مخمس بر غزل سعدی
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و زودگذر بودن عشق و زیبایی میپردازد. شاعر به معشوق خود میگوید که زیبایی و طراوت او دائمی نیست و روزی به زوال خواهد رفت. او به ارزش لحظات و رفتارهای عاشقانه اشاره کرده و از معشوق میخواهد که از ناز و عشوههایش کم نکند، ولی در عین حال به او یادآوری میکند که باید به عشق واقعی فکر کند و از آزار دادن دیگران پرهیز کند. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که مانند گل، زیبایی نیز گذراست و به زودی چیزی جز خار باقی نخواهد ماند.
ای گل، همه وقت این گل رخسار نماندوقتی رسد آخر که به جز خار نماند
هوش مصنوعی: ای گل، زیبایی و طراوت تو همیشه دوام ندارد و روزی خواهد رسید که فقط درد و غم باقی میماند.
تاراج خزان آید و گلزار نمانداین تازگی حسن تو بسیار نماند
هوش مصنوعی: پاییز میرسد و زیبایی گلها از بین میرود، این زیبایی و تازگی محبت تو هم دائمی نخواهد بود.
دایم گل رخسار تو بر بار نماند
هوش مصنوعی: صورت زیبا و دلنشین تو همواره نمیتواند در برابر چشمانم قرار داشته باشد و جاودانه بماند.
دیدار تو نیک و همه کس طالب دیدارتو یوسف مصری و همه شهر خریدار
هوش مصنوعی: دیدار تو خوشایند است و همه خواهان دیدار تو هستند؛ چون تو همچون یوسف مصری هستی و تمام افراد شهر مشتاق خریدن حضور تو هستند.
سودای تو دارند همه بر سر بازاربازار تو را هست خریداری بسیار
هوش مصنوعی: همه در تلاشند تا محبت و عشق تو را به دست آورند و در این میان، تو خریداران زیادی داری که به دنبال تو هستند.
من صبر کنم تا که خریدار نماند
هوش مصنوعی: من منتظر میمانم تا زمانی که هیچ خریداری باقی نماند.
دادست خدا حسن و جمال از همه پیشتاین سرکشی و ناز بود از همه بیشت
هوش مصنوعی: خداوند به تو زیبایی و جمالی بخشیده که هیچ کس به پای آن نمیرسد، اما این arrogance و ناز توست که از همه چیز بیشتر به چشم میآید.
هرچند که هستند ز بیگانه و خویشتبسیار غلامان کمربسته به پیشت
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در کنار افراد غریبه و بیگانه بسیاری وجود دارند، اما هنوز شماری از غلامان وفادار و متعهد به تو وجود دارند که در خدمتت هستند.
روزی شود ای دوست که دیار نماند
هوش مصنوعی: روزی خواهد رسید، ای دوست، که دیگر هیچ سرزمینی نخواهد ماند.
ای کافر پرعشوه و ای دلبر طنازیک چشم زدن و انکنی چشم خود از ناز
هوش مصنوعی: ای ناباور زیبا و ای محبوب دلفریب، تنها با یک نگاه میتوانی دل مرا به دست آوری و خود را از ناز و افسون دور نگهداری.
هر لحظه کنی عشوه و ناز دگر آغازتا چند کنی ناز؟ که تا چشم کنی باز
هوش مصنوعی: هر بار که با ناز و ادا رفتار میکنی، چه زمانی میخواهی این کار را ادامه دهی؟ مگر نه اینکه در هر بار که به من نگاه میکنی، دوباره همه چیز شروع میشود؟
از عشق من و حسن تو آثار نماند
هوش مصنوعی: از عشق من و زیبایی تو هیچ نشانهای باقی نمانده است.
تا چند به خونریز هلالی شدهای تیز؟از عشق بیندیش و ز آزار بپرهیز
هوش مصنوعی: چقدر هنوز به کاری که میکنی ادامه میدهی؟ از عشق و محبت فکر کن و از آزار رساندن به دیگران دوری کن.
شوخی مکن و تند مشو، عشوه مینگیزمشکن دل سعدی، که ازین باغ دلاویز
هوش مصنوعی: جدی باش و بیدندانه رفتار کن، با ناز و کرشمهات دل سعدی را نشکن، که این باغ زیبای عشق همیشه دلبری دارد.
چون گل برود جز الم خار نماند
هوش مصنوعی: زمانی که گل برود، چیزی جز خارها باقی نمیماند.