شمارهٔ ۲۱
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از درد فراق و آرزوی کشتن عشق پرشور خود صحبت میکند. او از جدایی معشوقش ناله میکند و به آرزوی خود اشاره دارد که اگر معشوق نتواند او را بکشد، این آرزو او را خواهد کشت. شاعر در جستجوی معشوق خود احساس آرامش میکند اما از این جستجو نمیخواهد که آرامش خود را از دست بدهد. او نیز با اشاره به ننگ و رسوایی عاشقان از نام خود، به عواقب عشق و حواشی آن پرداخته و در نهایت به نقش درد و اشک در عشق اشاره میکند.
هست آرزوی کشتن آن تند خو مراگر او نکشت، می کشد این آرزو مرا
هوش مصنوعی: آرزویم این است که آن فرد تندخو را از میان بردارم، اما اگر او مرا نکشد، این آرزو خواهد بود که مرا نابود کند.
جان من از جدایی آن مه بلب رسیدای وای! گر فلک نرساند باو مرا
هوش مصنوعی: دل من به خاطر دوری آن معشوق به شدت در عذاب است. ای کاش که سرنوشت مرا به او برساند.
با ذوق جستجوی تو آسوده خاطرمآسودگی مباد ازین جستجو مرا
هوش مصنوعی: دل خوشی من در جستجوی تو است و نمیخواهم از این جستجو آرامش داشته باشم.
ننگست عاشقان جهان را ز نام منعاشق مگوی، هر چه توانی بگو مرا
هوش مصنوعی: عاشقان دنیا از نام من شرمندهاند، لذا هر چه میخواهی درباره من بگو، فقط مرا عاشق نخوان.
گفتی که: آبروی هلالی سرشک اوسترسوای خلق میکند این آب رو مرا
هوش مصنوعی: تو گفتی که آبروی هلالی (ماه) در اشک اوست، اما این آب (آبرو) باعث رسوایی من در چشم مردم میشود.