شمارهٔ ۸۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و دلتنگی خود اشاره میکند و بیان میکند که آرزوی وصال معشوق یا تماشای زیبایی او او را از پا در میآورد. او از معشوق میخواهد که در زمان وصال او را نراند، چون دوری او و خیالات مربوط به او باعث عذابش میشود. شاعر در نهایت به حشمت و ناز معشوق و تأثیر آن بر بیتابی خود اشاره میکند و میگوید که این احساسات حزنآور او را نابود خواهد کرد.
یا تمنای وصال تو مرا خواهد کشتیا تماشای جمال تو مرا خواهد کشت
هوش مصنوعی: یا آرزوی وصال تو مرا از پا در میآورد، یا تماشای زیبایی تو روح مرا به لب میرساند.
باز در جلوه ناز آمده ای همچو نهالجلوه ناز نهال تو مرا خواهد کشت
هوش مصنوعی: تو همچون نهالی زیبا و دلربا دوباره در نظر من ظاهر شدهای و این زیباییات چنان مرا تحت تاثیر قرار داده که میتواند به حسرت و اندوه من منجر شود.
روز وصلست، تو در کشتن من تیغ مکشکه شب هجر خیال تو مرا خواهد کشت
هوش مصنوعی: روز وصالی است و اگر با من قهر کنی و به من آسیب برسانی، باید بدان که شب دوری و غم خُود را فراموش نمیکنم و این غم مرا از پای درخواهد آورد.
چند پرسی که: ترا زار کشم یا نکشم؟جهد کن، ور نه خیال تو مرا خواهد کشت
هوش مصنوعی: چند بار سوال میکنی که آیا من را ناراحت کنم یا نه؟ تلاش کن وگرنه فکر تو باعث آزار من خواهد شد.
شاه من، تا بکی این سر کشی و حشمت و ناز؟وه! که این جاه و جلال تو مرا خواهد کشت
هوش مصنوعی: ای پادشاه من، تا کی باید به خود بزرگبینی و تجملات و ناز و نعمت ادامه دهی؟ آه! این شکوه و عظمت تو مرا به شدت آزار میدهد.
گم شدی باز، هلالی، بخیال دهنشاین خیالات محال تو مرا خواهد کشت
هوش مصنوعی: باز هم گم شدی، هلالی! با خیال دهنش، این افکار باطل تو، مرا به کشتن خواهد رساند.