضریر در خانهٔ مصطفی علیهالسلام و گریختن عایشه رضی الله عنها از پیش ضریر و گفتن رسول علیهالسلام کی چه میگریزی او ترا نمیبیند و جواب دادن عایشه رضی الله عنها رسول را صلی الله علیه و سلم
هوش مصنوعی: در این متن، شاعری به پیغامبر اسلام، پیامبر احمد (ص)، اشاره میکند و از او به عنوان نجاتدهنده و سرور یاد میکند. او در توصیف شخصیت پیامبر به زیبایی و جاذبه او اشاره دارد و بیان میکند که غیور بودن پیامبر نسبت به همسرش عایشه باعث شده که او از حضور در جمع پیامبر عقبنشینی کند. شاعر به زیبایی و کمال پیامبر در هر دو جهان (دنیا و آخرت) اشاره میکند و از رشکهای ناشی از زیبایی او سخن میگوید. او همچنین به ویژگیهای خاص و منحصر به فرد پیامبر و تاثیر او بر دیگران اشاره دارد و بیان میکند که حضور پیامبر مانند خورشیدی در تمام عالم میدرخشد. در پایان، شاعر به این موضوع اشاره میکند که زمان طولانی صحبت کردن و توضیح دادن درباره زیبایی پیامبر و ویژگیهای او نیاز نیست و بهتر است به اصل موضوع پرداخته شود.
اندر آمد پیش پیغامبر ضریرکای نوابخش تنور هر خمیر
هوش مصنوعی: مرد نابینایی به پیشگاه پیامبر آمد و گفت: ای بخشندهی بزرگ، هر کسی را به اندازهی وجودش یاری کن.
ای تو میر آب و من مستسقیممستغاث المستغاث ای ساقیم
هوش مصنوعی: ای تو که میدانی آب را به گردش درآوری و من کسی هستم که در جستجوی آب هستم. ای کسی که به فریاد نیازمندان میرسی، مرا دریاب.
چون در آمد آن ضریر از در شتابعایشه بگریخت بهر احتجاب
هوش مصنوعی: وقتی آن مرد نابینا وارد شد، عایشه به سرعت از آنجا رفت تا خود را بپوشاند و خود را از دید او پنهان کند.
زانک واقف بود آن خاتون پاکاز غیوری رسول رشکناک
هوش مصنوعی: چون آن زن پاک و بزرگوار به خوبی از غیرت پیامبر آگاه بود، به همین خاطر دچار حسادت و رشک میشد.
هر که زیباتر بود رشکش فزونزانک رشک از ناز خیزد یا بنون
هوش مصنوعی: هر کس که زیباتر باشد، حسادت بیشتری را برمیانگیزد، زیرا حسادت ناشی از زیبایی و ناز است.
گندهپیران شوی را قما دهندچونک از زشتی و پیری آگهند
هوش مصنوعی: زنان مسن به تو توجهی نمیکنند، چون از پیری و زشتی خود باخبرند.
چون جمال احمدی در هر دو کونکی بدست ای فر یزدانیش عون
هوش مصنوعی: چون زیبایی احمدی در همه عالم دیده میشود، چه کسی میتواند به یاری او در این فاز الهی برآید؟
نازهای هر دو کون او را رسدغیرت آن خورشید صدتو را رسد
هوش مصنوعی: زیبایی و لطافت او آنقدر قابل توجه است که حس غیرت آن خورشید هم به او میرسد.
که در افکندم به کیوان گوی رادر کشید ای اختران هم روی را
هوش مصنوعی: من گوی را به کیوان افکندم و حالا ای ستارههای همچهره، آن را جمع کن!
در شعاع بینظیرم لا شویدورنه پیش نور من رسوا شوید
هوش مصنوعی: در دور و اطراف من، خود را محو نکنید، وگرنه در برابر نور من، شرمنده خواهید شد.
از کرم من هر شبی غایب شومکی روم الا نمایم که روم
هوش مصنوعی: هر شب که به خاطر مهربانیام غایب باشم، چگونه میتوانم بروم وقتی که نمیتوانم نشان دهم به کجا میروم؟
تا شما بی من شبی خفاشوارپر زنان پرید گرد این مطار
هوش مصنوعی: شما بدون من، مانند خفاشی که شبانه پرواز میکند، دور این مکان بچرخید.
همچو طاووسان پری عرضه کنیدباز مست و سرکش و معجب شوید
هوش مصنوعی: مثل طاووسها، زیباییها و جلوههای خود را به نمایش بگذارید و تحت تأثیر قرار بگیرید، حتی اگر در حالت مستی و سرکشی باشید.
ننگرید آن پای خود را زشتسازهمچو چارق کو بود شمع ایاز
هوش مصنوعی: به پای خود زشت نگاه نکن، چرا که مانند چارق (کفش ساده و بیارزش) است و در عوض نور و زیبایی را از وجود کسی مانند ایاز (که به شمشیر و شمع خود معروف است) برباید.
رو نمایم صبح بهر گوشمالتا نگردید از منی ز اهل شمال
هوش مصنوعی: هر صبح، خود را برای اصلاح و تربیت نشان میدهم تا اینکه اهل شمال از من دور نشوند.
ترک آن کن که درازست آن سخننهی کردست از درازی امر کن
هوش مصنوعی: ترک کن چیزی را که طولانی است، زیرا آن سخن از طولانی بودن منع کرده است.