شمارهٔ ۵۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و عشق و همچنین به یاد شهیدان گذشته اشاره میکند. او بیان میکند که زیباییهای اطراف نیز از دلتنگیها و آلام او نشأت میگیرد. شاعر از ساقی میخواهد تا بادهای بیاورد که جانبخش باشد، چون زندگی در معرض خطر است. همچنین به پاکی چشمهایش و پاکی معشوق اشاره دارد و میگوید که محبوبش از خود او پاکتر است. در پایان، او به تلاشهای دیوانسالارانه اشاره میکند که برای بقا و سلامتی است و اشاره دارد که درد عشق مختص او و دیگران است.
هر آتشین گلی، که بر اطراف خاک ماستاز آتش دل و جگر چاک چاک ماست
هوش مصنوعی: هر گلی که در خاک ما روییده است، به دلیل آتش عشق و درد دل ما به وجود آمده است.
دامن کشان ز خاک شهیدان گذشته ایگردی، که دامن تو گرفتست، خاک ماست
هوش مصنوعی: تو با آغوشی پر از عشق و افتخار به سرزمین شهیدان کهن مینگری، جایی که خاک ما هم اکنون دامن تو را گرفته است.
ساقی، برو، که باده گل رنگ بی لبشگر آب زندگیست که زهر هلاک ماست
هوش مصنوعی: ای ساقی، برو و بادهای را بیاور که رنگش مانند گل است و لبهایش نیست. اگر این نوشیدنی زندگیبخش باشد، برای ما زهر و هلاکت خواهد بود.
پاکست همچو دامن گل چشم ما ولیدامان یار پاک تر از چشم پاک ماست
هوش مصنوعی: تو همچون دامن گل، پاک و زیبا هستی، اما دامن دلبر من حتی از چشمان پاک من هم پاکتر است.
دهقان سالخورده، که پاینده باد، گفت:آنست آب خضر، که در جوی تاک ماست
هوش مصنوعی: دهقان پیر و باتجربه گفت: این همان آب خضر است که در نهر تاکستان ما جریان دارد و نشان از زندگی و سرزندگی میدهد.
درمان دل مجوی، هلالی، که درد عشقخاص از برای جان و دل دردناک ماست
هوش مصنوعی: به دنبال درمان دل خود نباش، زیرا درد عشق مخصوص جان و دل زخمدیده ماست.