بخش ۴۸ - طیره شدن قاضی از سیلی درویش و سرزنش کردن صوفی قاضی را
هوش مصنوعی: در این شعر، قاضی طیره صوفی با انتقاد از قضاوتهای غیرمنصفانه و ظالمانه صحبت میکند. او میگوید که حکم او عادلانه نیست و از شیخ دین میخواهد که به خود نگاه کند و متوجه شود که چه چیزی را نمیپسندد و چرا آن را برای برادرش میپسندد. او به حکمتهای نادرست در قضاوت اشاره میکند و میگوید، گاهی اوقات احکام ظالمانه به ضرر خود قضاوتکنندگان تمام میشود. به طور کلی، شعر به انتقاد از ناعدالتیها و نیاز به انصاف در قضاوتها میپردازد.
گشت قاضی طیره صوفی گفت هیحکم تو عدلست لاشک نیست غی
هوش مصنوعی: قاضی طیره به صوفی گفت: حکم تو عادلانه است و در این مورد هیچ شکی وجود ندارد.
آنچ نپسندی به خود ای شیخ دینچون پسندی بر برادر ای امین
هوش مصنوعی: ای شیخ دین، آنچه را که خود نمیپسندی، چرا برای برادر خود میپسندی؟
این ندانی که می من چه کنیهم در آن چه عاقبت خود افکنی
هوش مصنوعی: نمیدانی که شراب چه تأثیری بر تو میگذارد و در نهایت چه عواقبی برای خودت دارد.
من حفر بئرا نخواندی از خبرآنچ خواندی کن عمل جان پدر
هوش مصنوعی: تو هیچگاه از عمق زخمها و دردهای پدر خبر نداشتی، اما آنچه را که شنیدهای، بر اساس کارهای اوست.
این یکی حکمت چنین بد در قضاکه ترا آورد سیلی بر قفا
هوش مصنوعی: این یکی از حکمتهاست که در سرنوشت تو رقم خورده و به همین دلیل به تو ضربهای از پشت زد.
وای بر احکام دیگرهای توتا چه آرد بر سر و بر پای تو
هوش مصنوعی: ای واویلا بر قوانین و احکام دیگران که چه عواقبی برای تو به همراه دارد و چه بلایی بر سر و پای تو خواهد آورد.
ظالمی را رحم آری از کرمکه برای نفقه بادت سه درم
هوش مصنوعی: اگر به ظالمی رحم کنی به خاطر بزرگواریات، برای اینکه به او کمک مالی کنی، بهتر است به جای آن، به کسانی که واقعا نیازمند هستند، کمک کنی.
دست ظالم را ببر چه جای آنکه بدست او نهی حکم و عنان
هوش مصنوعی: اگر دستخط ظالم را قطع کنی، دیگر این شایسته نیست که فرمان و کنترل را به او بسپاری.
تو بدان بز مانی ای مجهولدادکه نژاد گرگ را او شیر داد
هوش مصنوعی: تو خود را دست کم نگیر، ای ناشناخته، زیرا نژاد گرگ هم از شیر تغذیه کرده است.