تناجی
جلال الدین محمد مولوی

بخش ۱۱۱ - بحث کردن آن سه شه‌زاده در تدبیر آن واقعه

رو به هم کردند هر سه مفتتنهر سه را یک رنج و یک درد و حزن
هر سه در یک فکر و یک سودا ندیمهر سه از یک رنج و یک علت سقیم
در خموشی هر سه را خطرت یکیدر سخن هم هر سه را حجت یکی
یک زمانی اشک‌ریزان جمله‌شانبر سر خوان مصیبت خون‌فشان
یک زمان از آتش دل هر سه کسبر زده با سوز چون مجمر نفس