بخش ۱۳۵ - خطاب حق تعالی به عزرائیل علیهالسلام کی ترا رحم بر کی بیشتر آمد ازین خلایق کی جانشان قبض کردی و جواب دادن عزرائیل حضرت را
هوش مصنوعی: در این متن، حق به عزراییل، فرشته مرگ، میگوید که بر دل همه انسانها رحم میکند، اما از تأخیر در انجام فرامینش میترسد. عزراییل به او یادآوری میکند که وی به هر انسانی به اندازهی درد و رنجی که متحمل میشود، رحم میکند. داستان به روزی برمیگردد که عزراییل فرمان گرفت تا جان افراد را بگیرد و وی از آن روز درد شدید از جدا کردن کودک از مادرش را احساس میکند.
پس از این واقعه، حق به عزراییل وعده میدهد که کودک را در دنیایی زیبا و خوشبخت پرورش خواهد داد، جایی پر از گل و درختان میوهدار و آبهای زلال، تا بتواند از آسیب و رنج دور باشد. در اینجا، اشاره به مهربانی حق نسبت به کودکان و ارزشمندی زندگی آنان در برابر سختیهای دنیا وجود دارد.
حق به عزرائیل میگفت ای نقیببر کی رحم آمد ترا از هر کئیب
هوش مصنوعی: خدا به عزرائیل میگفت: ای نگهبان، از کدامیک از انسانها بر تو رحم میآید؟
گفت بر جمله دلم سوزد به دردلیک ترسم امر را اهمال کرد
هوش مصنوعی: او میگوید که دلش به شدت از درد میسوزد، اما از ترس، نمیتواند به این مسئله رسیدگی کند و آن را نادیده گرفته است.
تا بگویم کاشکی یزدان مرادر عوض قربان کند بهر فتی
هوش مصنوعی: آرزو میکنم کاش خداوند برای من جان من را در ازای فتی قربانی کند.
گفت بر کی بیشتر رحم آمدتاز کی دل پر سوز و بریانتر شدت
هوش مصنوعی: میپرسد که آیا بر کسی که به او رحم بیشتری داری، از کس دیگری که دلش پر از درد و سوز است، احساس همدردی بیشتری میکنی یا نه؟
گفت روزی کشتیی بر موج تیزمن شکستم ز امر تا شد ریز ریز
هوش مصنوعی: روزی کشتی من بر روی امواج تند غرق شد و به تکههای کوچک تقسیم گردید.
پس بگفتی قبض کن جان همهجز زنی و غیر طفلی زان رمه
هوش مصنوعی: پس گفتی که جان همه را بگیر، جز زنی و غیر از کودکی که در این گله هستند.
هر دو بر یک تختهای در ماندندتخته را آن موجها میراندند
هوش مصنوعی: هر دوی آنها در یک قایق ماندهاند و امواج دریا آن قایق را به این سو و آن سو میبرد.
باز گفتی جان مادر قبض کنطفل را بگذار تنها ز امر کن
هوش مصنوعی: دوباره به من گفتی که جان مادر، بچه را بغل کن و تنها بگذار، از خواستهات پیروی کن.
چون ز مادر بسکلیدم طفل راخود تو میدانی چه تلخ آمد مرا
هوش مصنوعی: وقتی که از آغوش مادر جدا شدم، میدانی که چقدر این جدایی برایم تلخ و دردناک بود.
بس بدیدم دود ماتمهای زفتتلخی آن طفل از فکرم نرفت
هوش مصنوعی: من بارها شاهد غم و دردهای عمیق بودهام و تلخی آن کودک هنوز از ذهنم نرفته است.
گفت حق آن طفل را از فضل خویشموج را گفتم فکن در بیشهایش
هوش مصنوعی: طفل Innocent است و حق او بر اساس لطف و مهربانی خداوند است. به او گفتم که خداوند میتواند حتی بزرگترین موانع را از سر راهش بردارد و او را در فضای امن و آرامش قرار دهد.
بیشهای پر سوسن و ریحان و گلپر درخت میوهدار خوشاکل
هوش مصنوعی: یک جنگل پر از سوسن و ریحان و درختان میوهدار با میوههای خوشمزه.
چشمههای آب شیرین زلالپروریدم طفل را با صد دلال
هوش مصنوعی: من برای کودک خود با صدای دلنشین و گوارا، چشمههای آب شیرین و زلالی را فراهم کردهام.
صد هزاران مرغ مطرب خوشصدااندر آن روضه فکنده صد نوا
هوش مصنوعی: در آن باغ، صدها پرنده خوشآواز، نغمههای دلانگیز و زیبایی سر میدهند.
پسترش کردم ز برگ نسترنکرده او را آمن از صدمهٔ فتن
هوش مصنوعی: من زینت او را از گل نسترن بیشتر کردهام و او را از آسیبهای مشکلات محافظت کردهام.
گفته من خورشید را کو را مگزباد را گفته برو آهسته وز
هوش مصنوعی: مرا ببین که چطور از خواستهها و آرزوهای بزرگ سخن میگویم، اما با احتیاط و آرامش از باد میخواهم تا به آرامی و بدون ایجاد مشکل به مسیر خود ادامه دهد.
ابر را گفته برو باران مریزبرق را گفته برو مگرای تیز
هوش مصنوعی: ابر به کسی گفته شده که باران نبارد و برق هم به کسی گفته شده که با سرعت نرود.
زین چمن ای دی مبران اعتدالپنجه ای بهمن برین روضه ممال
هوش مصنوعی: ای باغ، تو را از این چمن دور کن، که بهمن با دستهایش بر روی این سرزمین زیبا سایه افکنده است.