شمارهٔ ۳۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به غم و اندوه عشق و جدایی میپردازد. او میگوید که از چشمانش به عنوان نمادی از درد و رنج، گلهایی میشکفد که نشاندهندهی مشکلات و داغهاست. شاعر شکستن عهد و وفا را سختترین درد میداند و غم جدایی را بزرگترین دشواریها. او از توفان اشکهای خود سخن میگوید و میگوید که حتی عمر نوح نیز اگر داشته باشد، باز به ساحل آرامش نخواهد رسید. در نهایت، شاعر به لزوم دوری از عشقهای نامناسب اشاره میکند و زیباییهای عشق و بزم را یادآوری میکند، خواهش میکند که از او باده نوشی کنند و لحظات خوش را جشن بگیرند.
ز آب چشم من گِل شد به راه عشق، منزلهاندانم تا چه گُلها بشکفد آخر ازین گِلها؟
هوش مصنوعی: از اشکهای من، گلهایی به وجود آمده است. در مسیر عشق، نمیدانم چند منزل باید طی کنم تا در نهایت، از این گلها شکوفهها بزنند؟
شکستی عهد و بر دلهای مسکین سوختی داغیزهی داغی که تا روز قیامت ماند بر دلها!
هوش مصنوعی: تو وعدهات را شکست و بر دلهای مظلومان آتش دلی جانسوز به جا گذاشتی، دلی سوزان که تا همیشه بر دلها باقی خواهد ماند!
من از خوبان بسی غمهای مشکل دیدهام، لیکنغم هجران بود مشکلترین جمله مشکلها
هوش مصنوعی: من از انسانهای خوب و مهربان دردها و مشکلات زیادی را تجربه کردهام، اما جدایی و دوری از محبوب، سختترین و دشوارترین این مشکلات است.
سزد گر بر سر تابوت ما گریند در کویشچرا کز منزل مقصود بربستیم محملها
هوش مصنوعی: اگر در کنار تابوت ما اشک بریزند، جای تعجب نیست؛ چرا که ما از مسیر اصلی خود منحرف شدهایم و از منزل مقصود دور شدهایم.
ز توفان سرشک خود به گردابی گرفتارمکه عمر نوح اگر یابم نبینم روی ساحلها
هوش مصنوعی: من به خاطر اشکهایم مانند کسی به گردابی گرفتار شدهام و حتی اگر به اندازه عمر نوح زندگی کنم، باز هم نمیتوانم به ساحلها برسم و آرامش یابم.
چو آن مه یار اغیارست گرد او مگرد، ای دلچرا پروانه باید شد برای شمع محفلها؟
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق، محبوب دیگران است، پس ای دل، چرا باید همچون پروانه به گرد شمعهای مجالس بچرخی؟
هلالی چون حریف بزم رندان شد بخوان، مطرب:«الا یا ایها الساقی، ادر کاسا و ناولها»
هوش مصنوعی: هلالی به عنوان همراه جمع رندان و تبهکاران در مجلس ظاهر شد. حالا بگو، ای مطرب: «ای ساقی، جام را پر کن و به من بده».