بخش ۱۹ - رفتن گدا به شب بر در شاهزاده
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به طور تصوراتی از حالت نابسامان و غمگین خود به دربار شاه میآید. او با دل شکسته و چشمانی پر از اشک، در برابر شاه زانو میزند و از دردهایش شکایت میکند. او به خاک میافتد و با نالههایش دل سنگ شاه را نیز میسوزاند. در ادامه، شاعر از عشق و وفاداری صحبت میکند و با سگی وفادار مقایسه میشود. او به زیباییهای این عشق و وفاداری اشاره میکند و از قربانی شدن برای محبوبش سخن میگوید. در نهایت، او به شدت نیاز به محبت و توجه را احساس میکند و از این وضعیت رنج میبرد.
یک شب القصه رو به شاه آوردرو به شاه جهان پناه آورد
هوش مصنوعی: در یک شب، داستانی را به دربار شاه آورد و به او پناهنده شد.
با تن زار و سینه ی غمناکدل مجروح و دیدهٔ نمناک
هوش مصنوعی: با وجود بدنی ضعیف و سینهای پر از غم، دل زخمخورده و چشمانی پر از اشک دارم.
هر قدم رو به خاک میمالیداز دل دردناک مینالید
هوش مصنوعی: هر قدمی که بر زمین میگذاشت، از دل درد و غم خود ناله میکرد.
هر دم آهی کشیدی از دل تنگتا از آن آه سوختی دل سنگ
هوش مصنوعی: هر لحظه با دل تنگی آه میکشی تا از آن آه، دل سختت به آتش بیفتد و بسوزد.
از غم دل به سینه سنگ زدیبا دل از کینه طبل جنگ زدی
هوش مصنوعی: به خاطر ناراحتی و غم درونت، دلی را که سنگین شده، به سینهات زدی و با دل پر از کینهات، صدای جنگ و دشمنی را ایجاد کردی.
رخ بر آن خاک آستان سودیآستان را ز بوسه فرسودی
هوش مصنوعی: چهرهات بر آن خاک مهمانخانه میدرخشد و آن مکان را با بوسههایم به نابودی میکشانم.
گفتی این آستانه محترمستسگ این کوی آهوی حرمست
هوش مصنوعی: گفتی این درگاه از احترام ویژهای برخوردار است، ولی در واقع سگ این محل، همانند آهو برای حرم مقدس است.
هر که او ره بدین طرف داردپای او بر سرم شرف دارد
هوش مصنوعی: هرکس که در این مسیر حرکت کند، برای من احترام و برتری دارد.
بر در شاه دید شیر سگیسگ نگویم پلنگ تیزتگی
هوش مصنوعی: در کنار درب شاه، شیر خطرناکی را مشاهده کردم که شجاعتش به اندازهی پلنگ است، ولی من او را یک سگ نمیدانم.
داغ مهر و وفا نشانی اوخواب مردم ز پاسبانی او
هوش مصنوعی: علامت عشق و وفاداری او، به گونهای است که خواب مردم را از پاسبانی او مختل کرده است.
گفتش ای سرور وفاداراندر وفا بهتر از همه یاران
هوش مصنوعی: او به بنده میگوید: ای محبوب وفاداران، تو در وفاداری از همه دوستان بهتر هستی.
گفت ای از می وفا سرمستروز و شب هیچ خورد و خوابت هست؟
هوش مصنوعی: گفت ای کسی که به دلیل شراب وفادار خوشحال و سرمست هستی، آیا هیچ وقت خواب و خوراکی هم داری؟
رشتهٔ دوستیست هر رگ توتو سگ کوی یار و من سگ تو
هوش مصنوعی: رابطهٔ دوستی میان ما به قدری عمیق است که من خود را وابسته به تو میدانم و هر چه که تو را خوشحال کند، برای من هم اهمیت دارد.
پنجه و ناخنت به خون شکارسرخ همچون گلست و تیز چو خار
هوش مصنوعی: پنجه و ناخن تو به رنگ خون شکار، به زیبایی گل و تیزی خار است.
دست تو در حناست گل دستهگل سرخ آن کف حتا بسته
هوش مصنوعی: دست تو در حناست و گلهای سرخ آن، به شکلی زیبا و مرتب تزیین شدهاند.
کف پای توراست نقش نگیندر نگین تو جمله روی زمین
هوش مصنوعی: کف پای تو مانند نگینی ارزشمند است که در روی زمین میدرخشد.
بارها صید فربه آوردیخود قناعت به استخوان کردی
هوش مصنوعی: تو بارها طعمههای نیکو و زیادی به دست آوردی، اما خودت را تنها به استخوانها راضی کردی و قناعت کردی.
هست شکل دم تو قلابیکه مرا میکشد به هر بابی
هوش مصنوعی: شکل دم تو مانند قلابی است که مرا به هر قیمتی به سمت خودش میکشد.
شبروانی که قلب و حیلهگرنداز تو شب تا به روز بر حذرند
هوش مصنوعی: افرادی که قلبشان طبعی ناپاک و فریبکارانه دارد، از تو در طول شب و روز دوری میکنند و از تو دور هستند.
گریه کرد و ز دیده آبش دادوز دل خونچکان کبابش داد
هوش مصنوعی: او گریه کرد و اشکها از چشمانش ریخت و دلش مثل کبابی در حال سوختن بود.