بخش ۱۲۶ - مفتون شدن قاضی بر زن جوحی و در صندوق ماندن و نایب قاضی صندوق را خریدن باز سال دوم آمدن زن جوحی بر امید بازی پارینه و گفتن قاضی کی مرا آزاد کن و کسی دیگر را بجوی الی آخر القصه
هوش مصنوعی: این شعر به داستانی از درویشی و قاضی اشاره دارد. در آغاز، درویش با زبان کنایه، به شکار دلخواه به زنی اشاره میکند و او را به سمت قیمتی میکشاند. او از زنی میگوید که به قاضی شکایت میکند و از رفتار شوهرش نالان است. قاضی در برابر زیبایی و کلام او دچار سردرگمی میشود و نمیتواند به درستی گلهی او را درک کند.
در ادامه، زن در تلاش است تا دل قاضی را به دست آورد و او را به خلوت دعوت کند. قاضی به او میگوید که این خانه از بد و نیک پر است و دعوا و تنش در آن حکمفرماست. او به خویش توصیه میکند که از افکار آشفته دوری کند و به بیداری و حقیقت بپردازد.
سپس، قاضی دربارهی درون خانه بررسی میکند و متوجه میشود که فضای آن بسیار مناسب برای خلوت و دور از چشم دیگران است. زن با فریب و لطافتهای کلامی قاضی را به سمت خود میکشاند و در نهایت، او را درگیر خیال و افسانههای شیرین میکند.
در انتها، اشارهای به تاریخ و داستانهای کهن مانند داستان قابیل و هابیل و دیگر اساطیر میشود که نشاندهندهی تاریخ پر از حق و باطل و تاثیرات زنانه در آن است. این بیان، به نوعی انتقاد از جریانی است که در آن، زنان با ترفندهای خود میتوانند بر مردان تسلط پیدا کنند.
جوحی هر سالی ز درویشی به فنرو بزن کردی کای دلخواه زن
هوش مصنوعی: هر ساله به نوعی از زندگی درویشی و مهارتهای آن پرداختهای، ای دلخواه من.
چون سلاحت هست رو صیدی بگیرتا بدوشانیم از صید تو شیر
هوش مصنوعی: وقتی که ابزار شکار در دست داری، به صید بپرداز تا از نتایج کار تو، شیرینی و لذت ببریم.
قوس ابرو تیر غمزه دام کیدبهر چه دادت خدا از بهر صید
هوش مصنوعی: قوس ابرو و تیر غمزه تو، تلهای است که برای فریفتن دیگران ساختهای. خدا چه زیباییهایی به تو داده است که به خاطر به دام انداختن دیگران از آنها استفاده میکنی؟
رو پی مرغی شگرفی دام نهدانه بنما لیک در خوردش مده
هوش مصنوعی: به دنبال جستجوی پرندهای بزرگ، دام را با دانههای زیبا آماده کن، اما مواظب باش که آنها را به او ندهی تا در دام نیفتد.
کام بنما و کن او را تلخکامکی خورد دانه چو شد در حبس دام
هوش مصنوعی: کام خود را نشان بده و او را به تلخی مزهدار کن، زیرا وقتی در دام افتاد، دیگر دانه را نمیخورد.
شد زن او نزد قاضی در گلهکه مرا افغان ز شوی دهدله
هوش مصنوعی: زن او نزد قاضی رفته و از وضعیت خود شکایت میکند که شوهرش به او ظلم میکند و دلش از این وضعیت شکسته است.
قصه کوته کن که قاضی شد شکاراز مقال و از جمال آن نگار
هوش مصنوعی: داستان را کوتاه کن، زیرا قاضی به خاطر سخن و زیبایی آن معشوق به دام افتاده است.
گفت اندر محکمهست این غلغلهمن نتانم فهم کردن این گله
هوش مصنوعی: در دادگاه شلوغی و هرج و مرج وجود دارد و من نمیتوانم دلیل این ناراحتی و سر و صدا را درک کنم.
گر به خلوت آیی ای سرو سهیاز ستمکاری شو شرحم دهی
هوش مصنوعی: اگر در تنهایی بیایی ای سرو زیبا، از ظلم و ستمی که به من روا میداری، بیپرده بگو.
گفت خانهٔ تو ز هر نیک و بدیباشد از بهر گله آمد شدی
هوش مصنوعی: خانهی تو از هر نوع خوبی و بدی سرشار است، اما این جایگاه فقط برای شکایت و گلایه مناسب است.
خانهٔ سر جمله پر سودا بودصدر پر وسواس و پر غوغا بود
هوش مصنوعی: خانه در آغاز پر از اندیشه و خیال بود، و فضایی پر از نگرانی و شلوغی در بالای آن وجود داشت.
باقی اعضا ز فکر آسودهاندوآن صدور از صادران فرسودهاند
هوش مصنوعی: باقی اعضا بدون نگرانی هستند و آنها که حرفها را بیان میکنند خسته و فرسودهاند.
در خزان و باد خوف حق گریزآن شقایقهای پارین را بریز
هوش مصنوعی: در روزهای خزان و در میان طوفان، از خطرات الهی فرار کن و آن شقایقهای تازه و زیبا را به زمین بریز.
این شقایق منع نو اشکوفههاستکه درخت دل برای آن نماست
هوش مصنوعی: این شقایق نماد تازهگی و زیبایی گلهاست، که درخت دل برای آن خود را به نمایش گذاشته است.
خویش را در خواب کن زین افتکارسر ز زیر خواب در یقظت بر آر
هوش مصنوعی: برای رسیدن به آرامش و رهایی از افکار و نگرانیها، خود را به خواب ببر و خیال این مشکلات را از ذهن دور کن. سپس، زمانی که بیدار شدی و در حالت هوشیاری قرار گرفتی، بر خود مسلط شو و به زندگی ادامه بده.
همچو آن اصحاب کهف ای خواجه زودرو به ایقاظا که تحسبهم رقود
هوش مصنوعی: ای دوست، همچون آن کسانی که در غار خوابیده بودند، زود بیدار شو، زیرا تو آنها را در خواب میپنداری.
گفت قاضی ای صنم معمول چیستگفت خانهٔ این کنیزک بس تهیست
هوش مصنوعی: قاضی از معشوقهاش پرسید که وضعیت چیست؟ او پاسخ داد که خانه این دختر خالی و بدون کسی است.
خصم در ده رفت و حارس نیز نیستبهر خلوت سخت نیکو مسکنیست
هوش مصنوعی: دشمن به ده رفته و نگهبانی هم وجود ندارد، بنابراین اینجا برای تنهایی و آرامش بسیار مناسب است.
امشب ار امکان بود آنجا بیاکار شب بی سمعه است و بیریا
هوش مصنوعی: اگر امشب امکان داشته باشد، به آنجا بیا. کار شب بدون شنیدن و بدون ریا است.
جمله جاسوسان ز خمر خواب مستزنگی شب جمله را گردن زدست
هوش مصنوعی: تمام جاسوسان به خاطر مستی ناشی از شراب، در خواب به سر میبرند و به همین خاطر، شب همه را از بین برده است.
خواند بر قاضی فسونهای عجبآن شکرلب وانگهانی از چه لب
هوش مصنوعی: مردی به قاضی داستانهای عجیب و جالبی گفت که درباره یک زن با لبهای شیرین و جذاب است و ناگهان از او سوالی میکند که دلیل وقوع این داستانها چیست.
چند با آدم بلیس افسانه کردچون حوا گفتش بخور آنگاه خورد
هوش مصنوعی: مدتها با آدم، شیطان داستانها گفت و زمانی که حوا به او فرصت داد و گفت بخور، او نیز خوراک را پذیرفت.
اولین خون در جهان ظلم و داداز کف قابیل بهر زن فتاد
هوش مصنوعی: اولین بار در جهان، به خاطر ظلم و ستم، خون از دست قابیل به خاطر یک زن ریخته شد.
نوح چون بر تابه بریان ساختیواهله بر تابه سنگ انداختی
هوش مصنوعی: نوح وقتی که بر روی آتش معروف بریان میپخت و اعضای خانوادهاش بر روی سنگ نشسته بودند.
مکر زن بر کار او چیره شدیآب صاف وعظ او تیره شدی
هوش مصنوعی: زیرکی و فریبندگی زن بر کار او غلبه کرد و در نتیجه، نصیحت و سخنرانی او بیاثر و مبهم شد.
قوم را پیغام کردی از نهانکه نگه دارید دین زین گمرهان
هوش مصنوعی: پیامی را به مردم رساندی از نهان که دین را از این گمراهان حفاظت کنند.